"... Better than that, pages with 25K of Javascript followed by < 5K of actual content; ..."
Eric Raymond - The HTML Hell Page
وقتی از دسترسیپذیری صحبت میکنیم، معمولا یک محصول، خدمت، محیط، و ... در نظر داریم، و یک جامعه مخاطب کمتوان یا ناتوان نسبت به استفادهی این محصول با کارآمدی دیگران صحبت میکنیم و سعی میکنیم این فاصله با تکنولوژیهای کمکی و وفقپذیر کمتر کنیم. چیزی که من دوست دارم توی این نوشته شفافترش کنم، مفهوم دسترسیپذیری نسبت به کمتوانی ما در ارتباط شبکهایه.
فرض کنید که دارید رانندگی میکنید و نیاز دارین تا تسکی رو با تلفن همراهتون انجام بدین، شما در این سناریو از یک دست کمتر نسبت به کاربران اپلیکیشن مورد نظرتون دارید، درست مثل شخصی که بخاطر معلولیت امکان استفاده از یک دستش رو از دست داده.
فرض کنید که صدای تلفن همراهتون رو قطع کردید، شما در این سناریو به اندازهی یک کاربر ناشنوای اون اپلیکیشن از شنیدن ناتوانید.
حتی بدون در نظر گرفتن موقعیت خاصی، کودکان و سالمندان سطح کارایی متفاوتی رو تجربه میکنن.
دسترسیپذیری موضوعی نیست که صرفا در مورد ناتوانی یا کمتوانی ناشی از یک عارضه جنسی و ذهنی به وجود بیاد.
توی مثالهایی که قبلا زده شد، ما هم مثل افراد کمتوان و ناتوان ممکنه از دستیارهای صوتی، کیبردهای مخصوص، زیرنویس، و ... استفاده کنیم. ابزار کمکی یک فرد کمشنوا میتونه یک سمعک باشه و برای ما توی سناریو دیگهای شاید هدفون نویزکنسلینگ!
باز هم مهم نیست که ناتوانی یا کمتوانی ما ناشی از یک عارضه باشه، همهی ما به تکنولوژیهای کمکی و محصولاتی و ...ای که سازگار برای استفاده با اونها طراحی شدن نیاز خواهیم داشت.
در زمانی که این رو مینویسم و از خیلی قبلتر از اون، دسترسی طبیعی و کارامدی قیاسپذیری نسبت به بقیه جهان تو شبکههایی مثل اینترنت و شبکههای مکانیابی و ... در ایران وجود نداره. پهنای باند بسیار محدود، جمینگ، تراتلینگ و فیلترینگ و ... باعث شده که ما در استفاده از بسیاری از سرویسها کمتوان یا ناتوان باشیم.
یک اپلیکیشن ویدیو کال که مصرف پهنای باند بالایی داره، برای ما دسترسیپذیر نیست. یک بازی که نیاز به واکنش سریع اینترنتی داره، برای ما دسترسی پذیر نیست. سرویسهایی که VPNها و پروکسیها رو بلاک میکنن برای ما دسترسیپذیر نیستن. سیستمعاملی هر روز نیاز به حجم زیادی آپدیت برای کارکرد خودش داره برای ما دسترسی پذیر نیست. برنامه موسیقیای که برای پخش نیاز به دسترسی اینترنتی داره در هنگام قطعی اینترنت دسترسیپذیر نیست.
تکنولوژیهای کمکی و وفقپذیر برای ما چیزهایی مثل ابزارهای گریز از سانسور، فیچرهایی مثل کاهش کیفیت صدا و تصویر یا فشردهسازی اونها، سرویسهایی که میشه آفلاین ازشون استفاده کرد و ...ست.
اسم این مفهوم رو کمتوانی و ناتوانی شبکهای در نظر بگیریم، بهش فکر کنیم، موارد زیادی قطعا به ذهنمون میرسه، وبسایتی که منتظر لود شدن یک کتابخانه برای نشون دادن یک انیمیشن کماهمیت در کاربردپذیری اون محصوله و بخاطر اون باز نمیشه. اپلیکیشنی که ارورهایی مثل timeout شدن رو به درستی هندل نمیکنه و ...
مثل هر شکل دیگهای از دسترسیپذیری، توسعهدهندگان و طراحان میتونن محصولاتشون رو با در نظر گرفتن این موضوع و با ویژگیهای مرتبط با این موضوع منتشر کنن. کنشگرها میتونن این رو به عنوان یک حق پیگیری کنن، میشه براش راهنما نوشت، محتوا تولید کرد و ایمیل زد و به دست آدمها رسوند و کارهای ارزشمند زیاد دیگری.
خب بیاین فرض کنیم که ما یک خودرویی داریم که نمیتونه توی دمای پایین قطبی به درستی عمل کنه، آیا این خودرو حق دسترسی پذیری رو برای اسکیموها زیر پا گذاشته؟ جواب من نهعه. اونها ناتوانی یا کمتوانیای به نظر من ندارن و ابزارای که استفاده میکنن با اون هدف و مناسب نیاز اونها نیست. این مسئله کاربردپذیریه و کاربردپذیری یک کیفیت محصولیه از نظرم و نمیشه به عنوان حق پیگیریش کرد.
حق دسترسی ما به محصولات و خدمات و ارتباط با جهان واقعا یک "حق" است و نه یک "توتفرنگی روی کیک" که یک ارزش پیشنهادی باشه.
هنگام انتشار این پست، احتمالا بخاطر رفرنس من به وبسایت catb، تبلیغاتی شناخته شد و میخواست که بابتش پول بدم.