از دموکراسی افشاگری تا گیتاریست عاشق

خب اول بگم تصمیم گرفتم بعد از مدتها بالاخره عملی کنم تصمیمم رو ! چند وقت پیش یکی از دوستای صمیمی ام بهم گفت خب توکه وقتی یه فیلم میبینی سه روز دباره اش حرف میزنی چرا اینا رو یه جا نمینویسی؟ البته فکر کنم قصدش این بود یه بند رو مخش راه نرم که فلان سکانش رو دقت کردی دیالوگ فلانجا چقد خوب بود ! دیدی صحنه ها رو منو یاد فلان فیلم انداخت موزیک فلانی رو گوش دادی به نظرم بهتره همینجوری ادامه بده هنوز به اون فلان نرسیده که فلان کارو بکنه!

درکل من نه منتقدم نه درموسیقی و سینما تخصص دارم صرفا از نگاه کسی که یه بیننده و شنونده است سعی میکنم به نگاهی بندازم و تلاشمم اینه که چیزی از محتوا لو نره!

اصولا از اون ادمهایی ام که به سختی از کنار چیزایی که گوش میکنم و میبینم میگذرم! گفتم خب چرا که نه بیام بنویسم درباره فیلم و موزیک هایی که دوست دارم شاید یه بنده خدا از این کنار رد شد خوشش اومد ! رفت دید و گوش داد! به همین ترتیب شروع کردم! اینم شماره اوله درباره تمام چیزهای جذابی که یک هفته گذشته تجربه کردم!البته نمیدونم شاید بهتره اینا رو تو وبلاگ شخصیم بنویسم کلا حالا هرچی :))ن

  1. رکن پنجم:

مشخصا به رکن پنجم دموکراسی اشاره میکنه. بطور کلی اگر بخوام ساده اش کنم میگم دوست نداشتنی. ژولیان اسانژ یکی از خبرسازترین چهره های دهه اخیر دنیا بوده خصوصا تو بحث رسانه و مدیا.

ویکی لیکسش هم که نیاز به معرفی نداره ، ولی چند تا نکته: اول اینکه از لحاظ تکنیکی اونقدی که من از سینما سردرمیارم چیز خاصی جز بازی عالی بندیکت کمبربیج جان توش نمیشه پیدا کرد! البته یه شخصیت تکراری که از شرلوک هی داره تکرار میشه باهوش نسبتا دیوانه خونسرد، از اون که بگذریم آسانژ کل کتابی که منبع اصلی فیلمنامه هست رو زیر سوال برده (خداییش هم تصویر قشنگی از اسانژ تو فیلم نمیبینیم) زوال یک قهرمان رسانه ای و افشاگر افسانه ای رو میبینید که تهش مجبوره دست به دامن سفارت اکوادور شه! چون به عقیده عموسام دچار جنون قدرت شده . از اساس در صداقت فیلمنامه درباره شخصیت اسانژ باید تردید کرد! یکی از بی مزه ترین شوخی های سال این بود که ژانر رکن پنجم تریلر حادثه ای بود! تریلر؟ حادثه؟ فیلم خودش رو به در و دیوار میکوبه تا هیجان انگیز باشه ولی خب نیست! حداقل اونقدی که از یه فیلم حادثه ای انتظار داریم نیست درکل فیلم درباره زوال آسانژه که اصلا هم خوب به تصویر کشیده نشده تو 130 دقیقه فیلم داستان های فرعی اصلا ترتمیز و خوب درنیومدن درکل من میگم فیلم خوبی نیست از هیچ لحاظ ! نمایش انقلاب تک نفره اسانژ در یه محیط بزرگ با میزهای یک شکل بعد نابودی این امپراطوری و جنبش یک نفره ،شاید از لحاظ تصویر و نما دوست داشتنی باشه (حداقل من دوست داشتم) ولی فقط از لحاظ بصری ! نظر من: نبینید نمی ارزه

:
:

۲. پل چوبی:

همچنان از سوی دوستان حرف و حدیث هایی هست که فازت چیه میشینی فیلم ایرانی میبینی فازم مثبته و دوست دارم ببینم :)

پل چوبی مهدی کرم پور فیلم دوست داشتنی هست؟ من میگم حداقل از لحاظ محتوا اره.

اول اینکه سکانس های تکراری شمال و دورهمی و چقد خوش میگذره که دیگه عادت شده دیدنش تو سینمای ایران توی این فیلم هم هست! تفاوت چیه؟ من حالت روایی امیر و صدای ذهنش رو تو فیلم دوست دارم نکته جالبش اینه که اکثرجاهای فیلم در آرامش بخش ترین و چقد خوش میگذره ترین دقایق هم شخصیت اصلی دغدغه داره وآرامش نداره خب این چیزیه که حداقل من و اطرافیانم خیلی درکش میکنیم، از نظر روابط عاشقانه فیلم فاجعه است! فاجعه به معنای واقعی کلمه!اصلا روابط پخته نمیشن

فلسفه پشت سناریو قشنگه یه آدم در کشمکش روابط گذشته و آینده اش. لپ مطلب اینه : گذشته چیزی که وقتی ازش فرار میکنی هم ولت نمیکنه!.

چیزی که توجه منو جلب میکنه تو فیلم اون سردرگمی خاص امیر و هم نسلهاشه! نسلی که داره فرار میکنه. متلک های سیاسی فیلم گزنده نیست شاید یکم به خط قرمز فیلم سیاسی نزدیک بشه ولی گزنده نیست دیالوگ ها خیلی سعی شده به سمت جملات قصار "موندن که دلیل نمیخواد "و" عشق یعنی حالت خوب باشه" و... بره من دوست داشتم؟ چندتاشو اره، ولی یه جاهایی واقعا مسخره به نظر میاد. تماس آخر مانی با امیر بیشتر شبیه یه چیز آزار دهنده است چرا؟ نمیدونم فقط حس مصنوعی بودن آزار دهنده ای بهم منتقل کرد،شاید دلیلش کنار هم چیدن بازیگرهای حرفه ای سینما با یه گروه آدم کم تجربه یا نابازیگره شایدم دیالوگ سطحی و آبکی که پشت تلفن گفته میشه، نظرم به دومی نزدیکتره. به طور کلی فیلم خوبی اونجوری که باید باشه نیست اونقدرم بد نیست که بگم نبینید. اگر مثل من اهل دیدن فیلم هایی هستید که بشه توش یه حرف مشترک با کارکتر ها پیدا کرد شاید فیلم خوبی باشه ،هرچند بازی بهرام رادان رو دوست ندارم هدیه تهرانی 20 ساله همین شکلیه اصلا اومدنش رفتنش اصلا چیزی نیست که برای بیننده پشیزی ارزش داشته باشه همینقدر بد سطحی و سرد!. مهناز افشار بهتر از بقیه است ولی وای از فرهاد اصلانی وای از فرهاد اصلانی که تموم ناشدنیه حتی با نقش نسبتا کمرنگش تو فیلم باز هم به چشم میاد باز هم نمیشه ازش به راحتی گذشت!. درباره مدیری و پسیانی چیزی نمیگم! سعی کردم کمترین اسپویل رو داشته باشم ولی خب :) نظر من: اهل دیدن فیلم خوب هستید نبینید اهل دیدن فیلم های نسبتا عامه پسند هستین و تا حدودی شاید شعاری هستید ،ببینید. شاید دوستش داشته باشید مثل من که بعضی جاهاش دوست داشتم ،اصلا هم با اون نقد چند وقت پیش که نوشته بود مزخرفترین جمله عاشقانه "عشق یعنی حالت خوب باشه"است موافق نیستم عشق یعنی حالت خوب باشه :))

۳.آلبوم صفر:

خب این هفته چیز جدیدی که امتحان کردم البوم صفر مهراد هیدن بود !

از افسانه های دهه هشتاد جوان های نسل ما که شدن زدبازی و بعد ویلی رفت ،بعد اومد، بعد تابستون کوتاهه و زمین صافه و اینا که بگذریم. مهراد هیدن از اون ادمهایی که جدای از گروه منحل شده شون (که معلوم نشد دقیقا چی شد )دوست داشتنیه. مهراد با علاقه اش به موزیک راک و صدای خش دارش معروفه. آلبوم بزرگ که بذاری کنار آلبوم تونل ترکیبی از بیت های خشک و خشن بود، که البته چندتایی فیت داشت و تکست هاش از لحاظ محتوا و چینش و قافیه خوب بود. وکالش خب مشخصا بیشتر از هرچیزی رپ بود! یعنی همون چیزی که مهراد ده ساله هست ، یکم مهرادی تر .ولی آلبوم صفر رو من میگم نقطه عطف ! شاید موسیقی و ضرب آهنگش تو صفر خیلی هیپ هاپی باشه، ولی وکال اصلا رپ و هیپ هاپی نیست! اصلا نمیشه به صفر گفت البوم رپ!. آلبوم قویا راکه! حالا خیلی لطف کنیم میگیم RnB و راک :)

انگار مهراد داره تلاش میکنه خودش رو از زیر اسم زدبازی بیاره بیرون کارهای جدید بکنه و کاری کنه که بعداز اسمش خبری از زدبازی نباشه!. حالا هرچی، در کل بگم : آلبوم آلبوم خوبیه، سه تا ترک خیلی خوب داره، بیشتر تمرکزش رو فضا سازیه ،ترانه ها چنگی به دل نمیزنه خصوصا از لحاظ محتوا. کار مهراد هیدن یه کار جدیده تو مارکت ایران و به نظر من موزیک البوم دوست داشتنیه همین ! سعی کنید اگر راک و RnB دوست دارید گوش کنید ولی اگر منتظرمهراد همیشگی هستین احتمالا ناامیدتون کنه