عروس ما در عمّان


امروز بعد از سال‌ها کار کردن در شرکت، اتفاق زیبایی برایم رقم خورد که در تمام این دوازده سالِ کاری نادر بود. تا به حال هر پروژه‌ی طراحی و نظارت که انجام داده بودم مربوط به ساختمان بود. مسکونی، اداری، تجاری... اما این یکی خیلی متفاوت است. کارفرما در جزیره‌ی کیش یک کِشتی خریده که قرار است آن را به بندرعباس بیاوریم. قرار است کاربری این کشتی تغییر کند. تمام صندلی‌ها برداشته شوند. دکوراسیون داخلی قبلی خراب شود و از نو طراحی شود. رستوران، محل بازی، اتاق‌های وی‌آی‌پی و ... جذابیت این پروژه علاوه بر خیال‌پردازی این است که کشتی قرار است بعد از طراحی و ساختِ مجدد، به کشور عمان فرستاده شود و در آنجا به بهره‌برداری برسد. نامِ کنونیِ کشتیِ ما «مریم» است. امروز برای این پروژه جلسه داشتیم. کارفرما پیشنهاد داده بود رنگ بدنه‌ی کشتی پرچم عمان باشد، اما مدیر آتلیه‌ی معماری‌مان نپذیرفت. کارفرما دلش می‌خواست طراحی‌ها عربی باشد اما مدیر آتلیه‌مان نپذیرفت. کارفرما را مجاب کردیم که یا کار را انجام نمی‌دهیم و یا به سلیقه‌ی ایرانی خودمان انجام می‌دهیم. برای مبلمان کردن کشتی خواسته بودند از مبلمان ترک استفاده شود، اما دوستان خوش‌ذوق ما برندهای ایرانی مبلمان را ترجیح دادند. گفتند شرکتی در شیراز است که با کیفیت مبلمان ترک، با یک‌سوم قیمت کار ایرانی تولید می‌کند. این پروژه نسبت به دیگر کارهای شرکت خیلی کوچک‌تر است اما یک تیم معماری برای این پروژه انتخاب شده‌اند تا تحقیقات فاز صفر و یک را انجام دهند. همه‌ی ما احساس می‌کنیم این کشتی باید به بهترین شکلِ ممکن وارد دریای عمان شود. همه‌ی حس عجیبی برای کار روی این پروژه داریم. انگار که مریم عروس ماست. عروسی با زیبایی معماری مدرن ایرانی که در عمان با کشتی‌های اروپایی و امریکایی رقابت کند.