ویرگول
ورودثبت نام
سالار نصرتی ارشاد
سالار نصرتی ارشادمهندس ارشد (بیشتر نرم‌افزار)، پلیر،‌ خوداشتغال به خردکسب‌وکارها، کاربر عامه هنر
سالار نصرتی ارشاد
سالار نصرتی ارشاد
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

چرا ارزش بیشتری برای پتانسیل قائلم

مثال معروفی در این مورد وجود داره، یک نوزاد که هنوز هیچ چیز نیست. در هیچ حوزه‌ای تخصص و تجربه‌ای نداره، و خب این هیچ چیز نبودن، در واقع همه چیز بودنه. بچه‌ها می‌تونن هر نقشی که انگیزه وجودی اون‌ها رو تحریک می‌کنه و به هیجان میاردشون رو برای خودشون متصور بشن. یک آتش‌نشان، یک پزشک، یک فضانورد! پتانسیل همه‌ی این‌ها رو در خودش می‌بینه.

این بچه بزرگ می‌شه و بالاخره در یک چیزی به یک اسپشالیتی می‌رسه، بیاین فرض کنیم که یک مهندس مکانیک می‌شه،‌ بعدش دیگه برای خودش، نه تنها پزشک بودن، بلکه شاید حتی مهندس یه چیز دیگه بودن رو هم متصور نمی‌شه.

چه اتفاقی افتاد؟ آیا پتانسیل این مهندس بالغ، که دانش عمیقی در یک حوزه هم پیدا کرده، حالا کمتر از زمان کودکی‌شه؟ انگار چیزی بودن، اون رو از پتانسیل همه‌چیز بودن دور کرده.

به یاد دارم که مدت‌ها، دست به هیچ رابط کاربری گرافیکی داشت نمی‌زدم، با این فرض که من تخصصی در این کار ندارم، چیزی که الان فکر می‌کنم باید اون موقع از خودم می‌پرسیدم این بود، که مگه در چیزهای دیگه چقدر تجربه و تخصص داری؟ یک سال؟ دو سال؟ چهار سال؟ به هر حال حجم اندوخته‌ی ما نسبت به چیزی که وجود داره انقدر کوچیکه که جفتشون از نقطه صفر فاصله چندانی ندارن. بعد ها که مجبور به انجامش شدم، حس جادوگری رو داشتم که از پس هر کاری بر میاد.

من زبان برنامه‌نویسی فلان رو بلد نیستم، خب مگه بقیه‌شون رو چقدر بلدی؟ من با این تکنولوژی کار نکردم، مگه با بقیشون چقدر کار کردی؟ آیا غیر از اینه که توانایی اصلی ما پتانسیل انجام و یادگیری این کارها بوده و نه چیزی که در گذشته یاد گرفتیم و انجام دادیم؟

من فکر می‌کنم چیزی که درون یک مهندس وجود داره، توانایی فکر کردن مثل یک مهندس و دوست داشتن این کاره. چیزی که پتانسیل همه‌ی بقیه فعالیت‌های اون تشکیل می‌ده.

چیزی که به عنوان دست‌آورد این تفکر می‌تونم ارائه بدم، اینه که هیچ چیز نبودن دریچه‌ی پتانسیل همه‌چیز بودنه. و به شخصه ترجیح میدم آدم‌هایی رو هایر کنم که توانایی یادگیری دارن، چون مجموعه دانش هیچ کس برای همه نیازمندی‌های شغلش هرگز کافی نیست. و انقدر کوچیکه اون چه ما ممکنه از قبل با خود داشته باشیم، که فکر می‌کنم ارزش اصلی در اینه که حالا چی می‌تونیم ورداریم در ادامه.

دوستان زیادی رو می‌شناسم که پشت سد سابقه کار هستن، پوزیشن‌های سینیور هایرینگ دارن و البته جایی وجود نداره که بتونی اون سینیوریتی رو کسب کنی. من فکر می‌کنم این یه سرمایه‌گذاری اشتباهه، مثل سرمایه‌گذاری روی گندمی که در انبار داریم، بجای زمینی که می‌تونیم در اون هرچه می‌خوایم کشت کنیم.

سابقه کاریادگیریتخصص
۱
۰
سالار نصرتی ارشاد
سالار نصرتی ارشاد
مهندس ارشد (بیشتر نرم‌افزار)، پلیر،‌ خوداشتغال به خردکسب‌وکارها، کاربر عامه هنر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید