ویرگول
ورودثبت نام
علی
علی
علی
علی
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

کرونای دیجیتال: قرنطینه اختیاری در اپیدمی سکوت

تحولات دی ماه ۱۴۰۴، بار دیگر جامعه ایران را در نقطه‌ای حساس قرار داده است. در حالی که کمر اقتصاد زیر بار جهش نرخ ارز خم شده و فریاد اعتراضات و اعتصابات از بازار تا خیابان شنیده می‌شود، پدیده‌ای غریب در فضای مجازی در حال رخ دادن است: «سکوت سازمان‌یافته به نام عزا.» این یادداشت به بررسی فرضیه کرونای دیجیتال می‌پردازد؛ وضعیتی که در آن جامعه، آگاهانه یا تحت فشار روانی، ابزار اطلاع‌رسانی خود را فلج می‌کند.

مکانیزم کرونای دیجیتال: ویروسی از جنس شرم

اصطلاح «کرونای دیجیتال» استعاره‌ای است از وضعیتی که در آن، درست مانند دوران پاندمی، افراد از تجمع (این بار در فضای مجازی) منع می‌شوند. اما تفاوت اساسی در اینجاست: در کرونا، ترس از مرگ فیزیکی عامل جدایی بود؛ در کرونای دیجیتال، «ترس از قضاوت اخلاقی» و «شرم اجتماعی» عامل تفرق است.

حاکمیت با استفاده از تکنیک کنترل بازتابی (Reflexive Control)، اطلاعاتی را به جامعه تزریق می‌کند که باعث شود مردم «داوطلبانه» تصمیمی را بگیرند که به نفع حاکمیت است. وقتی این گزاره جا می‌افتد که «هرگونه فعالیت در فضای مجازی نشانه بی‌غیرتی یا بی‌احترامی به خون معترضان است»، عملاً شبکه اطلاع‌رسانی مردمی توسط خود مردم قطع می‌شود.

از روان‌شناسی توده تا مهندسی سیاسی

دیدگاه روان‌شناختی: ترومای جمعی ناشی از سرکوب و گرانی، جامعه را مستعد «انزواطلبی دفاعی» می‌کند. فرد با سکوت کردن، احساس می‌کند در حال انجام یک کنش اخلاقی است، در حالی که در واقع در حال تخلیه سنگر است.

برای سیستمی که هزینه فیلترینگ گسترده (مانند قطع کامل اینترنت) برایش بالاست، بهترین جایگزین، «فیلترینگ درونی» است. اگر مردم خودشان اپلیکیشن‌ها را باز نکنند، نیازی به صرف هزینه برای بستن آن‌ها نیست.

«پلیس‌های اخلاق دیجیتال» (کاربرانی که دیگران را بابت پست گذاشتن شماتت می‌کنند) ناخواسته به بازوان اجرایی حاکمیت تبدیل می‌شوند. آن‌ها فضای نظارتی شدیدی ایجاد می‌کنند که هزینه تبادل فکر را از هزینه فیلترینگ بالاتر می‌برد.

استراتژی «تنش و انحراف» در اتحاد جماهیر شوروی

یک مثال تاریخی برجسته، استفاده از کمیته‌های صلح و انجمن‌های خیریه توسط ک‌گ‌ب در دوران جنگ سرد است. در مقاطعی که اعتراضات در کشورهای بلوک شرق بالا می‌گرفت، نهادهای امنیتی کمپین‌هایی به راه می‌انداختند با این مضمون که «در شرایط حساس کنونی، هرگونه مطالبه‌گری باعث برهم خوردن آرامش و صلح جهانی می‌شود». آن‌ها مردم را تشویق می‌کردند به جای اعتراض، به «تمرکز درونی» و «سکوت برای صلح» روی بیاورند. نتیجه؟ هسته‌های مقاومت که بر پایه ارتباطات مداوم شکل گرفته بود، بر اثر این انفعالِ اخلاقی، از هم پاشید.

چرا نباید به کرونای دیجیتال دامن زد؟

فلج کردن فضای مجازی به بهانه عزاداری یا همدردی، دقیقاً همان چیزی است که اتاق‌های فکر امنیتی به دنبال آن هستند. دلایل خطرناک بودن این روند عبارتند از:

قطع شریان حیاتی: فضای مجازی تنها جایی است که روایت‌های غیررسمی منتشر می‌شوند. سکوت یعنی واگذاری کامل تریبون به رسانه‌های رسمی.

مرگ مایندست انتقادی: تفکر انتقادی در گفتگو شکل می‌گیرد. وقتی دیالوگ قطع شود، ناامیدی جایگزین تحلیل می‌شود.

تسهیل سرکوب خاموش: وقتی کسی در فضای مجازی نباشد که گزارش دهد، سرکوب در دنیای واقعی با هزینه کمتری انجام می‌شود.

عبور از قرنطینه ذهن

ما نباید فراموش کنیم که فضای مجازی، «ویترین خوش‌گذرانی» نیست که با عزا تعطیل شود؛ بلکه «ستاد فرماندهی اجتماعی» است.

چه باید کرد؟

تغییر پارادایم از «سکوت» به «تولید محتوای آگاه‌ساز»: به جای پست نکردن، باید محتوای مرتبط با ریشه‌های بحران ارز، تحلیل اعتصابات و آموزش‌های مدنی تولید کرد.

مقاومت در برابر شیمینگ (Shaming): نباید اجازه داد برچسب‌هایی مثل «مزدور» یا «بی‌خیال» مانع از اطلاع‌رسانی شوند. فعالیت در بحران، عینِ دغدغه‌مندی است.

حفظ تداوم دیجیتال: حتی اگر محتوایی برای تولید ندارید، حضور داشته باشید، لایک کنید و مطالب تحلیل‌گران مستقل را بازنشر کنید تا الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، صدای جامعه ایران را به حاشیه نبرند.

اجازه ندهیم «کرونای دیجیتال» ما را در سلول‌های انفرادی گوشی‌هایمان محبوس کند. زنده ماندن یک جنبش، به ضربان قلب شبکه‌های ارتباطی آن بستگی دارد.

فضای مجازی
۲
۰
علی
علی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید