ویرگول
ورودثبت نام
سینا جوادی
سینا جوادیمن دانشجوی مهندسی برق هستم در دانشگاه تهران. به ادبیات و شعر علاقه زیادی دارم و سعی میکنم در این صفحه ترواشات یک علاقه‎‌مند به این حوزه را با شما به اشتراک بذارم :)
سینا جوادی
سینا جوادی
خواندن ۲ دقیقه·۱ سال پیش

تجربه‌ای از خواندن جنایت و مکافاتِ داستایوفسکی

قبل از هر چیز باید بگویم که آن‌قدر نقدهای تخصصی و دقیق از منتقدان ایرانی و خارجی درباره جنایت و مکافات وجود دارد که نوشتن درباره‌اش کمی جسارت می‌خواهد! بنابراین، این نوشته نه نقدی ادبی، بلکه صرفاً تجربه‌ای شخصی از خواندن این کتاب است.

کتاب با روایتی نسبتاً آرام و دقیق آغاز می‌شود؛ آن‌قدر با جزئیات که در ابتدا برای من کمی خسته‌کننده بود. اما نکته اینجاست که همین جزئیاتِ به‌ظاهر طولانی، در ادامه‌ی داستان به طرز شگفت‌انگیزی اهمیت پیدا می‌کنند. داستایوفسکی استاد خلق شخصیت‌های روان‌کاوی‌شده است و همین باعث می‌شود سبک رئالیسم روان‌شناختی در این اثر به بهترین شکل ممکن پیاده شود.

اعتراف می‌کنم چند بار در خواندن کتاب شکست خوردم—خصوصاً در فصل‌های ابتدایی. اما هر بار که برگشتم، بیشتر درگیرش شدم. رفته‌رفته خط روایی داستان تندتر می‌شود، کشش پیدا می‌کند، و ناگهان درمی‌یابید که چرا داستایوفسکی را نابغه‌ی ادبیات می‌نامند.

شاید اگر فقط فصل اول را بخوانید، بگویید کتاب حوصله‌سربر است؛ اما کافی‌ست ادامه بدهید تا وارد ذهن راسکولنیکف شوید—تا ببینید چطور نویسنده موفق شده افکار درونی، تردیدها، ترس‌ها و استدلال‌های او را موشکافانه روایت کند.
کشمکش ذهنی او با خودش و دیگران، حدس زدن نیت‌ها، و تلاش برای کنترل موقعیت، اثری می‌سازد که کمتر مشابهش را در ادبیات می‌توان یافت.

جنایت و مکافات؛ نگاهی روان‌شناختی به یک شاهکار

داستایوفسکی، شاید بهتر از هر نویسنده‌ای، توانسته عمل شر برای نیت خیر را به شکلی عمیق و پیچیده به تصویر بکشد. شخصیت‌های این رمان هرکدام نماینده‌ی یک جریان فکری یا زاویه‌ای از روان انسان هستند، اما هیچ‌یک هرگز به «شر مطلق» یا «نیکی مطلق» بدل نمی‌شوند.

در واقع، اگر از دریچه‌ی کلاسیک خیر و شر به داستان نگاه کنیم، آن را دست‌کم گرفته‌ایم. داستایوفسکی در این اثر به‌جای ساختن شخصیت‌های سیاه و سفید، کاراکترهایی خلق کرده با ویژگی‌های روانی پیچیده، درونیات پرتلاطم، و انگیزه‌های چندلایه. انگار مخاطب به‌جای دیدن یک نمایش اخلاقی، در حال ورود به ذهن و روان آدم‌هاست—و همین است که باعث همزادپنداری می‌شود.

فضاسازی در داستان نیز بسیار دقیق و با جزئیات است. کوچک‌ترین توصیف‌ها هم هدف‌مندند و در ادامه‌ی روایت به شکلی ظریف نقش ایفا می‌کنند. هیچ‌چیز در داستان بی‌دلیل نیست؛ این دقت در چیدمان باعث می‌شود خواننده بارها در میانه‌ی مسیر به عقب برگردد و بگوید: «آهان، پس برای همین اون نکته رو گفته بود!»

در مورد ترجمه هم باید گفت نسخه‌ی مهری آهی—با وجود چند اشتباه جزئی در جابجایی اسامی در بخش‌های پایانی که با بررسی ترجمه انگلیسی متوجه آن شدم—بسیار خوب و دقیق است. البته باید اعتراف کنم که اسامی روسی گاهی آن‌قدر شبیه به هم‌اند که ممکن است خواننده را کلافه کنند؛ مشکلی که البته گریزی از آن نیست.

در پایان، اگر حوصله‌ی خواندن یک رمان به نسبت طولانی اما عمیق و تامل‌برانگیز را دارید، جنایت و مکافات انتخابی بی‌نظیر است. رمانی که نه‌تنها داستان می‌گوید، بلکه ذهن‌تان را تا مدت‌ها درگیر می‌کند.

سینا جوادی

جنایت مکافاتخواندنکتابنقد کتابداستایوفسکی
۳
۰
سینا جوادی
سینا جوادی
من دانشجوی مهندسی برق هستم در دانشگاه تهران. به ادبیات و شعر علاقه زیادی دارم و سعی میکنم در این صفحه ترواشات یک علاقه‎‌مند به این حوزه را با شما به اشتراک بذارم :)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید