ردپای یک واژه ایرانی



می دانیم واژه «کم» ریشه پارسی دارد.

از سویی ما یک ریخت(شکل) واژگانی همانند آن را در زبان عربی می‌بینیم که در جایگاه ضمیر پرسشی و ضمیر خبری بکار می رود و گاهی برای ساختن آمیغهای(ترکیبها) اسمی کاربرد دارد.

«کم» در زبان عربی در چم(معنی) «چه اندازه» یا «چه بسیار» و یا «چنانکه» می باشد.

مانند؛

کم درهما لک ( چند درهم پول داری)

کم لی عبدا (چه بسیار غلام دارم)


و در آمیغهایی مانند؛

کماکان: چنان که بود

کما فی السابق: چنانچه در گذشته بود، همچنان

کماهی: همچنان که هست، راست است


اکنون پرسش اینجاست که میان واژه پارسی «کم» که یک سنجه اندازه‌گیری ذهنی و نسبی است و در برابر واژه «افزون» بکار می رود و نشاندهنده اندازه‌های فروتر می باشد با ضمیر پرسشی و خبری و اسم‌ساز عربی «کم» چه پیوند واژگانی هست؟

از آنجایی که هر دو واژه، در هر دو زبان، در زمینه سنجیدن و پرسیدن از اندازه و شمار بکار می روند آیا این واژه از زبان پارسی به زبان عربی کهن راه یافته است؟

چون می دانیم کوشش مردمان از دوران باستان تا امروز، برای ساختن مفاهیم زبانی و سنجه‌های ذهنی، وابسته شیوه زندگی و نیازهای روزانه آنها بوده است و خواهد بود. این نیازهای زندگی در هر سرزمین و فرهنگی بنا به رده و جایگاه تمدنی آنها پایه ریزی می شده است.

چنانچه ما امروز می گوییم که تمدن اکد و سومر نخستین آفرینندگان خط و شمارش بوده اند یا در تمدن بابل نخستین قانون کشورداری یا شهروندی نوشته شد یا هندیان نخستین کسانی بودند که به شمارگان(عدد) صفر دست یافتند و این مفهوم بنیادین و شگرف را در ریاضی آفریدند.

اینها نشانه برتری یا فروتری نژادی و فرهنگی نیست. این بن‌مایه های تاریخی، تنها نشاندهنده رده و جایگاه تمدنی مردمان سرزمینهای گوناگون در جهان باستان می باشد.

از این روست که من می پندارم این بن‌مایه واژگانی و سنجش اندازه‌گیری «کم» باید از زبانهای کهن ایرانی و پارسی به زبان کهن عربی راه یافته باشد چون اندازه‌گیری، شمارش و دریافت ارزش کم و بیش داراییها، نخست در زندگی شهرنشینی و داد و ستد بازرگانی مردمان تمدنهای باستانی مانند ایران پدیدار شده است.





بن مایه های نوشتار؛

۱)شاهنامه فردوسی بخش دیباچه «گفتار در ستایش خرد»

۲)واژه‌نامه المعانی ۳)واژه‌نامه دهخدا ۴)واژه‌نامه عمید ۵)واژه‌نامه معین