
🖋️ علی ملکزاده؛ نویسنده و روزنامهنگار
🔸 مسعود پزشکیان دیروز گفت که صداوسیما نباید عملکرد دولت را سیاهنمایی کند. این جمله در ظاهر دفاع از انصاف رسانهای است؛ اما در متن زندگی مردم، به معنای دولتی است که قیمتها زیر دستش جهش کرده، حالا از رسانه میخواهد آن را رمانتیک روایت کند. مسئله این نیست که رسانه ملی همیشه دقیق و بیخطا بوده است. مسئله این است که وقتی سفره مردم کوچکتر میشود، نخستین مطالبه افکار عمومی «توضیح دولت» است نه «سکوت منتقدان».
🔸 رئیسجمهور در ادامه گفته است: در شرایط جنگ اقتصادی، تحریم و محدودیتهای تجاری، نمیتوان همه گرانیها را به دولت نسبت داد. این حرف از نظر تحلیلی بخشی از واقعیت است؛ اما تمام واقعیت نیست. هیچکس اثر تحریم و جنگ را انکار نمیکند. پرسش این است که آیا دولت در اقتصاد ایران فقط ناظر بیرونی است؟ آیا سیاست ارزی، بودجه، واردات کالاهای اساسی، تخصیص ارز، تنظیم بازار، نظارت بر زنجیره توزیع و کنترل رانت در اختیار بازیگری غیر از دولت است؟ اگر دولت در روزهای انتخابات میتواند عامل تورم معرفی شود، چرا همان دولت بعد از رسیدن به قدرت هیچ کاره شده است؟
🔸 تناقض دقیقاً از همینجا شروع میشود. آقای پزشکیان در زمان انتخابات با صراحت میگفت عامل تورم دولت است. آن روز این جمله نشانه صداقت و شجاعت بود. امروز اما وقتی همان گزاره به دولت خودش برمیگردد، تبدیل میشود به بیانصافی، تشویش افکار عمومی و سیاهنمایی. مردم این تغییر لحن را خوب میفهمند. پیش از قدرت، تورم محصول سوءمدیریت دولت بود؛ پس از قدرت، تورم محصول جنگ، تحریم، بازار، رسانه و هر چیز دیگری است جز تصمیمهای دولت.
🔸 اما عددها با هیچ ادبیاتی پاک نمیشوند. در اردیبهشت ۱۴۰۵، تورم سالانه در روایت بانک مرکزی به ۵۳.۹ درصد رسید و مرکز آمار آن را ۵۷.۷ درصد اعلام کرد. تورم نقطهبهنقطه خانوارها در گزارش مرکز آمار به ۸۳.۹ درصد رسید؛ یعنی خانوار ایرانی برای خرید یک سبد نسبتاً مشابه، به طور متوسط بیش از ۸۰ درصد بیشتر از اردیبهشت سال قبل هزینه کرده است. تورم ماهانه نیز در محدوده ۸.۵ تا ۸.۸ درصد گزارش شد؛ عددی که به تنهایی برای بلعیدن بخش مهمی از درآمد ثابت حقوقبگیران کافی است. وقتی قیمتها در یک ماه چنین میجهند، دیگر نمیشود از مردم خواست فقط به «روایت امیدوارانه» گوش کنند.
🔸 مسئله مهمتر، منشأ این جهش است. دولت تلاش میکند بخش بزرگی از فشار قیمتی را به جنگ نسبت دهد؛ اما حذف دفعی ارز ترجیحی در دیماه سال گذشته شوک تورمی سنگینی به تولید و مصرف وارد کرد. این تصمیم، نه موشک دشمن بود نه تحریم تازه؛ تصمیمی داخلی بود که هزینه نهاده دامی، خوراک دام، مرغ، گوشت، روغن و لبنیات را در زنجیره تولید جابهجا کرد. وقتی عضو اتحادیه خوراک دام میگوید کسانی که گرانی را گردن جنگ میاندازند، میخواهند اثرات فاجعهآمیز حذف ارز ترجیحی را کمرنگ کنند، دقیقاً به همین نقطه اشاره دارد. تولیدکنندهای که نهاده را چند برابر گرانتر میخرد، محصول را با قیمت سابق عرضه نمیکند. مصرفکننده هم در نهایت همین هزینه را پای صندوق فروشگاه میپردازد.
🔸 هشدارها نیز از قبل داده شده بود. فعالان دام و طیور گفته بودند حذف ارز ترجیحی نهادهها میتواند قیمت گوشت قرمز، مرغ و لبنیات را با شوک جدی روبهرو کند. دولت این هشدارها را شنید، اما اجرای تصمیم را به گونهای پیش برد که فشار آن یکباره به بازار منتقل شد. اگر قرار بود اصلاح ارزی انجام شود، باید با اقناع عمومی، جبران همزمان، پشتیبانی اعتباری از تولیدکننده و نظارت سختگیرانه بر شبکه واردات و توزیع همراه میشد. حذف دفعی ارز، بدون تدارک کافی برای حلقههای تولید، اسمش اصلاح نیست؛ انتقال هزینه تصمیم دولت به جیب مردم است.
🔸 در چنین وضعی، حمله به رسانه ملی بیشتر شبیه تغییر زمین بازی است. به جای آنکه دولت توضیح دهد چرا تورم ماهانه رکورد یکساله زده، چرا تورم نقطهای به سطحی کمسابقه رسیده، چرا کالاهای اساسی با سرعتی بالاتر از درآمد خانوار حرکت میکنند و چرا سیاست جبرانی از شوک قیمتی عقب افتاده است، مسئله را به «سیاهنمایی» تقلیل میدهد. این همان نقطهای است که نقد اقتصادی به دعوای رسانهای تبدیل میشود تا این اصل سؤال فراموش شود که دولت برای مهار گرانی دقیقاً چه کرده است؟
🔸سکوت برخی چهرههای نزدیک به دولت نیز معنای سیاسی روشنی دارد. علی طیبنیا در فضای انتخاباتی از «بالاترین تورم ۸۰ ساله اخیر» گلایه میکرد. آن روز تورم، مسئله ملی بود و باید همه برای مهار آن همقسم میشدند. امروز که شاخصها دوباره به سطحی نگرانکننده رسیدهاند، همان حساسیت کمتر دیده میشود. افکار عمومی حق دارد بپرسد آیا تورم فقط وقتی خطرناک است که دولت رقیب بر سر کار باشد؟
🔸 حمله اخیر برخی اصلاحطلبان به صداوسیما و مطالبه تغییر مدیریت آن نیز تکمیلکننده همین پازل است. از یک سو دولت رسانه را به سیاهنمایی متهم میکند، از سوی دیگر جریان حامی دولت تغییر رئیس صداوسیما را نسخه امیدآفرینی میداند. نتیجه روشن است: به جای پاسخگویی درباره سفره مردم، نزاع بر سر بلندگوها برجسته میشود. گویی اگر روایت عوض شود، قیمت مرغ و گوشت و روغن هم پایین میآید.
🔸 دولت وفاق اگر واقعاً به وفاق باور دارد، باید بداند وفاق با بستن دهانها به دست نمیآید. وفاق یعنی دولت سهم خود را در تورم بپذیرد، درباره حذف ارز ترجیحی توضیح دهد، هزینه تصمیمهایش را صادقانه اعلام کند و به مردم بگوید برای جبران قدرت خرید چه برنامهای دارد. رسانهای که از گرانی میگوید، دشمن امید نیست. دشمن امید، دولتی است که گرانی را میسازد یا تشدید میکند و بعد از مردم میخواهد آن را سیاهنمایی نبینند. / عصر ایرانیان
#نقد_منصفانه