گسترش شاهنامه در فرهنگ جهان؛ شاهنامه عربی (۲)

داستان کیومرث (پرده یکم): ماقبل الانشقاق مردم جهان



سخنگوی دهقان چه گوید نخست

که نامی بزرگی به گیتی که جست

که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد

ندارد کس آن روزگاران به یاد

...

پژوهنده نامه باستان

که از پهلوانان زند داستان

چنین گفت کآیین تخت و کلاه

کیومرث آورد و او بود شاه

...

کیومرث شد بر جهان کدخدای

نخستین به کوه اندرون ساخت جای

سر بخت و تختش برآمد به کوه

پلنگینه پوشید خود با گروه

ازو اندر آمد همی پرورش

که پوشیدنی نو بد و نو خورش

به گیتی درون سال سی شاه بود

به خوبی چو خورشید بر گاه بود

...

دد و دام و هر جانور کش بدید

ز گیتی به نزدیک او آرمید

دوتا می‌شدندی بر تخت او

از آن بر شده فره و بخت او

به رسم نماز آمدندیش پیش

وز او برگرفتند آیین خویش



ترجمه عربی استاد «سمیر مالطی» از داستان کیومرث شاهنامه فردوسی در کتاب «الشاهنامه ملحمة الفرس الکبری» (شاهنامه؛ بزرگ آوردگاه ایرانیان) با سرفصل زیبای «ماقبل الانشقاق» آغاز شده است.

این بزرگمرد فرهنگ و ادبیات عرب به نیکی پیام فردوسی را در همریشگی خانواده جهانی انسانی از همین داستان نخست شاهنامه در می یابد و به شیوایی و استادی در تعبیر ماقبل الانشقاق بازمی نماید.

آنگاه گام به گام با فردوسی پیش می رود و چکیده ای از داستان زندگی مردمان نخستین و کوششهای آنها برای ساخت مدنیت انسانی در جهان ناشناخته آن روزگاران را با روایت شاهنامه ای آن برای ما می گوید.