ویرگول
ورودثبت نام
دست نوشته های شیم شیم
دست نوشته های شیم شیممن محمد مازوچی هستم و اینجا می خواهم از اندیشه تحول و کارکرد آن در کسب و کار و زندگی صحبت کنم برای مشاوره در زمینه کسب و کار به من پیام دهید
دست نوشته های شیم شیم
دست نوشته های شیم شیم
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ روز پیش

قسمت اول شیم‌شیم در شاهراه تحول، کجای مسیر ایستاده‌ای؟

شیم شیم در شاهراه تحول
شیم شیم در شاهراه تحول

گاهی بحران، فقط یک خبر بد نیست.

گاهی مثل چراغی است که ناگهان روشن می‌شود و به ما نشان می‌دهد در لحظه فشار، کدام بخش از ما دارد تصمیم می‌گیرد.

من برای این بخش پنهان یک اسم گذاشته‌ام: شیم.

شیم یعنی آن الگوی نادیده‌ای که وقتی اوضاع سخت می‌شود، بی‌صدا می‌آید پشت فرمان.

گاهی ما را می‌برد سمت حفظ بقا.

گاهی مجبورمان می‌کند فقط ظاهر اوضاع را نگه داریم.

گاهی هم کمک می‌کند مکث کنیم، ببینیم و مسیر را عوض کنیم.

و گاهی ما را به سمت یک تحول واقعی هل می‌دهد.

به زبان ساده‌تر:

شیم یعنی نسخه‌ای از ما که در میدان فشار، تصمیم می‌گیرد.

میدان تصمیم‌گیری یعنی چه؟

ما در بحران، در یک فضای خنثی تصمیم نمی‌گیریم.

هر تصمیمی از یک میدان تصمیم‌گیری بیرون می‌آید؛ میدانی که درونش ترس‌ها، تجربه‌ها، فشارها، نقش‌ها و تصویر ما از خودمان با هم قاطی شده‌اند.

برای همین دو نفر ممکن است در یک بحران مشابه، دو جور کاملاً متفاوت عمل کنند.

چون مسئله فقط خودِ بحران نیست؛

شیم فعال‌شده در آن بحران هم مهم است.


یک مثال واقعی‌تر

فرض کنیم یک شرکت خدماتی ۴۰ نفره، در سه ماه اخیر با این وضعیت روبه‌رو شده:

  • فروش ماهانه از ۳ میلیارد تومان به ۱.۸ میلیارد تومان رسیده؛

  • هزینه‌های ثابت ماهانه حدود ۲.۲ میلیارد تومان است؛

  • نقدینگی شرکت فقط برای ۴۵ روز کافی است؛

  • و نرخ تبدیل تیم فروش از ۲۵٪ به ۱۳٪ افت کرده.

و گاهی ما را به سمت یک تحول حالا سؤال مهم این نیست که «بحران هست یا نه».

بحران هست.

سؤال مهم‌تر این است:

در این وضعیت، ما از کدام شیم داریم تصمیم می‌گیریم؟

اگر شیم بقا فعال شود:

ممکن است اولین تصمیم این باشد که سریع هزینه‌ها را کم کنیم؛

مثلاً ۱۰ نفر را تعدیل کنیم، بودجه بازاریابی را ببندیم و آموزش را متوقف کنیم.

این تصمیم شاید در کوتاه‌مدت نفس شرکت را نگه دارد

اما اگر بدون فهم ریشه‌ها باشد، ممکن است همان ظرفیت کمی را هم که برای عبور از بحران لازم داریم، از بین ببرد.

اگر شیم مترسک فعال شود:

ممکن است همه‌چیز ظاهراً منظم به نظر برسد؛

جلسه پشت جلسه، گزارش پشت گزارش، اما هیچ اتفاق عمیقی نیفتد.

تعداد جلسات از ۲ جلسه در هفته برسد به ۷ جلسه،

اما فروش همان ۱.۸ میلیارد تومان بماند.

یعنی ظاهرِ کنترل هست،

اما خودِ مسئله هنوز سر جایش نشسته و چای هم سفارش داده.

اگر شیم شروع تغییر فعال شود:

اینجا آدم مکث می‌کند.

داده‌ها را می‌بیند.

می‌پرسد مشکل دقیقاً کجاست.

و شاید بفهمد که مسئله فقط کاهش لید نیست،

بلکه افت جدی در پیگیری، پاسخ‌گویی و بستن قراردادهاست.

در این حالت، با چند تغییر مشخص می‌توان اوضاع را کمی بهتر کرد:

  • فرایند پیگیری بازطراحی می‌شود؛

  • تیم فروش دوباره تقسیم‌بندی می‌شود؛

  • شاخص روزانه تعریف می‌شود؛

  • و تماس با مشتریان نیمه‌گرم از سر گرفته می‌شود.

اگر شیم تحول فعال شود:

اینجا سؤال از «چطور همین بحران را رد کنیم؟» فراتر می‌رود.

آدم می‌پرسد:

این بحران دارد چه حقیقتی را درباره مدل فعلی ما لو می‌دهد؟

شاید معلوم شود که ۶۵٪ درآمد شرکت از فقط ۳ مشتری بزرگ می‌آید.

شاید هم روشن شود که مدیرعامل بیش از حد در نقش فروشنده ارشد مانده و سیستم مستقل رشد ساخته نشده.

در این مرحله، تحول یعنی:

  • بازتعریف نقش مدیرعامل،

  • ساختن سیستم فروش مستقل،

  • و کم‌کردن وابستگی به چند مشتری بزرگ.

یعنی بحران را فقط «جمع» نمی‌کنی؛

از آن یاد می‌گیری و بعد، از نو طراحی می‌کنی.


جمع‌بندی

بحران‌ها فقط عددها را تغییر نمی‌دهند.

آن‌ها شیم‌های پنهان ما را هم بیرون می‌کشند.

و شاید سؤال اصلی این باشد:

در لحظه فشار، کدام نسخه از خودت پشت فرمان می‌نشیند؟

  • نسخه‌ای که فقط می‌خواهد زنده بماند؟

  • نسخه‌ای که ظاهر را حفظ می‌کند؟

  • نسخه‌ای که مکث می‌کند و می‌بیند؟

  • یا نسخه‌ای که آماده است خودش را بازتعریف کند؟

در این مجموعه، قرار است با هم این چهار شیم را بشناسیم و ببینیم در شاهراه تحول دقیقاً کجای مسیر ایستاده‌ایم.

هل می‌دهد.

بقاشروعتحول
۱
۰
دست نوشته های شیم شیم
دست نوشته های شیم شیم
من محمد مازوچی هستم و اینجا می خواهم از اندیشه تحول و کارکرد آن در کسب و کار و زندگی صحبت کنم برای مشاوره در زمینه کسب و کار به من پیام دهید
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید