ویرگول
ورودثبت نام
سیمرغ رسانه
سیمرغ رسانه🔅صدای حق خاموش‌شدنی نیست 🖐️ به صورت ناشناس به ما پیام بدهید: https://B2n.ir/ws7405
سیمرغ رسانه
سیمرغ رسانه
خواندن ۷ دقیقه·۴ روز پیش

✍️یادداشت| حقوق بشر در چنبره منطق قدرت؛ از دوازدهم تیر (روز حقوق بشر آمریکایی) تا مهندسی روایت در رسانه جهانی

🖋️ سجاد رنجبر؛ دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل عمومی دانشگاه قم

🔸 دوازدهم تیرماه در تقویم سیاسی جمهوری اسلامی ایران صرفاً یادآور یک حادثه تلخ یا یک مناسبت تاریخی نیست؛ این روز در واقع نماد یک مسئله عمیق‌تر و ساختاری‌تر در نظم بین‌المللی معاصر است؛ مسئله‌ای که به شکاف روزافزون میان ادبیات هنجاری حقوق بشر و واقعیت‌های حاکم بر مناسبات قدرت بازمی‌گردد. آنچه این روز را از بسیاری از مناسبت‌های تاریخی متمایز می‌سازد، آن است که موضوع آن صرفاً یک فاجعه انسانی نیست، بلکه تجلی عینی تناقضی است که طی دهه‌های اخیر در رفتار سیاسی و امنیتی ایالات متحده آمریکا بارها و بارها خود را آشکار ساخته است؛ تناقضی میان ادعای حمایت از کرامت انسانی و عملکردی که در موارد متعدد، خود به یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی نظام بین‌المللی حمایت از حقوق بشر تبدیل شده است.

🔸 هنگامی که در دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷ ناو جنگی وینسنس هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران را بر فراز آب‌های خلیج فارس هدف قرار داد، تنها یک هواپیما ساقط نشد. در واقع یکی از مهم‌ترین آزمون‌های اعتبار گفتمان حقوق بشر غربی در برابر افکار عمومی جهان رقم خورد. پرواز ۶۵۵ ایران‌ایر در یک مسیر تجاری شناخته‌شده، با علائم هویتی آشکار و در چارچوب تمامی ضوابط هوانوردی غیرنظامی بین‌المللی در حال حرکت بود که هدف دو موشک ناو آمریکایی قرار گرفت و ۲۹۰ انسان بی‌گناه، شامل ده‌ها کودک، زن و مسافر غیرنظامی جان خود را از دست دادند. اهمیت این واقعه صرفاً در ابعاد انسانی آن خلاصه نمی‌شود. از منظر حقوق بین‌الملل، این حادثه به یکی از برجسته‌ترین مصادیق نقض تعهدات بنیادین دولت‌ها در قبال حفاظت از جان غیرنظامیان تبدیل شد؛ تعهداتی که علاوه بر معاهدات قراردادی، بخشی از قواعد آمره و عرفی نظام بین‌الملل محسوب می‌شوند.

🔸 اما آنچه دوازدهم تیر را به «روز افشای حقوق بشر آمریکایی» تبدیل کرد، تنها اصل واقعه نبود؛ بلکه نحوه مواجهه آمریکا با این حادثه بود. در نظام حقوقی متعارف، پذیرش مسئولیت، پاسخگویی، شفافیت و تضمین عدم تکرار از نخستین الزامات مواجهه با چنین فجایعی محسوب می‌شود. با این حال، نه تنها شاهد پذیرش مسئولیتی متناسب با ابعاد حادثه نبودیم، بلکه در ادامه، مجموعه‌ای از سازوکارهای سیاسی، رسانه‌ای و دیپلماتیک در جهت تقلیل ابعاد ماجرا و مدیریت پیامدهای افکار عمومی آن فعال شد. به بیان دیگر، آنچه قربانی شد صرفاً جان ۲۹۰ انسان نبود؛ بلکه اصل برابری انسان‌ها در برخورداری از حمایت حقوقی نیز در معرض تردید قرار گرفت.

🔸 لذاست که دوازدهم تیر را نمی‌توان صرفاً به یک واقعه تاریخی محدود کرد. این روز در حقیقت نماینده یک الگوی رفتاری است؛ الگویی که در طول دهه‌های بعد نیز در اشکال مختلف تکرار شده و هر بار پرسش‌های جدی‌تری را درباره نسبت میان قدرت و حقوق در نظام بین‌الملل مطرح کرده است. بررسی تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌هایی که در منطقه غرب آسیا رخ داده‌اند، بدون توجه به همین الگوی مستمر قابل‌تحلیل نیستند.

🔸 در جریان جنگ «جنگ رمضان» که با حملات هماهنگ ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شد، بار دیگر مسئله جایگاه غیرنظامیان در محاسبات قدرت‌های مدعی دفاع از حقوق بشر به یکی از مهم‌ترین موضوعات قابل‌تأمل تبدیل شد. فارغ از ارزیابی‌های سیاسی درباره اهداف و ابعاد این جنگ، آنچه از منظر حقوق بشردوستانه بین‌المللی اهمیت دارد، مجموعه گزارش‌هایی است که از وقوع موارد متعدد نقض اصول بنیادین حاکم بر مخاصمات مسلحانه حکایت داشت. حقوق بشردوستانه بین‌المللی طی بیش از یک قرن تلاش کرده است تا حتی در سخت‌ترین شرایط جنگی نیز حداقلی از انسانیت را حفظ کند. اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، اصل تناسب، اصل احتیاط در حملات و ممنوعیت تحمیل رنج غیرضروری بر غیرنظامیان، ستون‌های اصلی این نظام حقوقی را تشکیل می‌دهند. هرگاه این اصول قربانی ملاحظات سیاسی یا نظامی شوند، عملاً فلسفه وجودی حقوق بشردوستانه زیر سؤال می‌رود. همچنین در این نطام حقوقی، واقعه تلخ مدرسه شجره طیبه میناب واجد اهمیت ویژه‌ای است. بر اساس روایت‌های منتشرشده و گزارش‌های ارائه‌شده از این حادثه، هدف قرار گرفتن یک مرکز آموزشی و شهادت شمار قابل‌توجهی از کودکان، پرسش‌هایی جدی درباره میزان پایبندی مهاجمان به قواعد آمره حقوق بشردوستانه بین‌المللی ایجاد کرد. در ادبیات حقوق جنگ، مدارس، مراکز آموزشی و اماکن مرتبط با کودکان از جمله مصادیق برجسته اشیای غیرنظامی محسوب می‌شوند و برخورداری آنان از حمایت ویژه، نه یک امتیاز سیاسی، بلکه یک الزام حقوقی شناخته‌شده است. به همین دلیل، هرگونه حمله به چنین اهدافی، صرف‌نظر از توجیهات سیاسی و نظامی ارائه‌شده، نیازمند پاسخگویی دقیق، تحقیق مستقل و شفاف‌سازی کامل است.

🔸 آنچه میان پرواز ۶۵۵ و میناب فاصله می‌اندازد، صرفاً چند دهه زمان است؛ اما آنچه این دو واقعه را به یکدیگر پیوند می‌دهد، استمرار یک مسئله بنیادین است: هنگامی که قربانیان، ایرانی هستند، حساسیت بخش مهمی از ساختار رسانه‌ای و سیاسی غرب به شکل معناداری کاهش می‌یابد. این ادعا صرفاً یک گزاره سیاسی نیست، بلکه نتیجه مطالعه نحوه پوشش بحران‌ها در رسانه‌های بین‌المللی است. در بسیاری از موارد، ارزش خبری یک فاجعه نه بر اساس تعداد قربانیان یا شدت نقض حقوق بشر، بلکه متناسب با موقعیت ژئوپلیتیک عاملان و قربانیان آن تعیین می‌شود. این همان نقطه‌ای است که مفهوم «استاندارد دوگانه» از یک شعار سیاسی فراتر رفته و به یک مسئله قابل‌مطالعه در حوزه ارتباطات بین‌الملل، مطالعات رسانه و حقوق بشر تبدیل می‌شود.

🔸 امروزه کمتر پژوهشگری تردید دارد که رسانه صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیست. رسانه بخشی از فرایند تولید واقعیت اجتماعی است. آنچه افکار عمومی جهانی درباره یک بحران می‌داند، نتیجه مستقیم خود بحران نیست، بلکه حاصل سازوکارهای پیچیده انتخاب، برجسته‌سازی، چارچوب‌بندی و بازنمایی رسانه‌ای است. در جهان معاصر، بسیاری از جنگ‌ها پیش از آنکه در میدان نبرد رخ دهند، در میدان روایت آغاز می‌شوند و پیش از آنکه با سلاح خاتمه یابند، در عرصه ادراک عمومی تعیین تکلیف می‌شوند. از این پنجره، مسئله افشای حقوق بشر آمریکایی بیش از آنکه صرفاً یک موضوع سیاسی باشد، یک مسئله رسانه‌ای و شناختی است.

🔸 اگر جنایت‌ها فراموش شوند، اگر حافظه جمعی ملت‌ها تضعیف شود و اگر روایت قربانیان در هیاهوی روایت قدرت گم شود، بخش مهمی از فرایند مصونیت ناقضان حقوق بشر تکمیل خواهد شد. تاریخ نشان داده است که بسیاری از فجایع نه در لحظه وقوع، بلکه در مرحله فراموشی عمومی برای همیشه تثبیت می‌شوند. به همین دلیل، مهم‌ترین وظیفه رسانه در قبال دوازدهم تیر، صرفاً بازخوانی یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه جلوگیری از فرسایش حافظه تاریخی جامعه است.

🔸 بنابراین، دوازدهم تیر باید به‌عنوان یک مسئله راهبردی فهم شود، نه یک مناسبت تقویمی. مسئله اصلی آن نیست که هر سال چند گزارش یا مستند درباره پرواز ۶۵۵ تولید شود. مسئله آن است که چگونه می‌توان یک مطالبه حقوقی، اخلاقی و انسانی را در سطح افکار عمومی منطقه‌ای و جهانی زنده نگه داشت. تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که حافظه تاریخی زمانی ماندگار می‌شود که به بخشی از فرهنگ عمومی، تولیدات رسانه‌ای، آثار هنری، ادبیات، سینما و نظام آموزشی تبدیل شود. بدون چنین فرایندی، حتی بزرگ‌ترین فجایع نیز به‌تدریج در حاشیه حافظه جمعی قرار می‌گیرند.

🔸 در شرایط کنونی و در میانه نبرد تمدنی، رسانه ایرانی با مسئولیتی مضاعف مواجه است. از یک سو باید روایت تاریخی پرواز ۶۵۵ را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمونه‌های نقض حقوق غیرنظامیان در حافظه جهانی تثبیت کند و از سوی دیگر باید وقایع معاصر، از جمله رخدادهای مرتبط با جنگ رمضان و حادثه میناب را در چارچوبی حقوقی، مستند و حرفه‌ای بازنمایی کند. اهمیت این موضوع در آن است که در جهان امروز، مشروعیت سیاسی تا حد زیادی از مسیر مشروعیت روایی عبور می‌کند. هر طرفی که بتواند روایت خود را به روایت مسلط تبدیل کند، بخش مهمی از میدان را تصرف کرده است.

🔸 اگر از این زاویه به بنگریم، رسانه دیگر صرفاً یک نهاد فرهنگی یا اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت امنیت ملی، دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کشور محسوب می‌شود. رسانه باید بتواند میان مستندسازی حقوقی، اقناع نخبگانی و تأثیرگذاری عمومی پیوند برقرار کند. روایت‌های مبتنی بر احساسات زودگذر، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت اثرگذار باشند، اما در میدان پیچیده افکار عمومی جهانی ماندگار نخواهند بود. آنچه می‌تواند روایت ایران را تثبیت کند، ترکیب دقت حقوقی، اعتبار مستندات، قدرت روایت‌گری و استمرار رسانه‌ای است.

🗓️ انتشار به مناسبت سالروز افشای حقوق بشر آمریکایی و حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی

#نقد_غرب_و_هجو_غرب‌زدگی

حقوق بشرافکار عمومیآمریکارسانه
۰
۰
سیمرغ رسانه
سیمرغ رسانه
🔅صدای حق خاموش‌شدنی نیست 🖐️ به صورت ناشناس به ما پیام بدهید: https://B2n.ir/ws7405
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید