راهنمای مسافران مترو تهران

بعد بیش از هفت سال رفت آمد روزانه با مترو تهران، به عنوان کاوشگری قدیمی در این دنیای زیرزمینی وظیفه خودم دونستم که راهنمایی برای تازه‌واردان به مترو بنویسم. امیدوارم این راهنما به دست افراد نابه‌کار نیوفته و چراغ راهی باشه برای عزیزانی که از شر ماشین‌های زشت و پلشت به مترو پناه می‌برند. قدم گذاشت به مترو تهران شبیه قدم گذاشتن به کرمچاله‌ایه که شما رو به کره‌ای غیر از زمین می‌بره. پس باید از خطرات این سیاره آگاه باشید.




دیر اومدی نخواه زود برو

زمانی که شما داخل قطاری و می‌خوای پیاده شدی کلا ۵ ثانیه فرصت داری که خودت رو از اعماق واگن برسونی به در و بپری بیرون. در غیر این صورت موج جمعیت در حال سوار شدنه که شما رو له می‌کنن. باید صبر کنن شما پیاده شی بعد سوار بشن؟ نخیر! شما دیر پیاده شدی و سوار شدن اونا رو به تاخیر انداختی پس حقته له بشی و فحش بخوری. اصلا شاید به خاطر همین اخلاقته. آره! به خاطر همین اخلاقته! دیر اومدی پیاده شی نخواه زود برو...

پدرخوانده

دن کرلئونه و پسرش مایکل و وکیلشون تام هیگن رو فراموش کنین. چرا که دستفروش‌های مترو این عزیزان رو می‌ذارن توی جیبشون. کافیه شما به یکیشون نگاه چپ بکنی تا فردا صبحش با کله اسب توی تخت‌خوابت بیدار بشی. اگه بهشون اعتراض کنی که دیگه وقتشه اشهدت رو بخونی چون سرنوشتی خواهی داشت دو برابر بدتر از سانی کورلئونه...

کمک‌های اولیه

داخل هر واگنی یه دونه کپسول آتش‌نشانی و چکش برای مواقع اضطراری هست؛ ولی این وسایلی نیست که شما برای سفر در مترو بهش نیاز دارید. مترو در ۱۲ ماه سال در اشغال لشگری از زامبی‌هاست که نه به حمام رفتن اعتقادی دارن، نه استفاده از ضد عرق و نه حتی مسواک زدن! فی‌الواقع تنفس هوای داخل واگن گاهی از تنفس هوای نیروگاه چرنوبیل در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ هم خطرناک‌تره. از اونجایی که آدمیزاد شش داره و محکوم به تنفسه؛ همواره وسایل غواصی یا کلاه فضانوردی همراه داشته باشین. هرچند داشتن ماسک اکسیژن هم افاقه می‌کنه.

راگبی وطنی

به یاد داشته باشید که صندلی‌های مترو فقط جایی برای قرار دادن نشیمنگاه نیستند؛ بلکه حکم «قطعه زمین آبا و اجدادی» رو دارند. بدبختی اینجاست که معلوم نیست کارمند اداره اسناد این قطعه زمین ۴۰*۴۰ سانتی‌متری رو دقیقا به نام چند نفر ثبت کرده. در نتیجه همه مردم (بخصوص در ابتدای خط) وارد یک مسابقه راگبی می‌شن تا خودشون رو به صندلی برسونن. بدین صورت که هرکس سر راهشون باشه یا خودش کنار میره یا با هل دادن، ضربه زدن، لگد زدن،‌ بد و بیراه گفتن و ... کنار گذاشته میشه.

ماشین زمان

در ادامه بحث صندلی‌ها بگم که به جز ارث پدری حکم ماشین زمان رو هم دارن. اکثر افرادی که روی اون‌ها می‌شینن حس مالکیت شدیدی به اون پیدا می‌کنن که به گفته محققان بی‌شباهت به حس مالکیت بچه‌های ۶-۸ ساله روی وسایلشون نیست. این افراد که تحت تاثیر ماشین زمان قرار گرفتن، نه‌تنها نشیمنگاه مبارک رو برای نشستن سایرین اپسیلونی جابه‌جا نمی‌کنن؛ بلکه موقع پیاده شدن هم خودشون باید تصمیم بگیرن کدوم یکی از افراد حاضر در واگن باید به جاشون بشینه!


REDRUM

همینقدر بگم که مرحوم کوبریک اگر می‌دونست تجمع تعدادی آدم در فضایی محدود چقدر می‌تونه میل به قتل و خونریزی رو در انسان زیاد کنه، فیلم «درخشش» رو به جای یک هتل دورافتاده داخل مترو تهران فیلمبرداری می‌کرد. سکانسی که جک تورنس با تبر در رو می‌شکوند رو هم می‌تونست داخل ایستگاه «دروازه دولت» با تنها یک شات فیلمبرداری کنه.