مردم میفهمند! اما...

آلودگی هوا الان سال هاست که گریبانگیر شهرهای کشور است، و اصفهان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست. اگر آلودگی هوای اصفهان طی یک دهه اخیر بیشتر نشده باشد با همان قدرت قبلی اش وجود دارد.
نکته جالب اما اینجاست که تا چند سال پیش مردم شهر نمیدانستند آلودگی هوا چیست! و آنرا (به واسطه ی پوشش اختصاصی خبرهای آلودگی فقط برای تهران) فقط متعلق به تهران می دانستند. این در حالی بود که شهرستان ها و خصوصا اصفهان ( از جهت نوع آلایندگی) روزهایی به مراتب دشوار تر و بحرانی تر از پایتخت را به خود اختصاص میداد. (آمار آن به سادگی در دسترس و قابل مقایسه است)
روزهایی را به خاطر دارم که شاخص آلایندگی شهر اصفهان عددهای بالاتر و شرایط بحرانی تری نسبت به تهران را نشان میداد اما نه تنها شهر اصفهان (طبق قوانین در خصوص رد شدن حد مجاز و الزام برای تعطیلی) تعطیل نمیشد بلکه حتی اطلاع رسانی های مناسبی در خصوص این مهم نیز صورت نمیگرفت (همانطور که امروزه نیز این اطلاع رسانی ضعیف تر از حد انتظار می باشد.)
آن روز ها مردم را که در خیابان میدیدم آلودگی را مه و خصوصا مه صبحگاهی تصور میکردند و شب ها نیز اخبار از این پدیده به عنوان غبار محلی یاد میکرد! نکته جالب و واضح آن بود که پدیده مه به سادگی قابل تشخیص است و شرایط بوجود آمدنش ساده و قابل درک میباشد، آن موقع اما بسیاری نمیدانستند، چیزی که از آن به عنوان مه یاد میکنند پدیده ای بسیار کشنده و خطرناک است. رسانه ها نیز مانور اصلی را در تهران میدادند (آن زمان شاید یکی از دلایل پوشش خبر آلودگی به منظور کاهش مهاجرت ها به تهران بود...)

دیروز اما در خیابان توجهم به صورت های ماسک زده ی مردم جلب شد و فهمیدم که مردم فهمیده اند، و آلودگی هوا را میشناسند. علت کاهش دید افقی و کاهش نور خورشید را دیگر مه نمیپندارند بلکه اینبار آنرا میفهمند و میدانند که علت سردرد و سوزش چشمان و تنگی نفسها و حتی بی حوصلگی هایشان از چیست. هرچند که مطمئنا ماسک های بر روی صورت مردم تاثیری بر میزان تنفس آن ها از آلودگی و کاهش خطرات آن ندارد اما نشان میدهد که مردم دیگر خطر را احساس میکنند. زدن ماسک اگرچه از شدت خطر برایشان نمیکاهد اما تنها کاری است که میتوانند در برابرش انجام دهند و با آن سعی در مقابله دارند.
جالب خانمی بود که چند روز پیش با روسری اش جلوی صورتش را گرفته بود شاید او هنوز نمیداند روسری اش هیچ تاثیری در مقابله با آلودگی هوا ندارد اما با دیدن ماسک های دیگران و احساس تنگی نفس و سوزش چشم با روشی که به پندارش درست است به مقابله پرداخته است. حائز اهمیت آن که هرکسی در حد توان و احساس خود سعی در رویارویی و مقابله با این پدیده دارد و عکس العمل حاصله نشان از درک مسئله برای شهروندان است.
اینجا بحث نحوه ی مقابله با آلودگی هوا و راه های درست یا غلط مردم نیست، نکته آن است که طی این سال ها مردم این خطر را شناختند اگرچه شاید دیر به نظر می‌رسد اما مهم آن است که بالاخره طی این سال ها مردم رشد فکری را طی کرده اند که در پی آن به یکی از معضلات مهم شهری خود پی برده اند.
آگاهی از هر طریقی که بدون شک امروزه رسانه ها و خصوصا شبکه های اجتماعی مهمترین عامل آن هستند به مردم تزریق می شود و خط فکری مردم روندی هرچند آهسته اما رو به رشدی را طی میکند...

مردم میفهمند اما اینجا از هوای پاک تنها روزش برایمان باقی مانده است، 29 دی روز هوای پاک گرامی باد!...