ویرگول
ورودثبت نام
سیما صادق پرور
سیما صادق پرورsima_sadeghparvar@
سیما صادق پرور
سیما صادق پرور
خواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش

تا به کِی؟

من خیلی حسودم­

امروز صبح فهمیدم خیلی حسودم حالمو بد کرده

این که دوستی دور و برم نیس مشکل از ارتباط نیست ینی هست منتها توی منه این حسادته که باعث میشه به هیشکی نزدیک نشم

من به دختر خالم حسودی میکنم ازین که پول داداشاشو راحت خرج میکنه

به بچه های باشگاه حسودی میکنم ازینکه به خودشون میرسن و میتونن لباس بخرن

ازینکه همیشه لنگ کار و پولم باعث میشه از خودم بدم بیاد احساس حقارت خفت و خاری دست میده ،من همیشه شرمنده خودمم ، همیشه واسه  خودم کمم

آخرین باری که  احساس کردم برای خودم اندازم تایمی بود که لول 4 کار میکردم همون اوایل انقدری اعتماد به نفس داشتم که رفتم به یکی پیشنهاد دوستی دادم و 2سال باهم بودیم ،همون موقع هام شاید خوب نبوده 9 سالی میگذره شاید یادم نمیاد

سرم جلو خودم پایینه  تو دلم خالیه ،کَلَّم داغ کرده ،کلافه تر از همیشم

خستم از نرسیدن و نشدن ،پس کِی نوبت به من میرسه؟

سفید شدن موهامو از کف سرم از ریشه کاملاً حس میکنم، اگر این اسمش جوونیه اسمش زندگیه من نمیخوام ادامه بدم من دیگه نمیکشم

چرا هرروز بدتر از دیروزه چرا همش سیاهه چرا هیچ نوری ته این جاده لنتی نیست

ینی واقعاً من این زندگیُ انتخاب کردم؟ چرا واسه این ظلمات  یه شمع نیوردم واسه خودم؟

انقدری پٌرم که از تو سفت و سخت شدم سنگین شدم درونم هیچ جریانی نیست همش انسداد و انسداد

چرا هرچی دعا میکنم به بن بست میخوره  هی مدیتیشن میکنم امید میدم به خودم ،انگار بیشتر فرو میرم

کارمون به جایی رسیده که هر لحظه دعا میکنیم جنگ بشه ، خدا  ببین بندتو به  کجا رسوندی

هرروز و هر لحظه با اخبار میمیریم و زنده میشیم

هرشب با اخبار میخوابم ،صبح ها با اخبار بیدار میشم

هی امیدوار  میشم هی ناامید میشم هی نا امید میشم و هی نا امید تر میشم

ببخشید این خوشگلیای  زندگی که میگن ،کجاشه دقیقاً؟ کسی تا  حالا  دیده؟ نکنه اینم یه امید واهی بوده ؟ ای دل غافل

ما رو گول زدن با وعده زندگی زیبا و شیرین

اون لحظه های سرمستی و سر خوشی ،اون وقتای شیدایی ،اون شور و شوقای ژرف زندگی ،اون لحظه های اکلیلی ،اون پروانه های تو سینه ، اون رنگارنگیای لحظه های خوش ،

اینا مگه نبود زندگی ؟ نکنه فقط گوششو نشونمون دادن تو 20 سالگی ؟ نکنه اون موقع  هام نبوده و توهم زدیم

پس اینا چیه ؟ این فقدان ،این احساس تو خالی بودن ، این حقارت از چیه ؟

نکنه واقعاً کسی این تو نیست؟؟؟

نمی دونم کسی صدامو میشنوه یا نه، شایدم فقط دارم یاوه میگم

نه دیگه به خودم نمیتونم دروغ بگم

آهای تو ،این جا  همش سیاهیه با  خودت نور بیار

ینی میاد بشه نور زندگیم  ؟ اگر بیاد ینی زندگی رنگارنگ میشه ؟ ینی تازه میتونم ببینم؟

نکنه من خودمو گُم  کردم؟ خیلی سال دنبالش میگردم بخاطرش خیلی کارا کردم ،بی انصاف آب شدم از انتظار

دیگه  جونی نمونده برام خونی تو رگ هام نیست

کیو دیدی خونشو ترک کنه؟  نکنه باهام قهر کردی؟ من که هرچی دارم و ندارم به پات ریختم لنتی

ببین دیگه دستام خالیه ببین دیگه قلبم یخ کرده آخه چقدر بی رحمی ای من

میگن اول لایق شو تا خودش بیاد ، من خودمو آماده کردم واست چون میدم ارزشت خیلی بالاست راحت و مفت به دست نمیای

خیلی تلاش کردم حداقل بهم بگو که میای ،من  از انتظار خسته شدم

نکنه دیر برسی و کسی اینجا نباشه؟ نکنه آواره بشی؟ نکنه تنها بمونی؟

تو این حالم باز به  فکر توام

بیا من خیلی وقته منتظرتم.

احساس حقارتاعتماد نفسزندگیمن
۱۶
۱۵
سیما صادق پرور
سیما صادق پرور
sima_sadeghparvar@
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید