من و تو TV؛ رویکرد برنامه ها در فرکانس آشنا



همین چند روز پیش بود که دست اندرکاران تلویزیون من و تو  با روی آنتن آوردن ویژه برنامه ای شاد، دهمین  سال فعالیت این رسانه را جشن گرفتند و بدین ترتیب شادیشان را با مخاطبانشان به اشتراک گذاشتند.

اگه بیننده من و تو هستی حتماً خودت بعد از چند باز بازپخش ، نمایش پشت صحنه ها ، پرداختن به حاشیه ها ، مصاحبه های قبل و بعد، طنازی ها و دلبری کردن ها حتماً  دیگه کل داستان جشن ۱۰ سالگی رو دیدی، احتمالاً لذتش رو هم بردی!

اما برای اونایی که ندیدن بگم: راستش تو برنامه خیلی چیز خاص و خارج از تصوری نبود. یعنی همون آدمای همیشگی بودن. همون فضایی که حالا کم و بیش جزو شناسنامه و هویت این رسانه شده هم وجود داشت.

منظورم اینه که مثل همیشه سعی می شد تا حس شادی ، صمیمیت و دوست داشتن به مخاطب تزریق و تلقین بشه! اینکه چقدر از این فضای تولید شده واقعی و طبیعیه  و چه اندازش مصنوعی و ساختگی،الله و اعلم. فقط می تونم بگم هر چی که هست تلویزیون من و تو تونسته باور من و تو بودن رو به شکلی حرفه ای و موفق به  بیننده هاش القاء کنه.

رمز موفقیت من و تو در جذب مخاطب چیست؟

من فکر می کنم من و تو خوب تونسته از ابزار هایی که در اختیارش هست استفاده کنه. تو اینکه حرفه ای و حساب شده هم عمل کرده شکی نیست. اما بنظرم برای رسیدن به موفقیت به این بزرگی، ابر و باد و مه و خورشید هم  دست به دست دادن، که البته جای بحث داره. در ادامه مطلب می خواهیم به این موضوع  برسیم.

موفقیت را چطور تعریف کنیم؟

به نظر شما معیار موفقیت برای یک رسانه چی می تونه باشه؟ شاید به عنوان اولین و منطقی ترین جواب، جذب مخاطب و کسب اعتبار از طرف اونها مهمترین دستاورد و سرمایه به حساب بیاد.

آیا پر بیننده بودن و رضایت مخاطبان برای موفق دونستن یک تلویزیون پر بیننده کفایت می کنه؟ یا فاکتور های دیگه ای هم باید مد نظرمون باشه؟

۵ عامل اصلی جذابیت در من و تو

می خوام به عنوان بیننده عادی تلویزیون اظهار نظر کنم. پیش خودم دلایل این موفقیت رو بررسی کنم. ضمناً همین جا اقرار می کنم که آمار و اطلاعات ویژه ای هم از منابع مالی، گردانندگان،  کادر هنری و پرسنل این تلویزیون در اختیار ندارم. اهداف پشت پرده هم اگه باشه من خبر ندارم!با توجه به نکاتی که گفتم شاید دلایل موفقیت رو بشه تو چند تا آیتم کلی برشمرد:

استفاده بهینه از امکانات

برداشت و نتیجه گیری شخصی من اینه که تلویزیون الویت ها و برنامه ریزی مناسبی برای پیشبرد بهینه و بهره وری حداکثری رو تو کارهاش انجام داده.به هر حال تو این چند ساله تا حدود زیادی با نفرات و بضاعت manoto tv آشنا شدیم.

نیروها رو خوب انتخاب می کنه . تو به کار گرفتن اونا استادانه عمل می کنه. تا می تونه به صورت بهینه از نیرو ها کار می کشه! معلومه که خیلی حیف و میل نمی کنن و جنبه اقتصادی کار هم جزئی از الویت هاست. خلاصه از موازی کاری ها ، اختلاس و حقوق های نجومی! خبری نیست.این یعنی اینکه می شه به آینده این رسانه از جنبه های فنی و اقتصادی امیدوار بود.

استفاده از تیم فنی  حرفه ای

تولیدات تلویزیون از لحاظ فنی و ساختار کیفیت خوبی دارن. تصاویر و صداها کیفیت بالایی دارند. نظم و برنامه کاملاً به چشم میاد. دکور برنامه ها معمولاً چشم نوازه.نیروی انسانی هم که چیزی از بقیه کم ندارن!

القاء حس سادگی و صمیمیت

سعی و تلاش وسواس گونه دست اندرکاران تلویزیون برای نمایش صمیمیت پرسنل با هم و با مخاطب یکی از ارکان برنامه سازی به شمار می ره. تلویزیون تو اجرای این قانون تعارف نداره اگه صمیمیی نباشی جلوی دوربین هم نمی ری!

خلاقیت و موقع شناسی

استفاده به موقع از امکانات،شناسایی نقاط قوت و ضعف خود و رقبا به علاوه وقت شناسی و فرصت طلبی، کاملاً مشهوده. اونا خوب بررسی می کنن. میدونن چه کاری از دستشون بر میاد و چه کاری نه. کی کاری رو شروع و چه موقع متوقفش کنن.مدیریت مناسب امکانات محدود باعث ایجاد روحیات خلاقانه توی کار می شه.

خط مشی مدون

از بدو شروع من و تو، روال کارها و پیشبرد امور خط سیر روشنی داشته. هدفگذاری خوبی اتفاق افتاده. کارها طبق روال و اصولی جلو می ره. خود همین موضوع باعث می شه وظیفه ها روشن،راه رشد مشخص،کارها و الویت اونها معلوم باشه. دوباره کاری به حداقل برسه. راه پیشروی باز و برنامه ها مطابق خط مشی تدوین شده انجام بشن.

سهم بقیه بازیگران در این موفقیت چیست؟

در مقابل می تونیم از نقاط ضعف رقبا هم اسم ببریم. اگه ما “من و تو” رو یه رسانه موفق بدونیم، شاید لازم باشه قسمتی از اون رو حاصل ناکارآمدی و عملکرد ضعیف یا نا مناسب رسانه های رقیب و هم راستا بدونیم.

عملکرد رسانه های اون ور آبی

رسانه های خبری و تفسیری

بعضی از اونها مثل “بی بی سی” و “صدای آمریکا” سابقه شون به قبل از انقلاب بر میگرده که در قالب شنیداری (رادیو) و در ساعت های خاص و محدود برای شنوندگان خود در ایران یا نقاط دیگه دنیا برنامه های خبری ، تفسیر و گزارش پحش می کردند. در زمان انقلاب و سالهای بعد هم این رادیو ها به کار خودشون ادامه دادند و به  تعداد اونها اضافه تر هم شد.

تعدادی از اونها بصورت محلی برای ایرانیان خارج از کشور و کسانی که بواسطه وقوع انقلاب از ایران خارج شده بودند و در شهرهایی مثل لوس آنجلس و بعضی پایتخت های اروپایی جمعیت قابل توجهی محسوب می شدندبرنامه پخش می کردند.

فکر می کنم بیشتر مخاطب های این ها کسانی بودند که می خواستند از وضعیت جنگ ( ایران و عراق) مطلع باشند و تحلیل ها و تفسیر ها رو بشنوند. باز هم یادآوری کنم که اون موقع ها مثل حالا نبود که از در و دیوار اطلاعات بباره. اگه کسی تو محل به عنوان روزنامه خون معروف می شد، تو مواقع اضطراری مردم برای کسب خبر بهش رجوع می کردند!!!

اگر چه اینها نقشی قابل بررسی در اطلاع رسانی و شکل دادن به افکار عمومی داشنتد ولی بخاطر محدویت هایی که وجود داشت در جذب مخاطب عام و دائمی و نقش آفرینی موثر موفقیت چندانی بدست نیاوردند.

تلویزیون های ماهواره ای و برنامه زنده

دسترسی آسان تر و کاهش هزینه های پخش ماهواره ای باعث شد که تو یه دوره ای صاحبان رسانه و کسانی که  تو کار رسانه ای فعال بودن یه گزینه جدید و یک ابزار  خیلی قدرتمند و کاربردی برای دسترسی و ایجاد ارتباط با مردم در اختیار داشته باشند.

تلویزیون هایی مثل حمید شب خیز (ITN TV) ، طپش (علیرضا امیر قاسمی) ، جام جم ، امید ایران ، NITV , و خیلی های دیگه تو این دوران وارد عرصه رسانه ( به شکل ماهواره ای) شدند و راهی به این سوی آب و پخش مستقیم برنامه پیدا کردند.

رویکرد ها و نقش آفرینی رسانه ملی

شاید بشه گفت بخش مهمی از موفقیت من و تو رو باید  مرهون انفعال ، گسستگی  و بی برنامه گی در ساختار رسانه ملی دونست. سازمان پر هزینه ، عریض و طویل و پر ادعایی که عملاً به عنوان جاده صاف کن رقبا برای در اختیار گرفتن هموطنان ما در بازی رسانه ای عمل کرده.

چطور تلویزیون ملی یه مملکت با این همه امکانات و نیروهای موجود نمی تونه برنامه هایی در خور نیاز و مطابق علاقه و خواست جمعیتی تولید کنه که در یک بازار انحصاری و بی رقیب (در داخل) در اختیارش قرار داده شده اند.

البته من به عنوان کارشناس یا کسی که بخواد قضاوت کنه این حرفو نمی گم. تنها به عنوان کسی که سالها تو این  مملکت زندگی کرده و چاره ای هم جز دیدن این برنامه ها نداشته ذهنیت خودمو با شما به اشتراک می ذارم. به تجربه و تحقیقاً می دونم که اکثریتی از بینندگان و هموطنام هم، کم و بیش با من هم نظرند.

راستش فکر می کنم با منطق جور در نمیاد. آخه چطور می شه کاری کرد که رسانه ملی در مقابل رقبای خیلی خیلی  کم امکانات تر و محدود تر اینقدر وا بده.

سازمان صدا وسیما به عنوان یک سازمان که قانوناً در داخل کشور به شکل بی رقیب متولی تلویزیون انحصاری کشور به حساب میاد، باید خیلی بیشتر از اینها احساس مسئولیت کنه یا به هر حال مکلف به پاسخگویی باشه.

سازمانی که هزینه اش رو از مردم می گیره، ولی به نظر میاد که بیشتر این امکانات رو به جای رشد و توسعه کیفی،  صرف موازی کاری ها و ایجاد ساختارهای کم بازده و نا کارآمد می کنه.

من و تو فقط به شاد کردن بیننده هاش فکر می کنه؟

اما سوالی که پیش میاد اینه که آیا تلویزیون من و تو هدفش فقط  ایجاد شادی برای مخاطبشه ، آیا کار کنان “من و تو” و کسانی که مدام جلوی دوربین یک رسانه پر بیننده و پر مشغله قرار دارند غیر نشون دادن قلب و تولید شادی و سرایت دادنش به بیننده، خودشون مشکل و دغدغه ای ندارن؟

گردانندگان تلویزیون چه می گویند؟

من تا حالا مصاحبه و اظهار نظری  جز چند جمله که در فضای مجازی منتشر شده در مورد این رسانه سراغ ندارم. گردانندگان اصلی چه کسانی هستند؟ مدیر کیه؟ رییس کدومه؟ سرمایه گذار کجاست؟ و…

تنها اطلاعاتی که تقریباً تو همه مطالب دیده می شه که اونم  بنظر میاد از  ویکی پدیا  برداشت شده. چند خط زیر که  از  این دانشنامه اینترنتی کپی / پیست (copy- past) شده:

شروع به کار تلویزیون: آبان ۱۳۸۹

من و تو (به انگلیسی: Manoto) یک شبکهٔ تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی‌زبان است، با تمرکز بر برنامه‌های علمی، سرگرمی و سیاسی که مرکز آن در لندن قرار دارد. شرکت مادر این شبکه، شبکهٔ تلویزیونی مرجان نام دارد که متعلق به کیوان عباسی و مرجان عباسی[۱] است. حامیان مالی این شبکه افراد نامشخصی هستند که هرگز نام آن‌ها فاش نشد؛ دولت جمهوری اسلامی ایران معتقد است حامیان مالی این شبکه دولت انگلستان است.

فرکانس های تلویزیون من و تو

پس از این بایت خیالمون راحت باشه که ما فقط محکومیم که برنامه ها رو دنبال کنیم. چه داخلی ها و چه خارج نشین ها به ما جواب پس نمیدن. ظاهراً ما تنها یک راه داریم. در هر صورت باید دنباله رو باشیم!!!

رویکرد تلویزیون من و تو

یادمه اوایل راه اندازی شبکه، برنامه ها بیشتر رنگ و بوی سرگرمی و خانوادگی داشت. از نوع ساخت اونها اینطور دستگیر آدم می شد  که عده ای یا تیمی دور هم جمع شدن که خیلی هم مایل نیستند دیدگاه ها و گرایشات سیاسی خوشون رو وارد کار حرفه ای کنن.

تا اون زمان سابقه نداشت  برنامه هایی با تم و رنگ و بوی اجتماعی و تفریحی که هدفش بیننده داخل کشوره تا این حد بصورت مدون ، جذاب و مستمر تولید و منتشر بشه.

برنامه هایی که سکوی پرتاب شبکه شدند

من و تو با هدف گیری دقیق و شناخت خوب از مخاطب تونست خیلی سریع پله های نردبان رشد و ترقی رو طی کنه. زمان مناسب،  موقعیت مغتنم و برنامه سازی حرفه ای، با فاکتورهایی مثل کم رقیب بودن، دست به دست هم دادند تا من و تو سرآمد جذب بیننده تو شبکه های فارسی زبان باشه.


آکادمی موسیقی گوگوش

یکی از برنامه های آس و خیلی پربیننده که این شبکه رو به عرش برد آکادمی موسیقی گوگوش ( بعدتر با کمی تغییر با نام استیج ارائه شد) نام داشت.

البته تا اون موقع برنامه هایی با این مضمون از یکی دو تا تلویزیون فارسی زبان دیگه مثل تی وی پرشیا (tv persia) هم تولید و پخش شده بود.نقطه تمایز ورژن من و تو با بقیه، در درجه اول به جذابیت های حرفه ای و خوش ساختی کار بر می گشت.بعدش هم حضور فیزیکی و نقش آفرینی خواننده و هنرمندی به نام “گوگوش” بود که به تنهایی می تونست وزنه بزرگی در مسیر کشوندن بیننده پای گیرنده تلویزیونی باشه.


اتاق خبر

یکی از این برنامه ها، سبک جدیدی از روایت اخبار بود. شکلی از خبر گویی که برای بیننده ایرانی تازگی داشت. خود عبارت اتاق خبر اون زمان برای مردم نا مانوس و شاید تا حدی جذاب و کنجکاوی برانگیز! بود.

سبک و سیاق گفتن خبر و مکان و دکور و جذابیت های بصری و تازگی کار، همشون باعث می شد علاقه مند شی و حداقل چند دقیقه ای وقت بذاری. حتی اگه از اخبار متنفر باشی!

شکل و نحوه استقرار گوینده ها هم در استودیو هر از گاه دچار تغییر می شد. بعضی وقت ها نشسته روی نیمکت مثل مدرسه و بعد تر ها  کنار هم چند نفری ایستاده بودند. یک نفر هم گرداننده بود که مثل مدرسه سوال می پرسید. فلانی راستی در مورد آن خبر اطلاعات جدیدی نداری؟ گزارش اون مطلب به کجا رسید؟


بفرمایید شام

برگ برنده دیگه ای که تلویزیون رو از رقبا متمایز کرد، همین بفرمایید شام بود. خوش ساخت – هر شب – ۴ روز در هفته (شنبه تا چهارشنبه) که میلیون میلیون  واسه منو تو بیننده آورد.

بعضی قسمتهاش خنده دار بود.یه وقت هایی هم داستان ها  تاسف بار می شد. روال برنامه این طوره که : ۴ تا آدم تو شهری مثل لندن یا شهری در کانادا یا استرالیا با برنامه از قبل تعیین شده، خونه یکیشون دور هم جمع می شن و دست پخت هم رو می چشن. این وسط امتیازاتی رد و بدل می شه. آخر شب چهارم، اونی که بیشترین امتیاز رو گرفته برنده جایزه ۱۰۰۰ پوندی می شه.

یکی از جذابیت های بفرمایید شام برای من، تفاوت های رفتاری و نوع مواجهه آدما با همدیگه بود. همونطور که گفتم خیلی وقتا خنده دار و سرگرم کننده بود.حتی می خوام بگم نکات آموزشی خوبی هم داشت. به مواقعی هم رفتارهایی از یکی سر می زد که آدم پیش خودشم شرمنده می شد.


من و تو پلاس – سالی تاک

از برنامه های پربیننده دیگه در شروع کار این رسانه، “من و تو پلاس”، “سالی تاک” ، “چرا که نه”؟ “دکتر کپی” رو می شه اسم برد. من و تو پلاس و سالی تاک هنوز هم کم و بیش تو همون قالب اولیه با تغییرات قالبی کم و محتوایی که تا حد زیادی سمت و سو پیدا کرده اجرا و پخش می شن.

من و تو پلاس یک مجله و ژورنال تلویزیونی است. این برنامه همه روزه و بصورت زنده پخش می شه. محتوای من و تو پلاس شامل گلچین و گزیده ای از مطالب جذاب، تازه های روز ، دنیای مد، موسیقی، گفت و گو و معرفی موضوعات جذاب می شه. مجریان این برنامه متغیر بوده و بصورت چرخشی انتخاب می شن.

سالی تاک هم از قدیمی ترین های تلویزیون به حساب میاد.هویت و اسم این برنامه به شکلی با مجری خودش یعنی سالومه سید نیا گره خورده.

نیش و کنایه ها و جهت گیری های تند انتقادی “سالومه” که گفته می شه پیش از مهاجرت و پیوستنش به من و تو با صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم همکاری داشته، طی یک برنامه هفتگی که غروب های پنجشنبه پخش می شه، سالی تاک رو تبدیل به برنامه ای خاص با محتوای چالشی عیار بالا کرده!

جهت گیری های سیاسی در من و تو

اگر چه این رسانه از همون شروع کارش دل خوشی از نظام حاکم بر کشور نداشت،اما تلاش می کرد محتوای کلی برنامه ها باعث نشه که انگ سیاسی بودن رو بهش بچسبونن.

به مرور زمان و علی الخصوص تو این یکی دو سه سال اخیر به به نظر میاد که اولویت ها و برنامه سازی تلویزیون سمت و سوی دیگه ای گرفته و رادیکال تر هم شده.

برنامه سازی با رویکرد های سیاسی

به نظر می رسه تلویزیون من و تو وارد یه فاز جدید شده باشه. یعنی بر خلاف  رویه ای که در شروع فعالیتش داشت و تلاش می کرد اول شاد و صمیمی باشه و اون وسط مسطا یه حرکت های ضد نظام هم بزنه! حالا دیگه اونقدر خیالش از بابت وفاداری مخاطب راحت شده که دیگه شمشیر رو از رو بسته و معمولاً از هر طریق که می شه اظهار نظر می کنه ، می خواد افکار عمومی شکل بده ، جریان سازی کنه و خلاصه بصورت هدفمند و با تمام قوا تو این مسیر حرکت کنه.

از مهمترین این نوع برنامه ها می شه به این موارد اشاره کرد:


اتاق خبر

هر قدر که به زمان حال نزدیک تر می شیم اتاق خبر رو می بینیم که بیشتر از قبل رنگ و بوی سیاسی به خودش گرفته . این برنامه کار رو به جایی رسونده که در تیتراژ اول برنامه هم سر خط خبرها رو تمام و کمال به اخبار مایوس کننده،یادآوری مشکلات، گرانی،ویرانی و… اختصاص می ده.

اینم بگم اگر چه جزو وظایف هر رسانه ای هست که اخبار رو پوشش بده و بعضی اخبار بد هم از اونجا که دامنگیر عموم ملت می شه جزو خبرهای مورد توجه همگان به شمار میاد، ولی نکته اینه که سیاه نمایی و انتشار گزینشی و مغرصانه خبرها ، اخلاقاً می تونه نا جوانمردانه، دور از منش حرفه ای و خیانت کاری به مردم و کشور محسوب بشه.

اتاق خبر با پوریا زراعتی

این برنامه از زیر مجموعه های اتاق خبر محسوب می شه. پوریا زراعتی روزنامه نگار و سردبیر اتاق خبر اجرای این برنامه رو هم به عهده داره.

روال کار به این شکله که یک، دو یا چند موضوع روز انتخاب می شه. در راستای تحلیل و موشکافی موضوعات، کارشناس یا کارشناسانی دعوت میشن. موضوع مطرح می شه و میهمانان برنامه در موردش بحث می کنند.

داستان رویکردهای جهت دار اینجا هم موضوعیت پیدا می کنه. اگر چه تلاش  “آقا پوریا” اینه که عملکرد این بخش مستدل تر و منصفانه تر به نظر برسه ولی باز هم نوع انتخاب موضوع، کارشناس ها و نحوه گردش کار تحقیقاً نشون می ده که خروجی کار نمی تونه منصفانه و حرفه ای باشه.

میز گرد رو به رو

از برنامه های جدید تر سیاسی شبکه به شمار میاد. فکر کنم این برنامه فاجعه ژورنالیستی باشه! چندین کارشناس دور میز هستند . به نوبت موضوعاتی مطرح می کنند. بعد هم مباحثه می کنند و تلاش اینه که در میان چالشی که از تضارب افکار صورت می گیره، مخاطب بتونه به نتیجه برسه و چیزی دستگیرش بشه.

حرفم سر شکل ظاهری برنامه نیست. از اون جهت که کار جدیدیه می تونه در نوع خودش جذاب هم باشه. حرف اینه که اول باید موضوع درست طرح بشه. در مرحله بعد کارشناسان از گرایشات مختلف باشند. شرایط لازم رو داشته باشند. قصد برنامه ساز این باشه که بیننده از این بحث چیزی گیرش بیاد و رشد کنه، اون موقع می شه گفت اوکی به این برنامه.

نمایشی که تو اون کارشناسان دائمی ، وابسته به برنامه ساز و همکار تلویزیون هسنتد نتیجه  چی می تونه باشه؟ برآیند کار جنگولک بازی، بی احترامی ، اتهام زنی و هر چیز دیگه ای می تونه باشه الا میز گرد سیاسی به معنای مصطلح و حرفه ایش.

موضع گیری های  تند بر علیه نظام

تقریباً تمام کارشناسان من و تو که با کمال تعجب خودشون جزئی از کادر این سازمانند و ۲۴ ساعته برای تلویزیون کار می کنند هیچ فرصتی رو برای اتهام زنی ازدست نمی دن.

در اینکه دولت یا حکومت تو ایران مشکلات،معضلات و ایرادات فراوون داره، شکی نیست. این که مردم نارضی اند و بعضاً خواسته هایی متفاوت از هیات حاکمه دارند هم کاملاً قابل قبوله، اما دیده می شه که کارشناس های من و تو هم انگار از اون ور بوم افتادن! فقط می خوان از ریشه بزنن.

اون ها بصورت خیلی حرفه ای فقط در جهت اجرای منویات تلویزیون  و به شکل کاسبکارانه رفتار می کنند. مصداق مثل فاشیستی که می گه : “هدف وسیله رو توجیه می کنه” اونا هم تنها چیزی رو که مد نظر دارند مصلحت خودشونه و ظاهراً به خیلی چیزای دیگه فکر نمی کنن.


ببین تی وی

این برنامه ظاهر اجتماعی و خانوادگی داره. اشتباه نکنم چهارمین ساله که داره پخش می شه. ظاهر کار اینه که دوربین تلویزیون تو خونه های کسانی که از قبل داوطلب شرکت در برنامه شده و انتخاب شدن قرار می گیره.

داوطلبان بصورت دو نفره یا بیشتر جلوی گیرنده هستند. خیلی خودمونی تلویزیون می بینن و به شکلی خیلی معمولی مثل همه مردم به چیزی که می بینند واکنش نشون می دن.

نتیجه این واکنش ها در قالب  برنامه ای  یک ساعته تدوین و روی آنتن می ره. ظاهراً خیلی سادس ولی در عین حال خیلی هدفمند و موثر عمل می کنه.یک برنامه کاملاً سیاسی با لباس دوستانه ، تعامل گرا و احساس بر انگیز .اگه مخاطب خیلی سرش تو حساب نباشه همه داستانو در بست قبول می کنه.

واقعیت اینه که ساخت این جور برنامه ها زمانی ارزشمنده که شرکت کنندگان از لایه های مختلف بوده و انتخاب کننده غرض و مرضی در گزینش نداشته باشه.

این در حالیه که شرکت کنندگان ببین تی وی مستقیماً در ارتباط و وابسته به تلویزیون هستند. این طور شرکت کننده ها بطور طبیعی در جهت اجرای خواسته های کارگزاران “من و تو” عمل خواهند کرد.

تلاش در جهت ساختار شکنی فرهنگی

پخش برنامه هایی که محتوای ساختار شکنانه دارند جایگاه ویژه ای پیدا کرده. یک از موضوعات که با فراوانی و تاکید زیاد روی اون کار و تبلیغ می شه و الحق والانصاف نتیجه هم داده برنامه هایی با موضوعیت حیوانات خانگیه.

سریالی که مربوط کلینیک دامپزشکیه و افراد مختلف از دور و نزدیک  سگ و گربه شون رو برای معالجه میارن ، روند کار ، احساست عاطفی ، سگ های ملوس که از آدما هم فهمیده تر و وفادار ترند، همه رو برای داشتن یه سگ که واسه بعضیا حکم بچه رو هم داره، بشدت وسوسه  می کنه.

توی برنامه های تولیدی هم سگ ها جایگاه ویژه خودشونو دارند. بعضی مجریا با سگشون تو برنامه حاضر می شن .سگ ها مزاحمتی که ندارند هیچ، خیلی هم مودبند. زمان اجرا که برسه خیلی خوب و مودب یه  گوشه ای دراز می کشن و گوش می کنن!

طرح موضوع حجاب

تلاش بیش از حد و فعالیت های افراط گونه  در راستای مطرح کردن موضوع  چالش بر انگیز حجاب و استفاده از همه گزینه ها ، افراد و اشخاص در راستای تکرار روزمره این موضوع با انواع برنامه ها و روش ها صورت می گیره.

نمایش مکرر و اصرار مداوم در انتخاب و نمایش سریال ها و سایر تولیدات با محتوایی که ارزشی ها بهش مستهجن می گن.خودمونیم انصافاً بعضیاشو حق دارن. چون هیچ توجیهی برای گذاشتن یه اسم دیگه روی اونها نیست.

حمایت چشم بسته و بدون منطق از رژیم سابق

چند سالی هست که شاهد ویژه برنامه هایی در تکریم و تطهیر رژیم پهلوی در تلویزیون هستیم. برنامه هایی که بصورت یکطرفه در قالب مصاحبه، نمایش، فیلم و نظایر این ها تولید و پخش می شن.

این که تلویزیون به خاندان پهلوی وابستگی مالی یا ارادت قلبی داره یا نه رو خبر ندارم. اما چیزی که روشنه یکی از محور های فعالیت سازندگان این برنامه ها ایجاد نوستالژی همه چی آرومه برای ایران شاهنشاهی و همچنین تبلیغ برای به قدرت رسیدن دوباره و البته بازگشت سلطنت به ایران هست.

ساخت برنامه با مضامین غیر اخلاقی و غیر حرفه ای

برنامه زننده دیگه ای هم بود که چند هفته ای پخش شد. الان اسمش یادم نیست  ولی تو ویرایش درستش می کنم. یه مسابقه درست کرده بودن که بهونه بود برای مطرح کردن جملات ناشایست و زننده که شرکت کنندگان مسابقه هم به ناچار باید با خانم مجری تو این داستان همراهی می کردند.

دوستان اگه تو کوچه و بازار و بین آدمای معمولی گفت و گو های اینطوری در بگیره شاید بتونیم اهمیت ندیم و بگذریم. اما تو تلویزیونی با این همه بیننده چرا باید این موضوعات مطرح بشه و چه کسی باید به این هنجار شکنی ها رسیدگی و نظارت کنه؟

متاسفانه تو ارکان و برنامه مختلف این تلویزیون تلاش مستمر برای جا انداختن الگوهای جدید به جای رفتارهایی که (در اکثر مواردبه حق) ناهنجار حساب میان انجام می شه.

جدیدتر های manoto


سمت نو

سمت نو از برنامه های جدیدتر من و تو حساب می شه. از اسمی که براش انتخاب شده می شه حدس زد که  باید برنامه ساختار شکنانه ای باشه. لزوم باز نگری ها و ایجاد تغییرات، رفع تبعیض و موارد این چنینی، موضوعات مورد بحث و حوزه ورود سمت نو هستن.

محور بحث خانوم ها هستند. فضای این برنامه هم تا حالا به این صورت بوده  که: ۳ مجری زن به نام های فرانک سلیمانی، مهتاب گریمشاو و بهاره گلزاری (چینش مجری ها بعضاً با تغییراتی همراه بوده) در مورد موضوع منتخب با مهمان برنامه گفت و گو می کنن.

همونطور که گفته شد اهمیت این برنامه می تونه در نوع انتخاب موضوع و همچنین نحوه انتخاب مهمان به چشم بیاد. سمت نو تلاش می کنه تا نظر  ۵۰ در صد از جمعیت خانم جامعه رو به خودش جلب کنه، زنانی که شاید احساس می کنند جامعه مرد سالار کمتر به اون ها بها می ده و فکر می کنند که این معادله باید نغییر پیدا کنه.


رو به رو

یکی دیگه از برنامه های نسبتاً جدید، همین برنامه س که بهش اشاره ای داشتیم. چند کارشناس با دیدگاه های متفاوت (سعی می شه شکل ظاهری این طور باشه)  در یک میز گرد حضور دارند. هر یک از کارشناسان به نوبت  موضوعاتی رو مطرح می کنند و در ادامه بحث به صورت مناظره جریان پیدا می کنه.

نکته قابل توجه اینه که به هر حال چینش و انتخاب موضوع کارشناس و نحوه اداره بحث و سیاست کار ایجاب می کنه که نتیجه بحث همان هدف مورد نظر و از پیش طراحی شده  کارگزاران تلویزیون باشه.


نکته

اسم یکی از محصولات جدید من و تو رو  نکته گذاشتن. “با مهشید حسینی” هم پسوندیه که به دنبالش میاد. نکته به معضلات و مشکلات بازار تولید – توزیع ، روابط تولید کننده و مصرف کننده ، شکایت های مردمی و از این قبیل مشکلات در اجتماع داخل کشور می پردازه.

نکته جالب “نکته” اینه که شکایت های مردم، از تولیدکنندگان و خدمات در عرصه های مختلف داخل کشور رو  روی آنتن مطرح می کنه. ظاهراً هدف اینه  که با پخش شکایت مصرف کنندگان، مسولین مربوطه ملزم به پاسخگویی بشن.

نکته های نکته!

نکته اینه که چطور یه تلویزیون از راه دور می تونه بصورت درست و بی طرفانه شکایت ها رو مطرح کنه؟ این وسط حقی از کسی ضایع نمی شه؟. آیا این روش کار سوء استفاده از رسانه و به تبع اون فشار آوردن به تولید کننده برای گفت و گو و حضور اجباری روی آنتن من تو برای جلوگیری از بدنام شدن برند نیست؟

نکات دیگه ای هم هست که مهمترین اونا می تونه این باشه که اصلاً چه کمبود ها ، نقص ها و بی تدبیری هایی در کشورمون وجود داره که مصرف کننده باید برای رسوندن صدای خودش به مسئولین امر و احقاق حق خودش از رسانه ای با کیلومترها دور وطن استفاده کنه؟

به کجا خواهیم رسید؟

رسانه ای مثل تلویزیون قدرت زیادی تو اثر گذاری روی عقیده و رفتار آدم ها داره. تلویزیون من و تو در جایی خارج از موطن اصلی برای بیننده هاش برنامه پخش می کنه و جالبه که میلیون ها مشتاق و بیننده داره.

بیننده من و تو هستم

من شخصاً بعضی از برنامه هاشو دوست دارم و با علاقه هم می بینم. یه سری هاش هم علاقه مند نیستم و بالاجبار نگاه می کنم! فکر می کنم تاثیر زیادی روی رفتار آدما داره.جوونا ازش الگو می گیرن در حالی که شاید هنوز قدرت تجزیه و تحلیل درست رو نداشته باشن.

روابط فردی و اجتماعی

روابظ همسران،خانواده ها و آدمای  توی اجتماع هم دستخوش تغییرات و چالش هایی می شه. قصد ندارم قضاوت کنم. اطلاعات و تخصص کافی هم ندارم. شاید اگه به این سادگی بود تا حالا قضیه حل شده بود.

این یه چالش بزرگه که جوانب مختلفی هم داره. میلیونها نفر که بیننده و در مقابل تلویزیونی که نظارت مرجع رسمی و قانونی روی محتوای اون نیست. تابع قوانین کشور ما نیست.الزاماً تابع خرد جمعی هم نیست.

واداده گی رسانه ملی

متاسفانه در داخل هم وضعیت همین طوره. برنامه های سلیقه ای،جناحی، یکطرفه و غالباً کسل کننده رسانه ملی! با انواع و اقسام ناهنجاری ها که همه به اندازه کافی ازش اطلاع داریم. چه بسا اگه دلسوزان واقعی در عرصه سیاست گذاری رسانه ملی فعال بودند نیازی نبود تا مخاطب میلیونی رو به من و تو وا بگذاریم.

مراقب باشیم

خوبه که تو هر جایگاهی وظفه خودمون رو بدونیم.سیاست گذار ، برنامه ساز، مجری، هنرمند، کادر خدماتی …بعضی وقت ها ظواهر انقدر گول زننده و جذاب به نظر میاد که آدم ممکنه ارزش ها رو فراموش کنه. اخلاق رو زیر پا بذاره.

شهرت، نیاز ، نا آگاهی و ناپختگی از هر طرف که باشه می تونه فاجعه بار باشه. تو هر مسئولیت و سمتی که هستیم منصف باشیم .این رو  بدونیم که دستپخت ما رو میلیونها هموطن می چشند.

جو گیر نشو

رسانه فرآورده ای به نام محتوا تولید می کنه. این محتوا به خورد مخاطب داده می شه . عدم نظارت ، کج سلیقگی ، غرض ورزی و بسیاری موضوعات ریز و درشت دیگه در ذائقه مخاطب اثر گذاره.

رعایت اخلاق و نظارت بر محتوا

ما چه عنوان بیننده و چه در مقام تولید کننده محتوا مسول و موظیفیم تا حداقل در محدوده فردی خودمون مسئولانه عمل کتیم. قدم اول  و اصل اساسی تو این مسیر رعایت اخلاق، انصاف و برنامه ریزی درست از یک طرف و قانونمندی و نظارت در سمت مقابله و ….