
صحنهی فراموششده؛ زخم تعطیلی زیرساختهای طراحی صحنه بر پیکر تئاتر ایران
نویسنده: امید انصاری | طراح صحنه و لباس، کارگردان
مقدمه
طراحی صحنه همواره یکی از ارکان بنیادین در شکلگیری فضای دراماتیک تئاتر بوده است؛ نهفقط بهمثابهی پسزمینهای زیبا برای نمایش، بلکه بهعنوان زبان دوم اثر، که روایت را از طریق فضا، رنگ، بافت و ترکیببندی گسترش میدهد. در سنت تئاتر جهانی، طراحی صحنه نقشی کلیدی در تجربهی تماشاگر ایفا میکند؛ گاه آنقدر مؤثر که بدون آن، فهم روایت یا احساسات متن ممکن نیست. در تئاتر معاصر ایران، بهویژه در تهران، با رشد کمی اجراها، انتظار میرفت طراحی صحنه نیز در مسیر بلوغ و تخصصیشدن حرکت کند؛ اما واقعیتِ امروز، تصویر دیگری ارائه میدهد: تصویری از گسست، بیبرنامگی، و گاه حذف کامل این عنصر حیاتی.
این مقاله نگاهی تحلیلی و انتقادی دارد به وضعیت طراحی صحنه در تئاتر معاصر تهران، با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در شیوههای تولید، آموزش، و اجرا.
دستهبندی اجراها از منظر طراحی صحنه و لباس
بررسی میدانی اجراهای صحنهای در تهران نشان میدهد که از منظر طراحی صحنه و لباس، میتوان نمایشها را به پنج دستهی عمده تقسیم کرد؛ البته این دستهبندی قطعی نیست و امکان دارد موارد دیگری نیز وجود داشته باشد یا در آینده پدید آید:
1. نمایشهایی با حضور طراح حرفهای و تهیهکننده
این دسته از نمایشها با حمایت مالی و پشتیبانی اجرایی مناسب تولید میشوند. طراحی صحنه و لباس در این موارد غالباً حرفهای و استاندارد است و معمولاً با حضور یک طراح صحنه مجرب و یک تیم اجرایی منسجم همراه است. نتیجه این اجراها معمولاً کاملاً متناسب با نیازهای فنی و هنری نمایش خواهد بود.
2. نمایشهایی که طراحی به صورت گروهی و با همکاری کارگردان و تیم اجرایی شکل میگیرد
در این گروه، نمایشها بدون حضور یک طراح مستقل انجام میشود و طراحی صحنه بهطور مشترک توسط کارگردان و تیم اجرایی شکل میگیرد. این نوع اجراها معمولاً نتیجه درخشان و موفقی دارند، اما به دلیل وابستگی به هماهنگی گروه و انرژی مقطعی، ممکن است نتایج آن مداوم و پایدار نباشد.
3. نمایشهایی بدون طراحی صحنه
این آثار بهطور کامل از طراحی صحنه بیبهرهاند و معمولاً تنها به متن و بازی تکیه دارند. نتیجهی این اجراها معمولاً تجربهای ضعیف برای تماشاگر است و فضای تئاتر به شدت تحت تاثیر فقدان طراحی مناسب قرار میگیرد.
4. نمایشهایی با استفاده از آرشیو دیگر گروهها
در این نمایشها، طراحی صحنه از آرشیو آثار دیگر گروهها استفاده میشود. معمولاً این طرحها بدون بازطراحی یا متناسبسازی با متن جدید اجرا میشوند، که موجب ناهماهنگی در اجرا و بیهویتی آنها میشود.
5. نمایشهای «بیچیز»
این نوع آثار بهطور عمد یا به دلیل محدودیتهای بودجه و امکانات، در فضایی خالی یا با لباسهای روزمره اجرا میشوند. این رویکرد میتواند گاهی آگاهانه و مبتنی بر هدفی خاص باشد، اما اغلب از کمبود امکانات یا ناآگاهی ناشی میشود.
حدود ۹۰ درصد از اجراها در سه گروه پایانی قرار میگیرند؛ به این معنا که یا فاقد طراحی صحنهاند یا طراحی آنها ناکارآمد است.
چالشهای زیرساختی طراحی صحنه در تهران
در نشستهای تخصصی اخیر، مجموعهای از مشکلات ریشهای که طراحی صحنه را از جایگاه اصلی خود دور کردهاند، برجسته شد:
تعدد اجراها و تداخل سانسها: هر سالن و تئاتر در تهران، حتی سالنهای دولتی مانند تئاتر شهر، گاهی تا ۶ سانس اجرا در روز دارند که باعث تداخل و آسیب به زمانبندی طراحی دکور میشود.
نبود نیروی متخصص در ساخت دکور: متأسفانه طراحیها توسط سازندگان غیرمتخصص مانند آهنگر یا نجار ساختمانی انجام میشود که زبان هنری تئاتر را درک نمیکنند.
ضعف در دانش فنی و اجرایی طراحان جوان: بسیاری از طراحان جوان فاقد دانش تخصصی کافی هستند و برای طراحی حرفهای نیاز به مشاورههای آموزشی و راهنمایی دارند.
نبود مشاور و مجری مستقل در تیمهای اجرایی: در اغلب موارد، طراحیها تنها بر دوش یک طراح است که نمیتواند همه جزئیات فنی و هنری را همزمان برعهده بگیرد.
ناایمنی دکورها: در بعضی اجراها، به دلیل استفاده از افراد غیر متخصص، دکورها فاقد استانداردهای ایمنی هستند که تهدیدی جدی برای بازیگران و تماشاگران محسوب میشود.
سالنهای نامناسب برای اجراهای تئاتر: بسیاری از سالنها برای اجرای تئاتر طراحی نشدهاند و بیشتر شبیه به تالار همایشاند که نمیتوانند امکانات فنی لازم برای طراحی صحنه را ارائه دهند.
تالار وحدت؛ از مرکز طراحی صحنه به انبار فراموششده
تالار وحدت نهفقط مکانی برای اجرا، که بهواسطهی کارگاههای دکور، لباس، و آرشیو حرفهایاش، یکی از مراکز کلیدی تولید و پشتیبانی تئاتر و اپرا در ایران بود. این مجموعه، با بهرهمندی از نیروهای متخصص در حوزههای نجاری، آهنگری، نقاشی صحنه و دوخت لباسهای تئاتری، بستری فنی و خلاق برای طراحی و اجرای آثار نمایشی فراهم میکرد.
تأسیس سولهای مستقل برای این کارگاهها در سال ۱۳۸۸ و فعالیت رسمی آن از ۱۳۸۹، پاسخی به نیاز جدی بدنهی تئاتر کشور به فضای تولیدی استاندارد بود. اما این مرکز نیز، مانند بسیاری از ساختارهای فرهنگی در ایران، بهمرور با کاهش بودجه، فقدان مدیریت تخصصی، و تغییر کاربری مواجه شد. در سالهای بعد، بخشهای عمدهای از این کارگاه تعطیل و تنها فضای محدودی از آن حفظ شد؛ آن هم نه به عنوان کارگاه فعال، بلکه در حد مخزن یا انبار.
با تعطیلی عملی این مجموعه، پیوند مهمی میان ایده و اجرا گسسته شد. گروههای نمایشی دیگر به چنین پشتوانهای دسترسی نداشتند و طراحی صحنه عملاً از بستر تولید حرفهای محروم شد. اگر در گذشته، طراحی دکور و لباس میتوانست با مشاوره و اجرای نیروهای متخصص انجام شود، امروز گروهها یا باید به سازندگان غیرتخصصی (آهنگر و نجار عادی) متوسل شوند یا از خیر طراحی بگذرند.
احیای چنین کارگاههایی، با نگاهی بازتر و در تعامل با دانشگاهها و گروههای مستقل، میتواند زیرساختی حیاتی را به پیکرهی نیمهجان طراحی صحنه بازگرداند.
راهکارها و پیشنهادات برای احیای طراحی صحنه در تئاتر ایران
برای بازگرداندن طراحی صحنه به جایگاه خود در تئاتر معاصر ایران، باید راهکارهایی به صورت دقیق و عملی در نظر گرفته شود. این پیشنهادات میتوانند به ترمیم این آسیبها کمک کنند:
1. استقرار مشاور طراحی صحنه در هر سالن تئاتر: حضور مشاور طراحی در هر سالن برای ارزیابی ایمنی، انسجام و کیفیت بصری ضروری است.
2. انتخاب نمایشنامه متناسب با امکانات موجود: گروهها باید پیش از انتخاب اثر، امکانات سالن، توان مالی و ظرفیت اجرایی را سنجیده و بر اساس آن تصمیم بگیرند.
3. تخصیص بودجه مشخص برای طراحی صحنه: تخصیص منابع مالی برای طراحی صحنه در پروژههای تئاتری، حتی در پروژههای مستقل، میتواند به ایجاد طرحهای ساده اما مؤثر کمک کند.
4. ایجاد مراکز آموزشی و اجرایی طراحی صحنه: مانند کارگاههای تالار وحدت که میتوانند پاسخگوی نیاز گروهها باشند و طراحان را به مهارتهای اجرایی مجهز کنند.
5. حمایت از طراحان مستقل بهعنوان مشاور: فراهم کردن شرایطی برای همکاری با طراحان باسابقه و ارائه مشاورههای مقرونبهصرفه میتواند به ارتقای کیفیت آثار کمک کند.
جمعبندی
طراحی صحنه، نه تنها تزئین، بلکه بنیان زبان بصری تئاتر است. در فقدان آن، تئاتر به گفتاری صرف تقلیل مییابد. با توجه به اینکه درصد بالایی از اجراها در تهران فاقد طراحی حرفهای هستند، بازنگری در فرآیند تولید، تخصیص منابع، و آموزش نیروهای متخصص، ضرورتی انکارناپذیر است.
بازسازی نهادهایی چون مرکز طراحی صحنه تالار وحدت، ایجاد مشاور طراحی در سالنها و تقویت آموزشهای کاربردی میتواند راه را برای بازگشت طراحی صحنه به جایگاه شایستهاش هموار کند.
اگر بناست تئاتر همچنان هنری کامل و چندوجهی باقی بماند، باید به زبان صحنه گوش فرا دهیم؛ زبانی که طراح صحنه، شاعر و معمار آن است.