ویرگول
ورودثبت نام
سالار نصرتی ارشاد
سالار نصرتی ارشادمهندس ارشد (بیشتر نرم‌افزار)، پلیر،‌ خوداشتغال به خردکسب‌وکارها، کاربر عامه هنر
سالار نصرتی ارشاد
سالار نصرتی ارشاد
خواندن ۴ دقیقه·۳ ماه پیش

بازنشستگی سوادی

مفهوم کلاسیک بازنشستگی به دست کشیدن از فعالیت‌های حرفه‌ای اشاره داره که ارتباط نزدیکی داره با سالخوردگی. شاید تا حد زیادی یک پدیده پیری‌شناختی تا اقتصادی. در سیستم ارزش امروز اما بازنشستگی یک هدف اقتصادیه که باید هرچه سریع‌تر به آن رسید و زود بازنشسته شدن یک موفقیته. کلیشه‌هایی مثل این که "ما برای کار زندگی نمی‌کنیم، بلکه برای زندگی کار می‌کنیم"، یا "الان سخت کار کن تا بعدا نیازی به آن نداشته باشی" برای من مفهومی مثل این دارند که کار کردن - این فعلی که در این نگاه بخشی از زندگی من نیست و چه بهتر که هرچه سریع‌تر ترک شود - مرحله‌ای در مسیر کار نکردن است، که شبیه به هدف این مسیر است.

مسیر مستقیم ما به بازنشستگی پس‌انداز کردن و جمع کردن تا جایی است که برای خرج کردن در ادامه‌ی زندگی‌مان کافی باشه. مهم نیست که این پس‌انداز در زیر بالش، بانک یا صندوق بیمه نگه‌داری شود، ما آن‌را کنار می‌گذاریم تا بعدا از آن استفاده کنیم. خب، شاید مفهوم اولیه چیزی شبیه به پوشش ریسک و توشه زمستان بود، ولی الان بیشتر شبیه شراب انداختن و نگه داشتن برای نوشیدن در باقی‌زندگیست.

خب پس ما یک نموداری از میزان اندوخته‌مان داریم، نموداری که بخش اول آن - که بیایید این را فاز اندوختن بنامیم - صعودیست و از نقطه بازنشستگی تا پایان عمرمان - که بیایید این را فاز مصرف بنامیم - نزولیست.

تا پایان عمرمان،‌ پس انتخاب این نقطه، باید با تخمین ما از میزانی که پس از آن عمر می‌کنیم مرتبط باشد. به هر حال ما نمی‌خوایم که در سال‌های پایانی زندگیمان فقر را تجربه کنیم. بیایید این تخمین از میزان عمر باقیمانده‌مان را هم امید به زندگی بنامیم. می‌تونیم نتیجه بگیریم که امید به زندگی بیشتر، منجر به طولانی‌تر شدن فاز اندوختن خواهد شد.

مشاهده من این است که این الگویی که در مورد بازنشستگی حرفه‌ای/اقتصادی ترسیم کردیم، در رابطه ما با سواد تکرار می‌شه. ما از لحظه‌ای که می‌توانیم در مسیر اندوختن سواد هستیم و شمای استانداری که در ذهنمان داریم این است که بله، مدرسه، دبیرستان، دانشگاه، و شاید یک آموزش حرفه‌ای و اما بعد کار. سال‌هایی رو به اندوختن سواد می‌پردازیم و پس از اون رو به مصرف.

شاید در اوایل حرفه آدم‌هایی را ببینیم که همچنان شوق یادگیری دارند و هنوز از این یادگیری بازنشسته نشده‌اند. ولی اون‌چه من در مصاحبه‌ها مشاهده کرده‌م این است که گاهی یک سابقه‌ی حرفه‌ای ۱۰ساله به معنای ۵بار تکرار همان تجربه ۲ساله است. و البته می‌رسند به اون‌جا که دیگر مطالعه نمی‌کنند، دانش خود را بروز نمی‌کنند و در ادامه‌ی زندگیشان از آنچه تا‌به‌حال اندوخته‌اند مصرف می‌کنند.

گرچه ذهن ما دائما در حال یادگیریست و یادگیری هرگز متوقف نمی‌شود همان‌طور که تنفس هرگز متوقف نمی‌شود،‌ ولی اگر خود را در معرض چیز جدیدی برای یادگرفتن قرار ندهیم، به خودی خود باسواد‌تر نمی‌شویم.

شاید این واژه "مصرف" کمی سردرگمتان کند، ما انتظار داریم که وقتی چیزی را مصرف می‌کنیم از مقدار موجود آن کاسته شود. خب اگر دقت کنید،‌ در این مورد هم کاسته می‌شود، آنچه برای آموختن است منتظر ما نمی‌ماند و با این که از این عبارت متنفرم، جامی‌مانیم.

همه‌ی ما افراد بزرگسان و میان‌سال و سالخورده‌ای رو دیده‌ایم که شاید بسیار دانشمند و فرهیخته باشند، اما نمی‌توانند از گوشی هوشمند خود استفاده کنند و از خود می‌پرسیم که چطور یادگیری این فعالیت‌های ساده برایشان دشوار است. خب، آن‌ها بازنشسته شده‌اند، دیگر یاد نمی‌گیرند و در حال مصرف اون‌چه تابه‌حال اندوخته‌اند استند.

امید به زندگی، بله امید به زندگی فاز اندوختن را طولانی‌تر می‌کند و آدم‌ها زمان بیشتری رو برای آکادمیا، یا برای کسب تجربه از دیگران قبل از راه‌اندازی کسب‌وکار خودشان و ... اختصاص می‌دن. چون یک دوره دکترا که شاید الان ۱۰درصد از عمری که به اون امید داریم رو پوشش می‌ده، در زمانی نه چندان دور ۲۰درصدش رو پوشش می‌داده.

همون‌طور که بازنشستگان سنتی سالمند، روی جامعه برای حمایت از اون‌ها حساب می‌کنند، این بازنشستگان سوادی هم جامعه انتظار دارند که اون‌ها رو حمایت کنه و خب در هر دو مورد این اتفاق واقعا هم می‌افته. ما منابع مالی برای حمایت از بازنشستگان حرفه‌ای و منابع حرفه‌ای برای حمایت از بازنشستگان سوادی اختصاص می‌دیم.

وقتی آگاهانه و فعالانه به این تصمیم فکر می‌کنم، می‌دانم که نمی‌خوام هیچ شکلی از بازنشستگی حرفه‌ای یا سوادی رو زود تجربه کنم، چون اصالت زندگی رو در چیزی خارج از این‌ها نمی‌بینم. ولی با وجود این که این انتخاب قابل درک به نظر می‌رسه، من فکر می‌کنم که اکثر آدم‌ها ناآگاهانه انجامش می‌دن. فکر نمی‌کنم که اون فردی که از ارسال یک ایمیل ناتوانه،‌ به خاطر بیاره که در چه لحظه‌ای بود که تصمیم به بازنشستگی سوادی گرفت و حتی شاید تا سال‌ها بعد از اون لحظه احساسش هم نمی‌کرد. فکر نمی‌کنم شما هم هرگز مایل باشید که این تصمیم بزرگ رو، به شکلی غیرآگاهانه گرفته باشید.

بازنشستگیسوادیادگیریتوسعه فردی
۳
۰
سالار نصرتی ارشاد
سالار نصرتی ارشاد
مهندس ارشد (بیشتر نرم‌افزار)، پلیر،‌ خوداشتغال به خردکسب‌وکارها، کاربر عامه هنر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید