لطفا کپی نکن،خواهش میکنم،بله با تو هستم

خیلی وقته میخوام این ماجرا رو بنویسیم،هی صبر کردم که بهتر بشه ولی نشد که نشد،روز به روز هم داره بدتر میشه.

خوب سعید زود برو سر اصل مطلب.باشه چشم.

قبل نوشت: مخاطب این متن اول خودم هستم بعد بقیه

مسلما ما کلاس های زیادی میریم و در کارگاه ها و سمینارهای زیادی شرکت میکنیم و یک سری کیورد(keyword) از اساتید میگیریم و بعد هی طوطی وار اونا رو تکرار می کنیم.

مثال میزنم:

کلمه "مسیر عصبی" "ادراک" و...

آیا اشکال داره اینجوری، هر چیزی که بقیه میگن  ما هم تکرار کنیم؟

ببینید معمولا دو حالت داره:

حالت اول- اگر مخاطب عادی باشی و در حد استفاده در زندگی شخصی خیلی اشکال نداره و میتونیم با کمی ارفاق قبول کنیم
حالت دوم: یک مدرس  هستی و میخوای این ها رو تدریس کنی،که تا آنجا که میتوانی باید خودت باشی.حداقل سعی کن اسم کلمات رو عوض کن و معنی و عصاره خودت رو بهش اصافه کنی که فردا نگن از فلان مدرس و استاد دقیقا کپی کردی.

البته این حالت معمولا در سمینارها و کارگاه های تک جلسه ای خیلی اتفاق نمیفته و بیشتر در دوره های بلند مدت اتفاق میفته مثل دوره استادی بیشتر از یک ،دوره کارخانه تولید اطلاعات ژان بقوسیان،دوره وبسمتران هوشمند علی حاجی محمدی و...

یک کتابی هست به نام"مثه هنرمندان بقاپید"، تو این کتاب میگه همه هنرمندان اولش می دزدند و بعد کم کم اثر خودشون رو خلق می کنند.ولی یه جورایی لجم درمیاد وقتی می‌بینم کسی خودش نیست. توی صحبت کردنش ادای کسی دیگه رو درمیاره، توی لباس پوشیدن خیلی سعی می‌کنه شبیه یک نفر دیگه باشه،حالا ممکنه این ناخوادگاه باشه یا خودآگاه.
آمبروز بیرس میگه:
هیچ چیز تازه ای در جهان وجود ندارد فقط چیزهای قدیمی زیادی وجوددارد که هنوز آن ها را نمی شناسیم.

ما 2 تا مفهوم داریم:

یک.کپی: عینا همان چیز را کپی و پیست می کنیم که این یک آفت است. هر چند در ابتدا اشکال ندارد،من 3 تا مقاله اولم کپی بود و الان که بیش از 100 مقاله نوشتم همش تولید خودم هست.پس در ابتدا کمی کپی کن ولی بعد راه خودتو پیدا کن!

دو.الهام:اندیشه که به صورت ناگهانی در ذهن بیاید. از چیزی غریبی و احوالات ماورا جاری میشودو سرچشمه میگیرد و از غیب منشا میگیرد و به قولی سرچشمه احوالات و انگیزش هنراست.که با اقتباس و تاثیر پذیری فرق داره،

من منظورم دقیقا چی هست؟

یک. سعی کنید  لحظه های ” آها یافتم” یا اثر اورکا رو بیشتر در زندگیتون داشته باشید؛که باید تلاش کنید قدرت خلاقیتتون رو بیشتر شکوفا کنید و دوباره شعله این اتشفشان را فعال کنید که من در آکادمی خلاقیت تلاش می کنم در این مسیر قدم بردارم و بهتون کمک کنم.
لحظه هایی مثه  کشف ارشمیدس در حمام،چرخ خیاطی الباس هو،پوانکاره در اتوبوس که اینجا در این مقاله بیشتر در موردش نوشتم 

دو. تقلید کنید و کپی! ای بابا آقای بهزادی الان شما گفتی کپی نکن،بله اما شما باید مایند ست(مدل ذهنی) افراد موفق رو کپی کنی و با فرمول اختصاصی خودت بری جلو،مدل ذهنیش رو در بیاری ببینی چطور این آقا یا خانم حتی اگر بذاری مسئول پرورش هویچ زیر دریا هم موفق میشه.

خوب شما جز کدوم دسته هستی؟کپی میکنی؟اقتباس میکنی؟الهام میگیری؟مایند ست رو پیدا می کنی؟این پایین برام کامنت بذار

خودت باش اورجینال نه کپی دیگران

این متن رو با این  دیالوگ  از فیلم «Forrest Gump» به پایان می رسونم:

-فارست؟ شده خواب ببینی که می‌خوای کی باشی؟
+می‌خوام کی باشم؟ مگه نمی‌خوام خودم باشم؟

بعد نوشت: مقاله قبلی یک سوال مطرح کرده بودم که یک مهندس برنده شد و پاسخ اصل کمیابی بود،لطفا یک پیام بدهید تا جایزه براتون ارسال شه