ویرگول
ورودثبت نام
شرمینه مرادی
شرمینه مرادی
شرمینه مرادی
شرمینه مرادی
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

«قصه هایی برای نترسیدن»


بی‌تعارف بگویم، در این سی‌وسه سالی که از عمرم گذشته، کمتر سراغ کلاسیک‌های زبان فارسی رفته‌ام. نه از سر بی‌علاقگی، که از سر دلزدگی‌ای قدیمی؛ دلزدگی‌ای که بیشتر یادگار همان سال‌هایی‌ست که ادبیات را با امتحان و اضطراب به خوردمان دادند. این یک تصادف نیست. به نظر می‌رسد نظام آموزشی کاملاً عامدانه، شاهنامه ــ قله‌ی ادبیات کلاسیک یک ملت ــ را به حفظ کردن نام شاعر، قرن نگارش و پیدا کردن چند آرایه‌ی ادبی تقلیل داده است تا میان آن و نوجوان و جوان ایرانی فاصله بیندازد. این فاصله‌سازی عجیب بوی خیانتی حساب‌شده می‌دهد. راستش چند بار تا آستانه‌ی شاهنامه‌خوانی رفتم، اما هر بار خاطره‌ی شب‌های امتحان ادبیات، مثل دستی از پشت یقه‌ام را گرفت و عقب کشید. ترجیح دادم چند بیتی شعر نو بخوانم و بس. نه این‌که بخواهم بگویم کلاسیک بر نو برتری دارد؛ خیر. مسئله اتاق فکریست که تا مغز آموزش‌وپرورش نفوذ کرده، سانسوریست که لابه‌لای کاغذ کتاب‌های درسی لانه کرده و میان سطرها نفس می‌کشد. راستش را بخواهید، هنوز هم از نزدیک شدن به شاهنامه کمی می‌ترسم. هنوز خاطره‌ی امتحان‌ها گوشه‌ی ذهنم کمین کرده. اما این روزها که ایران در دست ضحاک زمانه است، به خودم آمدم و به فکر فرو رفتم که نمی‌توانم تا ابد بنشینم و مدام دنبال مقصر بگردم. باید قدم بردارم. قدم‌هایی شاید کوچک اما به سهم خودم کارآمد. با خودم تکرار می‌کنم: سنگ بزرگ علامت نزدن است. شاید اگر بخواهم دست به شاهنامه شوم، باز هم با یادآوری شب‌های امتحان، حس کنم لبه‌ی پرتگاه هستم، پاهایم بلرزد و پا پس بکشم.

اما امروز تصمیم گرفتم. تصمیم گرفتم همراه با پسرکم، دانه‌به‌دانه، شخصیت‌های اثرگذار شاهنامه را ساده و بی‌واسطه بخوانیم. نه برای اسطوره‌سازی‌که برای فهمیدن. با کاوه شروع کردیم؛ آهنگری که قدرتش از نسب قهرمانی نبود. کاوه در نقطه‌ای فریاد زد که انتخاب‌ها ته کشیده بودند. یا باید فریاد می‌زد‌ یا به همدستیِ بی‌صدا تن می‌داد. ایستادن او نه شجاعت افسانه‌ای که آخرین شکل باقی‌ماندن انسانیت بود. حالا که این سرزمین پر از کاوه‌هایی‌ست بی‌سپر و بی‌سلاح، کاوه‌هایی که دادخواهی را به قیمت جان تمرین می‌کنند، شروع از او برای من انتخاب نبود که ضرورت بود.‌ شاید یکی از شکل‌های مبارزه‌ی ما مادران این خاک همین باشد:

قصه‌ها را از زیر خاک بیرون بکشیم و ریشه‌ها را پیش از آن‌که دیر شود به دست فرزندانمان بسپاریم.

زبان فارسیشعر نونظام آموزشیشاهنامه
۲
۰
شرمینه مرادی
شرمینه مرادی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید