ویرگول
ورودثبت نام
siamak eslami
siamak eslami
siamak eslami
siamak eslami
خواندن ۶ دقیقه·۱ ماه پیش

صحبتی با پل B1 | این بار انتظارت طولانی نمی شود

این اواخر خودشان B1 صدایش می کردند. پل بیلقان هم می گفتند که اسم روستایی در مجاورت پل است.

راستش هنوز اسم رسمی و درست و حسابی هم رویش نگذاشته بودند. می گفتند از ساخت کمربند شمالی کرج، فقط همین پل B1 مانده و بعدش پروژه کامل می شود.

روز سیزدهم فروردین ۱۴۰۵ بود. از صبح رفته بودیم سیزده بدر جایی که بهش دهکده (تفریحی باغستان) می گن. ناهار خوردیم. هوا خوب بود. کیپ تا کیپ خانواده ها کنار هم اطراق کرده بودند.

صدای موسیقی همشون میکس شده بود و این سمفونی ناموزون همراه شده بود با دود جوج های در حال پخت،  که مشاممون رو نوازش می داد.

انوع و اقسام صدا با حرکات موزون ، ناموزون و ناهنجار توام بود و خلاصه آدم ها با شکل و شمایل و جنس های متفاوت دور و برمون در حال نمایش دادن بودند!

اما همه این ها باعث نشد که صدای چند انفجار نسبتا نزدیک رو نشنویم. اون لحظه صدای بمب به نظر معمولی بود. ولی نکته عجیب و قابل تامل این که بعدش صدای هلهله و یک جور شادی  یا شاید اعلام رضایت و تایید از طرف جمعیت حاضر در فضا پیچید.

چند دقیقه بعد با اینترنت ملی (محدود شده و نیم بند گوشی) تو یکی از سایت های خبری خوندم که پل B1 رو زدند و البته  انستیتو پاستور رو هم همچنین.

خیلی حالم گرفته شد. خبر رو تو جمع خودمون گفتم. از دور و بری ها هم می شنیدم که می گن  پل کرج رو زدند. خیلی ها هم بی خبر یا بی اعتنا مشغول کار خودشون بودند.

بعضی ها هم انگار (حداقل تو اون لحظه) اهمیت خاصی براشون نداشت. شاید فکر می کردند خب این همه جا تا حالا خراب شده، این هم مثل همه اون ها. 

به همین دلیل به اضافه چند دلیل مهم دیگه مثل صفی بودن سرویس یهداشتی، سعی کردیم زودتر بساط رو جمع و جور کنیم برگردیم. تو راه برگشت خبر رسید که پل رو یک بار دیگه زدند این بار دود، غبار و خاک ناشی از بمباران رو هم که به هوا بلند شده بود از دور دیدیم و عکس گرفتیم.

خب بطور طبیعی جنگ با خودش مصیبت، اضطراب و درد و رنج میاره، اما این یکی برای من یک حس نوستالژی عجیب و غریبی داشت.خلاصش اینکه خبر خاصی بود.

سال ها زحمت کشیدم تا گلم پرورده شد   ناگهان پیک اجل آن غنچه را از من ربود

این همه سال شهر، استان، و یک کشور منتظر بهره بردن از مزایای به ثمر رسیدن یک پل  باشند، در مورد معضلات ترافیکی و لزوم تکمیل، بهره برداری ، تلاش و  همت مسئولین در به ثمر رسیدن پروژه صحبت کنند، حالا سر بزنگاه که زحمت ها و تلاشها می خواد نتیجه بده، ترامپ کله زرد در جهت حمایت از مردم ایران ( بنا به گفته تلویزیون اینترنشنال) بیاد تو کل مملکت یک پل نا تمام رو به عنوان اولین هدف زیر ساختی انتخاب، و در طرفه العینی نابود کنه و بره؟

آه از این بخت نامراد. بیچاره ما کرجی ها .چقدر منتظر موندیم پل افتتاح بشه که راحت تر بتونیم بریم تهران و برگردیم. ترافیک کمتر بشه.  زهی خیال باطل

به یاد پل سرو قامت شهرمان که سال ها برای به بار نشستنش در انتظار (حسرت) ماندیم

امسال حدودا دهمین بهار افتتاح نشدنت را پشت سر می گذاشتی!!! این اوخر حسابی خسته شده بودی. بارها با ماشین از زیرت رد شده بودم. شاهد بودم که دو سه نفر بنا و کارگر با فرغون برای تکمیل شدن هیکل درشت مرتفع ترین پل خاورمیانه خاک جا بجا می کنند!

در مقابل تو با همه عظمتت صبورانه ایستاده بودی و مثل همه ما مردم سعی داشتی مشکلات را درک کنی یا اگر نمی توانی، تحمل کنی. کمبود بودجه، تحریم ها و… البته از نقش استکبار جهانی هم نباید گذشت !

کار تکمیل شدنت سال ها طول کشید. ریز ریز و سانت سانت پیش آمدی تا به ۹۹% رسیدی. سر و وضع و ظاهرت هم رفته رفته شکل گرفت.خودمونیم  این اوخر دیگه داشتی بر رویی هم پیدا می کردی.

به خاطر دارم، سال ها پیش، حسن ( روحانی) هر سال وعده افتتاحت رو میداد. تو اون موقع ها رو یادت نمیاد. هر سال نزدیک دهه فجر می گفتند:

امسال کمر بندی شمالی کرج بهره برداری می شه. در حالی که تو هنوز قد هم نکشیده بودی. ما هم  از همه جا بی خبر خوشحال بودیم که بالاخره کارها به سر انجام می رسه.

بعدش تو دوره ناتمام رییس جمهور شهید (رییسی) هم اوضاع کم و بیش به همان شکل پیش رفت . در بر همان پاشنه چرخید.در نهایت هم به تعبیر فضلا ، دست اجل مهلتی به دولت مستاجل ( برای ادامه کار) نداد تا تو همچنان نیمه کاره بمانی، ما هم  در خوف و رجا که بالاخره سرانجامت به کجا خواهد رسید.

این طور شد که دست تقدیر سرنوشت و پرونده تو را به دولت ناکام مسعود ( البته تا امروز) سپرد تا بلکه در این دوره و برهه خاص کنونی از تاریخ پر فراز و نشیب  کشورمان آیین افتتاحت را برگرار کنند.

از این هم که رادیو و تلویزیون (بخصوص استان البرز)، شهردار و استاندار همیشه پزت رو می دادند و سعی می کرند از اعتبار و وجهه تو برای پیشبرد مقاصد خاص خودشون استفاده کنند بگذریم!

می خوام بگم حداقل تو چند سال اخیر همیشه موضوع بحث شهروندان کرجی بودی. توی جمع ها درباره زمان تکمیل شدنت و دلایل تاخیرش صحبت می شد.

تو مهمونی ها و بخصوص عید دیدنی های هر ساله! و آخریش که همین نوروز ۱۴۰۵ بود، درباره ات حرف  زدیم. مخصوصا اونهایی که از تهران می اومدند از تو می پرسیدند و می گفتند راه نیفتاد؟ خلاصه خیلی از حال و روزت خبر می گرفتن.

خب برای اونا هم مهم بودی. می خواستن راحت تر رفت و آمد کنند. از وجنات و محاسنت هم شنیده بودند.

خلاصه کنم B1 جان، مایه سربلندی ما بودی و هستی.این عید آخر دیگه کلی بهت امیدوار شده بودم.به مهمونای عید و تهرانیا می گفتم: امسال سال آخره و پلمون دم دمای افتتتاحه.

۱۹چهارشنبه فرودین ۱۴۰۵ | اعلام آتش بس

بعد از چهل روز جنگ نابرابر و اولتیماتوم ترامپ مبنی بر ویران کردن تمدن ایران و اولدورم، بولدورم های فراوان، انتظارم این بود که شب وحشتناکی باشه. شایدم خواب به خواب برم .ممکنه صبح رو نبینم. این جور نشد. بیدار که شدم  در کمال ناباوری گفتند آتش بس برقرار شده. جنگی با شروعی بی دلیل و پایانی عجیب تر و یکباره، در حالی که تا لحظه آخر داستان چیز دیگه ای بود.

دریغ است ایران که ویران شود

هر چه که بود به تاریخ پیوست. راست گفته اند که تنها یاد و خاطره هاست که باقی می ماند.علت ها و نتایج که باید در جای خودش بررسی بشه به کنار، حالا دیگر زمان بازسازی است.

در تصاویر و فیلم های پخش شده، دیدم که دشمنان چطور وحشیانه تلاش کردند تا قد رعنایت را بشکنند و ویرانت کنند. اگر چه زخمهایی کاری بر پیکرت زدند اما تو پایدار و افراشته و پا بر جا مانده ای.

این بار انتظارت طولانی نمی شود

B1 جان گمان می کنم با شرایطی که پیش روی داریم، دیگر جای نگرانی نباشد. آن طور که مسئولین در خبرها عنوان کردند کارزار بازسازی بسرعت شروع خواهد شد.

امیدوارم تجربه های از سر گذرانده نویدی برای بازسازی تو در کوتاه ترین زمان و بهترین شکل ممکن باشد. آرزو می کنم  بهتر و خوش ساخت تر از پیش. در کرج، در دامان البرز و در پناه ایران عزیزمان. استوار و پاینده ببینمت.

دوستدار شما – فرزند ایران


پل
۱
۰
siamak eslami
siamak eslami
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید