پاسخی به کامنت یک ویرگولی

در رابطه با سری مطالب که تازه شروع کردم و نویسنده اش خودم نیستم

بانویی که قلمی بسیار زیبا و قوه بیان شیوایی دارد.قصد معرفی و نقدی بر احوال و دل غمگینش داشتم

هم مثبت و هم منفی -مثبت حال خوب کنی است که به عنوان یک شهروند وظیفه خودم می دونم

به کمکش بروم.

اما بعد از گذاشتن 6 مطلب از این می ترسیدم کسی زود قضاوت کند برای همین دوستی این کار را در پست قبلی کردند و ما هم جوابی دادیم که 900 کلمه شد.که دیگر در پاسخ به کامنت پست های بعدی تکرار مکررات نکرده باشم.

شما به عنوان یک جنس مذکر این حرف رو می زنید یا مونث؟

شما به بزرگواری خودتان کژتابی، کج‌فهمی و مملو از اشتباه ما را ببخشید.اما با سطحی نگری و سطحی اندیشی شما این موضوع بسته نمیشه

مشکل من هم با این خانم بیان این حقیقت ها نیست. اتفاقا خوشحالم که کسی به خودش جرئت داده و حقیقت را به نگارش در بیاورد.اما "مشکل من" این گزاره های پسرا همه این جورین، دخترا همه اونجوری ان، فلان جایی ها همه فلانن اینه- این داستانا رو کی می‌خوایم بذاریم کنار؟! نمیدونم الان ایشون با ۳٫۵ میلیارد پسر صحبت کرده !!

در مورد نظر نادرست و درکِ غیردقیق شما هم، من پاسخ دارم قاعدتاً چنین بحث‌هایی، پیچیده‌تر و جدی‌تر از اینه که بشه در قالب گفتگوی کامنتی در یه وبلاگ ادامه داد. و از طرفی دیگر نمی دانم مخاطبم که شمایید که چقدر سواد اجتماعی،سواد علمی و فرهنگی دارید.پس جواب بهتر و روشن تر من همان پست اخر من است.

اشتباه بزرگ همگان(زن و مرد)این است که تصور میکنند پسران-مردان«فقط»آلت متحرک هستند. در صورتی که به آن عضو شریفِ آویزان،بدنی چسبیده که عقل،احساس و عاطفه دارد.بدنی که خرد می ورزد و عاشق می شود. هربار به عضو شریف آویزان فکر کردید،بدن چسبیده به آن را هم نگاهی بیاندازید.

اگر به طور کامل مخالف بودم مریض نبودم که بیام نوشته های ایشون رو اینجا هم بزارم من با این حجم از نفرت پراکنی مخالفم

بله ما قائل به این هستیم ولازم است به خودتان این امر واضح را یادآوری کنید که: جذابیت در دلِ ناگفته‌ها، نانوشته‌ها و ناپیداها است. درست است اما با

با کدام شیوه‌ها، با کدام تحلیل‌ها و با کدام نگاه‌ها باید به مسائل بنگرند. اقا اصلا شما از ما دانا‌تر، از ما توانا‌تر و از ما مجرب‌تر بفرمایید نقدی به نقد ما بنویسد تا همگان -ویرگولی ها و متخصصان تغذیه ،سلامت،روان قضاوت کنند.والا به خدا

یکی این‌که کلاً مستقل از موضوع صحبت‌ هاشون، از عمق نگاه و شیوه‌ی روایت‌کردن‌شون لذت می‌برم و مجذوبشون می‌شم اما جاهایی با علمی که به ان رسید ه ام می گویم اشتباه می کند.

اما نقد کردن هم رسم و رسوماتی دارد دلبندم

تنوع و تنوع و تنوع. شوت کافی. سانتر کافی. پاس عمقی کافی. دریبلینگ کافی. ضدحمله کافی. حمله سریع کافی

نمی دانم این چه حقیقتی است.

اظهارنظرهای احساسی و غیرکارشناسی یا القای ذهنیتی خاص با هر انگیزه‌ای که اسمش حقیقت نیست.

این ناآگاهی تعمدی های و بد جلوه دادنش ساز و کارش مشخص است.

خوب ما اگر قرار باشد اظهار فضل بکنیم واز محافل های علمی که شرکت می کنیم بگوییم و عیار و تجربه مان را به شما نشان بدهیم که دیگر جای بحث با شما نیست.

شما هم لطف کنید فقط در بازار طلا فروشان ودستفروشان به دنبال حقیقت نباشید،و سری به بازاری های ماهی فروشان،و بازار اطلاعات و خدمات هم سری بزنید.تازه در بین دستفروشان از همه نوع کالا و جنس موجود است،

.بازاری هایی که ما در آن تجربه کسب می کنیم مطئمن باشید شان علمی واخلاقیش و سطوحش خیلی بالاتر از این است که اینقدر بیکار باشد تا بیاید این جا جواب یک سطحی نویس و سطحی نگری چون شمایی را بدهد.

البته که وظیفه ما این است که جواب بدهیم نه به صورت مونولوگ بلکه اگر می خواستیم جواب شما را بدهیم باید روبرو می شدیم و شما بعد از پرسیدن هزاران سوال از ما در مقابل جواب شما را سفت و سخت می دادیم

بله درست است

معمولاً ما انسان ها خود را محور قضاوت هایمان قرار می دهیم و خوب و بدی های اشخاص و اشیاء و حتی گفتار و کردار خود و دیگران را باعتبار سلیقه ها و عقیده های خودمان ارزیابی می کنیم.شما هم با سطحی نویسی خود اینگونه عمل کردید.

بدون تردید جز انبیا و اولیای الهی هیچ انسان و هیچ ملتی در دنیا کامل و بدون نقص نبوده و نیست. هر ملت و فرهنگی برای خودش عیبها و آفت هایی دارد که متخصصان و متفکران و متولیان باید آنها را شناسایی کرده و در دفع و درمان آن بکوشند تا آفت گسترش نیابد و منجر به آلودگی تمام اجزا نشود

راستش را بخواهید همیشه می خواستم ویرگول را ترک کنم چون نمی توانم پاسخ های ابکی به کامنت های سطحی بدهم

الان هم دوست دارم 20 صفحه برگه اچار پر می کردم تا برایتان پست می کردم.و از این که کم نوشتم ناراحتم.

ضمنا با تحویل صرفاً سالادی از کلمات و تمثیل و تعبیر هم نمی شود. نقد کرد اگر حرف درست و حسابی دارید بفرمایید در قالب چند پست توضیح بدهید.

نظام قضاوت و تصمیم گیری ما هم کاملا بر مبنای منطق و مطالعه و مشاهده زندگی دیگران و خود بوده

بدبختانه از نظر علمی ما چیزی رو در جهان لمس نمیکنیم. فاصله ی سطوح نسبت به هم مثل فاصله ی لایه ی ازون به زمینه. همش اسیر توهمیم

شما هم سعی کنید. تا تمام پست های این خانم رو بخونید تاکید می کنم تمام پست ها

یه چیز دیگه شما یه فرق و تفاوتی بین داوری و قضاوت و همچنین بین پیش داوری و پیش قضاوت که تو سایت بسیار وزین متمم در موردش بحث شده قائل شو

نوشتن در این جا، با حضور دوستان فرهیخته‌ای که سطح متوسط فکری و دانش متوسط بالاتری از من دارن، کار سخت و استرس‌زاییه. به قول دوست‌مون دارم با پررویی تایپ می‌کنم. لطفا این کامنت من رو هم به عنوان بیان نظری ببینید که نیاز داره تا به چالش کشیده بشه؛ نه حرفی که از سر تجربه یا مطالعه‌ی زیاد نوشته شده

معروض میدارد که این جانب اصولا مقدمِ هیچ مهمانِ ناخوانده ای را گرامی نمی‌دارد.

این نظر شما نشون دهنده ی عمق اخلاص نداشته ی شماست چرا انتقادت رو بدون ارجاع به مطلب دیگه نمینویسی؟

" این یک ادعاست.نه استدلال منطقی آورده شده،نه فکت علمی،و نه حتی به لحاظ رتوریکی,کوچکترین شکلی از شرح و استدلال محتمل درباره ی موضوع ما که اگر قرار باشد نقدی برای آن بنویسم خودش یک کتاب یا 30 پست مجزا می شود.در حالی که اگر ما مطالعه داشته باشیم نیازی به نوشتن و توجیح کردن شما نیست.

1-زندگی یعنی همین!

2--پسر بودن

3-یه سری اه و ناله

4-عشق قدیس متفعن

5-پاپ

6-یه دنیا از مرگ دورم