بازگفت شاهنامه (سرآغاز سخن)


نقاشی خط «به نام خداوند جان و خرد» استاد کرمعلی شیرازی
نقاشی خط «به نام خداوند جان و خرد» استاد کرمعلی شیرازی



فردوسی بزرگ حماسه جاودان خود را با نام و یاد خداوند آغاز می کند.

به نام خداوند جان و خرد

کز این برتر، اندیشه برنگذرد


این مرد فرزانه و خردگرا، از میان همه ویژگیهای خداوند، نخست بر جانبخشی و آفرینندگی او دست می گذارد و آنگاه بی درنگ او را سرچشمه خرد می شناسد.

این نخستین برخورد ما با بزرگمردی است که سرآغاز بزرگترین حماسه جهان را به خردگرایی آراسته است.


در رجهای پسین(بعدی) می خوانیم که فردوسی ویژگیهای دیگر پروردگار را برمی شمرد و ستایش می کند.

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده و رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برتر است

نگارنده بَرشده گوهر است


او خداوند را برتر و‌ بالاتر از چیرگی اندیشه ورزی می داند.

به بینندگان آفریننده را

نیابی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه، راه

که او برتر از نام و از جایگاه

خرد را و جان را همی سنجد اوی

در اندیشه سَخته کی گنجد اوی


و سرانجام ما را به پرستش و فرمانبرداری از آفریدگار می خواند.

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

به هستیش باید که خَستو شوی

ز گفتار بیکار، یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه


امروزه بخشی از شاهنامه پژوهان نوگرا بر این باورند که چون واژه «خداوند» در زبان و ادبیات پارسی در معنی سرور و دارنده(مالک و صاحب) نیز بکار می رفته است پس شاید بتوان در اینجا از بینش انسانگرا و سخن پیشروی فردوسی چنین برداشت کرد که خواست او از «خداوند جان و خرد» همان انسان است که جانداری خردمند می باشد.

از این دید می توان گفت فردوسی خردورز و انسانگرای ما شاهنامه شکوهمندش را با ستایش و بزرگداشت انسان و مردم آغاز کرده است.