سرودهای ناتمام (۴)



من زیر ضربه های باتوم تو

مشق شکستن و برخاستن کردم

وقتی که خواستی

تنها شکستن به من بیاموزی

دستی به روی شانه من بود





واماندگان تاریخ

بر درگاه تردید

گاه ستیغ فوجهای شقایق

وجدان به خواب صبح موعود

در قتلگاه عشق

پای عمل در کفن آید و شود

این خواجگان ترس

امروز

خون تو را تفسیر می کنند





(سی خرداد)

های! دژخیم!

این منم

اینجا ایستاده

و تو را

به هیچ انگاشته



(بیست و هشت مرداد)

های! جلاد!

این منم

زخمی داغ یاران

اینجایم هنوز


در نفسهایت شماره کن

تا کی فرا رسم