ویرگول
ورودثبت نام
geekobook
geekobook
geekobook
geekobook
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

بلاتکیف؛ روایت عجیب ترین روزهای تاریخ


گاهی وقت‌ها یک کتاب را برمی‌داری نه برای اینکه چیزی یاد بگیری، بلکه برای اینکه تنها نمانی. «بلاتکلیف» منصور ضابطیان از همین جنس کتاب‌هاست؛ کتابی که بیشتر از آنکه قصه بگوید یا تحلیل کند، با تو می‌نشیند و درد و دل می‌کند.

یک قدم به سمت انسانی‌تر شدن

ضابطیان همیشه بلد بوده ساده بنویسد، اما این‌بار چیزی فراتر از سادگی در نوشته‌هایش هست: صداقت. بوی زندگی می‌دهد. بوی همان لحظه‌هایی که آدم نمی‌داند باید کدام مسیر را انتخاب کند، چطور تصمیم بگیرد، یا اصلاً چرا این‌قدر زندگی گاهی پیچیده می‌شود.

او بدون اینکه ژست روشنفکری بگیرد، از تردیدهایش حرف می‌زند. از حس‌هایی که معمولاً در دلمان نگه می‌داریم چون فکر می‌کنیم گفتنشان ضعف است.

قطعاتی شبیه فکرهای شبانه

ساختار کتاب مثل دفترچه یادداشت‌هایی است که وسط شلوغی روز نوشته شده؛ بی‌برنامه، بی‌ادعا، اما پر از حال‌و‌هوا. هر بار که صفحه‌ای را ورق می‌زنی انگار وارد یکی از فکرهای شبانه‌ی نویسنده می‌شوی؛ همان‌ها که لابه‌لای روزمرگی گم می‌کنیم.

گاهی طنز ریز و دوست‌داشتنی‌اش لبخند روی لب می‌نشاند، گاهی جمله‌ای کوتاه اما تلخ قلبت را می‌گیرد. این بالا و پایین‌ها همان چیزی است که کتاب را واقعی می‌کند.

نقطه قوت اصلی: ارتباط

حقیقت این است که «بلاتکلیف» کتابی برای خواندن نیست؛ کتابی برای «احساس کردن» است. اگر دنبال یک روایت منسجم، یک خط سیر روشن یا تحلیل عمیق باشی، احتمالاً وسط کار از خودت می‌پرسی «خب؟».

اما اگر دنبال کسی باشی که بفهمدت و کنارت بنشیند، نویسنده خوب بلد است دستت را بگیرد و با خودش ببرد.

البته بعضی فکرها آن‌قدر سریع تمام می‌شوند که حس می‌کنی ای کاش کمی بیشتر ادامه پیدا می‌کرد. اما شاید همین «ناتمامی» بخشی از هویت کتاب باشد؛ بالاخره اسمش بلاتکلیف است دیگر!

حرف آخر

«بلاتکلیف» مثل یک گفت‌وگوی نیمه‌شب است؛ نه قرار است جهان را تغییر دهد، نه قرار است چیزی را حل کند. فقط قرار است کنار تو بنشیند، یک لیوان چای بریزد و بگوید:

«هی… منم این روزها نمی‌دونم باید چیکار کنم.»

و درنهایت خواندن این کتاب 75 صفحه ای دوست داشتنی را شدیدا پیشنهاد می کنم :)

کتابسفرنامهجنگ
۵
۰
geekobook
geekobook
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید