
🖋️ عارفه جرشنو؛ فعال حوزه زن و خانواده
🔹️ خانواده؛ کانون هویتساز در منظومه دینی
🔸 خانواده در فرهنگ اسلامی، پایه و سلول اصلی در جامعه و اصلیترین بستر شکلگیری هویت، اخلاق و سبک زندگی است؛ خانواده، همان پناهگاه و حوضچه آرامش زندگیِ پرچالش و پرتلاش هر انسانی است. پیشرفت و رشد فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی، همواره در گرو بهرهمندی از نهاد خانوادهی سالم، سرزنده و بانشاط بوده است.
🔹️رسالت رسانه ملی در بازنمایی خانواده تراز
🔸 در چنین چارچوبی که دین برای خانواده ترسیم نموده، رسانه ملی بهعنوان فراگیرترین ابزار فرهنگی کشور، نقشی تعیینکننده در بازنمایی الگوی مطلوب خانواده اسلامی دارد؛ الگویی از خانواده که نزدیکترین الگو به مفاهیم عمیق دینی و برآمده از اصالت و هویت تمدن ایرانی باشد. الگویی که در آن، زن و مادر خانواده، عنصر محوری است، مرد و پدر خانواده، محل اتکا و اعتماد در خانواده بوده و فرزندان بهعنوان یکی از مهمترین بخشهای خانواده، در این بستر امن، در حال رشد و پیشرفت همهجانبه هستند. بنابراین، باید بررسی نمود که صداوسیما تا چه اندازه توانسته این الگو را در تولیدات خود بهدرستی بازنمایی کند؟!
🔹️رسانه ملی و خلق تصویر ذهنی از خانواده مطلوب
🔸 آنچه در سریالها، برنامهها و حتی تبلیغات بازرگانی رسانه ملی نمایش داده میشود، صرفاً روایت زندگی نیست، بلکه نوعی الگوسازی اجتماعی است که میتواند در ذهن مخاطب تصویری از «خانواده مطلوب» بسازد؛ شاید بتوان گفت یکی از اصلیترین عواملی که تصویر خانواده مطلوب را در ذهن مخاطب ماندگار میکند، واقعی بودن آن تصویر است. سریالهای خانوادگی خاطرهانگیزی همچون پدرسالار، کهنهسوار، وضعیت سفید، پایتخت، دودکش، لحظه گرگ و میش و امثال آنها، از این جهت موفق بودهاند که خانواده ایرانیِ واقعی را در مواجهه با چالشهای زندگی روزمره به تصویر کشیدهاند؛ خانوادهای که با تکیه بر ایمان، همدلی، و حفظ حرمتهای اصیل، هویت خود را حفظ نموده و بر مشکلات غلبه پیدا میکند.
🔹️دوگانگی در بازنمایی خانواده در رسانه ملی
🔸 با این حال، نگاهی به تولیدات نمایشی نشان میدهد که بازنمایی خانواده در رسانه ملی گاهی دچار نوعی دوگانگی شده است؛ در بسیاری از سریالها، خانوادهها یا در قالبی کاملاً سنتی و گاه کلیشهای تصویر میشوند، یا در سوی دیگر، درگیر سبک زندگیای هستند که فاصلهای محسوس با ارزشهای فرهنگی و دینی جامعه دارد. این دوگانهسازی ناخواسته میتواند این تصور را ایجاد کند که میان «پایبندی به ارزشها» و «زیست امروزی» تعارضی جدی وجود دارد، در حالی که تجربه زیسته سبک زندگی جامعه ایرانی نشان میدهد جمع میان دینداری، پویایی اجتماعی و سبک زندگی متناسب با زمان کاملاً امکانپذیر است و اساساً تقابلی در این زمینه وجود ندارد.
🔹️شکاف تبلیغات بازرگانی با واقعیت زندگی مردم
🔸 در حوزه تبلیغات بازرگانی نیز نوعی پارادوکس قابلمشاهده است؛ در حالی که در برنامههای فرهنگی و معارفی بر سادهزیستی، قناعت و استحکام خانواده تأکید میشود، بخش قابلتوجهی از آگهیهای بازرگانی، خانوادههایی را در خانههای مجلل و در بستر مصرفگرایی افراطی به تصویر میکشند. چنین تصاویری برای عموم که با واقعیتهای اقتصادی روبهرو هستند، میتواند فاصلهای میان «زندگی واقعی» و «زندگی نمایشدادهشده» ایجاد کند.
🔹️مؤلفههای خانواده ایرانی_اسلامی
🔸 در مقابل، آنچه میتواند به بازنمایی دقیقتر خانواده تراز اسلامی کمک کند، توجه به مؤلفههایی است که در متن فرهنگ ایرانی-اسلامی ریشه دارد؛ مؤلفههایی همچون مودت و رحمت میان زوجین، گفتوگو و همدلی در حل مسائل خانوادگی، مسئولیتپذیری اجتماعی، و ایجاد فضایی سرشار از آرامش و نشاط برای فرزندان. نمایش چنین الگوهایی، زمانی اثرگذار خواهد بود که در قالب روایتهای باورپذیر و نزدیک به زندگی روزمره مردم ارائه شود مانند سکانسی از سریال پایتخت که پس از گذشت یک روز سخت و پرتلاطم، همسر خانواده(هما)، مرد خانه(نقی) را به یک چای دونفره دعوت میکند تا چند دقیقه بیهیاهو باهم به گفتگو بنشینند.
🔹️ضرورت عبور از کلیشهها؛ راهکار بازنمایی سبک زندگی اسلامی در رسانه ملی
🔸 رسانه ملی برای اینکه بخواهد در حوزه خانواده نقش راهبردی ایفا کند، باید از سطح بازنماییهای کلیشهای عبور کرده و تصویری متوازن از خانواده ایرانی ارائه دهد؛ خانوادهای که در عین پایبندی به ارزشهای دینی، فعال، امیدوار، گفتوگومحور و سازگار با تحولات اجتماعی است، خانوادهای که در عین پایبندی به هویت سنتی خود، برای چالشهای زندگی مدرنیته نیز برای فرزندان خانواده، راهحل ارائه میدهد و حمایت کانون امن خانواده را از فرزندانش دریغ نمیکند. در این صورت است که قاب رسانه میتواند آینهای باشد که مخاطب در آن، نه تصویری دور از دسترس، بلکه نسخهای الهامبخش از سبک زندگی مطلوب را ببیند.
#سبک_زندگی_و_خانواده