از آگهی‌های شغلی چه حقایقی می‌شه فهمید؟


Photo by Clem Onojeghuo on Unsplash
Photo by Clem Onojeghuo on Unsplash


این روزها به راحتی می‌شه کار عوض کرد و از یک تیم به اون یکی رفت.اما انتخاب شرکت بعدی کار سخت و پر ریسکی‌ست. به مرور متوجه شدم می‌شه با خوندن آگهی شغلی به خیلی چیزها رسید و در وقت خودم و بقیه صرفه جویی کنم. لیست زیر چیزهایی‌ست که در هر آگهی چک می‌کنم.

آگهی شغلی برای یافتن انسان نوشته شده یا دولوپر؟

آگهی شغلی شرکت‌های بد پر است از اصطلاحات فنی و اسامی زبان‌ها و فریم‌ورک‌ها. و معمولا به سختی می‌تونید چیزی درباره محیط کاری، فرهنگ شرکت و محصولی که قرار است روی اون کار بکنید را پیدا کنید. این شرکت‌ها به روشنی دنبال انسان مناسب نیستند، دنبال دولوپر مناسب می‌گردند.

به نظرم این مهم‌ترین نشانه‌ای‌ست که باید چهارچشمی مواظب‌ش باشیم. این‌که سازمان یا شرکت یا تیمی که قرار است بهش ملحق بشم به چشم نیروی کار به من نگاه می‌کنه یا به چشم یک انسان که مهارت‌های فنی خوبی برای ساخت یک محصول داره. در پایان روز همه‌ی تیم‌ها تقریبا یک کار انجام می‌دهند: از هوای خالی محصول (کد، دیزاین، تست و غیره) تولید می‌کنند. اما فرق‌شون باهم در لذت بخش بودن اون ساعت‌هایی‌ست که با بقیه دارید کار می‌کنید. سرچشمه‌ی لذت‌ هم هم‌نشینی با انسان‌های باهوش با فرهنگ نزدیک به هم است. اگر برای شرکت مهم نیست شما چه فرهنگی دارید، یعنی قرار است بیشتر زمان عمرتون را با اشخاصی بگذرونید که هیچ وجه اشتراکی باهم ندارید.


درآمد شرکت از کجاست؟

به عنوان یک کارمند می‌تونید به راحتی در هرجا مشغول به کار بشید و به این فکر نکنید که درآمد شرکت چطور تامین می‌شه. اما به چند دلیل باید به این موضوع فکر کنید و قبل و بعد استخدام بدونید گردش پول چطور داره اتفاق می‌افته. چرا؟ چون

  • ممکنه در استارت‌آپی مشغول به کار بشید چون فضاهای رنگی صمیمی کوچک معمولا برای کار جذاب هستند. اما مشکل از جایی شروع می‌شه که پول حقوق شما از زحمتی که برای تولید محصول می‌کشید استخراج نمی‌شه. بلکه از قدرت سخنوری مدیر ارشد برای جذب سرمایه میاد. به این معنی که تا زمانی که استارت آپ پول سرمایه‌گذاری بتونه جذب بکنه شما حقوق دارید. به محض تموم شدن سرمایه حقوق شما هم قطع میشه. حالا فرق نمیکنه شما در این زمان محصول‌تون رو با ES6 توسعه دادید یا جی‌کوئری. در هر دو حالت بدون این‌که بدونید چطور می‌تونستید به شرکت یا تیم کمک کنید داستان کاری شما در شرکت تموم می‌شه.
  • ممکنه درآمد شرکت از جایی میاد که در اون‌جا اخلاق مهم نیست. برای مثال محصول شما با استفاده از ناآگاهی کاربرانش درآمد کسب می‌کنه. یا حتی بدتر محصول شما پرایوسی کاربران رو نقض می‌کنه که بهتر بفروشه. در حقیقت شما ممکنه پول خوبی دریافت کنید اما این پول به قیمت آزار بقیه به دست اومده.

شاید اطلاعات این یکی در آگهی شغلی نباشه. اما با کمی جستجو می‌شه کلیت بیزینس را فهمید.


شعارها و قوانین توخالی

این را باید جدی گرفت. معمولا به عنوان یک جمله حاشیه‌ای در آگهی شغلی یا حین مصاحبه ممکنه بشنوید ولی با احتمال خوبی می‌تونه نشان دهنده‌ی تفکر افراد اصلی یک سازمان باشه. مواردی از این جمله‌ها:

کار و زندگی ما اینجا به هم پیوسته است

این یعنی خطر. ساعت کار همیشه باید جدا از ساعت زندگی باشه. مگر اینکه کار کاملا متعلق به شما باشه (حتی در اون حالت هم برای حفظ تعادل روانی بهتره که کار رو از زندگی جدا کنید) این شعار محبوب بنیان‌گذاران معتاد به کارست. ساعات زیاد کار یکی از نشانه‌های یک محیط کار اشتباهه.

ما یک خانواده هستیم

کار ربطی به خانواده نداره. اگر شما بعد از تمام جلسات و راهنمایی‌ها و صحبت‌ها ندونید چه کاری باید انجام بدید و پول شرکت را دور بریزید باید اخراج بشید. همین‌طور اگر انتظارات را برآورده کنید باید حقوق بگیرید. در خانواده شما معمولا اخراج نمی‌شید و تعهدات‌تون رو روی کاغذ نمیارید. (مگر این‌که خانواده‌ی خیلی غریبی باشید)

ما می‌دونیم چطور موفق بشیم

اگر در جایی مشغول به کار هستید که کار به شکل صد سال پیش انجام میشه و شرکت هنوز سودده است، شنیدن این جمله مشکلی نداره. در غیر این‌صورت باید به شدت از آدم‌ها و تیم‌هایی که فکر می‌کنند همه‌چی را می‌دونند پرهیز کرد. یادگیری بخش اساسی هر کاری‌ست و این مختص به شما به عنوان کارمند نیست. از بالا تا پایین سازمان باید به مهارت یادگیری خودشون افتخار کنند و نه به چیزی که همین الان می‌دونند.

ما در بازار پیشرو هستیم

پیشرو بودن خیلی خوبه. اعلان کردن‌ش هم مشکلی نداره. ولی اگر زیاد یا بی‌جا استفاده بشه نشانه‌ی ارجحیت شوآف (پز دادن) به خود کار است. معمولا اگر این را زیاد بخونید یا بشنوید می‌تونید مطمئن باشید در شرکت جدید به پرزنت کار بیشتر از خود کار اهمیت داده میشه.