میخوای به قله‌ی زندگیت برسی یا چی؟

زندگی و راه‌اندازی کسب‌و‌کار و اکثر کارهای بزرگ دیگه، از خیلی جهات مثل کوهنوردی می‌مونه. یه کوه بلند و مرتفع که قسمت های بالای اون سخت و خطرناکه، ولی پایینش دشت و مزرعه‌های قشنگ داره.

بعضی‌ها هستند که همیشه توی دشت و مزرعه می‌مونند. چون حوصله‌‌ی سختی راه رفتن و رسیدن به قله رو ندارند. بعضی‌ها هم فقط به قصد قله حرکت می‌کنند و تا به اون نرسند آروم نمیشن.

این وسط بعضی‌ها هم هستند که نمی‌دونند کدوم رو میخوان. هم راحتی دشت و مزرعه رو دوست دارن و هم منظره‌ی روی قله رو میخوان. افراد این دسته خیلی مظلومند، چون ممکنه که هم راحتی دشت و مزرعه رو از دست بدن و هم اینکه هیچوقت به قله نرسند.

اگه جزو این گروه هستی باید هرچه زودتر یه تصمیم قاطعانه بگیری. اگه توی دشت میمونی، باید رویای قله رو از سرت بیرون کنی و اگه تصمیم میگیری به قله برسی باید بیخیال راحتی و آسودگی بشی. و مهمترین نکته اینه که هر تصمیمی گرفتی باید تحت هر شرایطی بهش پایبند باشی.

موندن توی دشت و مزرعه رو نمیدونم ولی اگه تصمیم گرفتی به قله برسی باید خیلی مواظب باشی که جا نزنی و تسلیم نشی. باید بدونی و باید بپذیری که رسیدن به قله سخته. خیلی خیلی سخته اما غیر ممکن نیست. خیلی ها قبل از تو رفتند و خیلی ها هم بعد از تو میرن. کافیه هر دفعه یه قدم رو به جلو برداری و بعدش یه قدم دیگه.

البته همیشه به این سادگی نیست. جاهایی میرسه که دیگه نمیتونی حتی یه قدم برداری. خیلی خسته شدی و دوست داری تسلیم بشی. به خودت بد و بیراه میگی و پشیمونی که این مسیر رو انتخاب کردی. اینجا اونجاست که نصف مسیر رو اومدی ولی وسوسه‌ی تسلیم شدن سراغت میاد.

برای رسیدن به اینجای مسیر، بیشتر از اونی راه اومدی که به راحتی برگردی ولی همچنان خیلی از مسیر هم باقی مونده. از اینجای مسیر غر زدن ها شروع می‌شه. ترس از نرسیدن داری، ترس از شکست خوردن و حرف مردم و چیزای دیگه. اما راه چاره چیه؟

چاره‌ی کار اینه که بپذیری سخته. از اول هم قرار بود که سخت باشه. اما تو تصمیم گرفتی که به قله برسی، نه اینکه به نصفه‌ی راه برسی. اگه قاطعانه تصمیم گرفتی، باااید بری. وقتی هم که باید بری، به جای غر زدن و حرف زدن از خستگی باید به خودت انرژی بدی. باید قبول کنی غر زدن و حرف زدن از خستگی، مشکلی رو حل نمیکنه و به جاش باید به ته مسیر فکر کنی. به لحظه‌ی رسیدن. به لحظه موفقیت.

باید بپذیری که هیچوقت به تسلیم شدن فکر نکنی. باید بدونی که چرا تصمیم گرفتی به قله برسی. اگه میخوای قله های بیشتری رو فتح کنی باید قوی‌تر بشی و فقط با سختی کشیدن میتونی قوی‌تر بشی. پس باید از این سختی کشیدن هم لذت ببری، چون داری قوی تر میشی.

اینجا دوباره کافیه هر دفعه یه قدم دیگه رو به جلو برداری تا با همه‌ی خستگی‌هات، آروم آروم به قله برسی. و درست لحظه‌ای که به قله برسی تمام خستگی‌ها، جاش رو به خاطره و لذت موفق شدن میده.


همه‌ی ما تو زندگی قله هایی داریم و ممکنه این قله ها برای هرکس هم متفاوت باشه. ولی به نظرم روش فتح قله توی هر زمینه ای یکسانه و لازمه که جدای شور و اشتیاقِ رسیدن، اراده‌ی قوی برای ادامه دادن و تسلیم نشدن هم داشته باشیم.

امیدوارم همه شما هم به قله های زندگیتون برسید.