دیوار، پیش‌پا افتاده‌ترین ایده‌ای است که یک مدیر و بنیان‌گذار می‌توانست با الهام گرفتن از الگوی خارجی ایجاد کند.

دلیل اصلی نوشتن چنین متنی، تجربه‌های تلخ و گرانی است که در طول ۵ سال ایجاد سایت دیوار داشته‌ام. من از جمله کسانی نیستم که اکثر وسایلم را از سایت دیوار تهیه کرده باشم یا به فروش رسانده باشم. اما مانند بسیاری از مردم، در برهه‌هایی از زندگی از این سبک برنامه‌ها استفاده کرده‌ام. در این مطلب قصد بیان و تشریح کلاه‌برداری‌های حرفه‌ای و میلیونی را ندارم چرا که به تفصیل در سایت پلیس فتا توصیح داده شده است.

در این مطلب قصد بیان شیوه‌ای تخلف در تعاملات سایت دیوار را دارم.

قطعا یکی از پر ریسک‌ترین اجناسی که می‌توان از سایت دیوار خرید کرد، لوازم الکترونیکی است. شما در فرصت بسیار محدود باید تمام جوانب یک گجت را بسنجید. باید حواس‌تان به به ظاهر، عملکرد، کارت گارانتی، صحت و اصالت، تمیزی، قیمت و خلاصه همه‌چیز باشد. اما با وجود علم به همه‌ی این موارد، پیش می‌آید که شما رو دست بخورید و از یک جنبه‌ی مهم کالا غافل ‌‌شوید. مثلا هدفونی خریدید که مشکل شارژدهی دارد. حال شما می‌مانید و یک کالای بی‌مصرف. تکلیف چیست؟!

کم‌دردسرترین راه این است که سعی کنید از طریق گفتگو، موضوع را با طرف مقابل‌تان حل کنید. (البته اگر طرف مقابل‌تان اهل گفتگو باشد!) اما اگر کالای خریداری شده ارزش بالایی داشته باشد و ضرر مالی وارد شده به شما زیاد باشد، احتمالا پای‌تان به پلیس فتا و دادسراها باز می‌شود. اگر شاکی‌های زیادی از فرد متخلف وجود داشته باشد، باید بگویم که پرونده‌یتان سرعت خوبی خواهد داشت. اما بد به حال کسی که فرد متخلف یک شاکی بیشتر نداشته باشد! آن‌گاه شما می‌مانید و کلی هزینه و ماه‌ها انتظار. اما واقعا ریشه‌ی اصلی این مشکل چیست و کیست؟ فروشنده‌ی متخلف است یا بستر نادرست سایت؟

در پاسخ باید بگویم که قطعا بستر ایجاد شده برای انجام این معاملات ریشه‌ی مشکلات است. اما چرا؟

بیاید با هم به ساز و کار بسیار ساده و الهام‌برداری شده‌ی سایت دیوار نگاه کنیم. فروشنده، محصول خود را از طریق سایت یا اپلیکیشن درج می‌کند و بعد از گذشت چند ساعت، ناظر دیوار آن را پس از بررسی، تایید یا رد می‌کند. پس از تایید شدن، خریدار بالقوه آن را می‌بیند، پسند می‌کند و به صورت توافقی با فروشنده به یک قیمت نهایی ‌می‌رسد و در نهایت خودشان و بدون حضور ناظر و قانون معامله را تمام میکنند.

جالب اینجاست که سایت دیوار، مرتبا این تذکر را به بازدیدکنندگان و مشتریان‌ش می‌دهد که دیوار هیچ منفعت و مسئولیتی در قبال معامله‌ی شما ندارد. این یعنی این‌که به راحتی دیوار از خود سلب مسئولیت کرده است تا در صورت بروز مشکل، عواقب هیچ چیز را بر گردن نگیرد! اما این واقعا برخلاف اصول مدیریت حرفه‌ای و رفتار استارت‌آپی است.

بر کسی این حقیقت پوشیده نیست که سایت‌هایی مثل دیوار و شیپور از سایت ebay الهام گرفته‌اند. اما دیوار تنها یک کپی بد از ebay است و گرنه اکثر کارشناسان معتقتدند که یک کپی خوب، خوب است.

‌ebay همواره خود را همراه و پشتیبان خریدار و فروشنده تا مرحله‌ی انتهایی معامله می‌داند. نه در حرف، بلکه در عمل. تعبیری به نام «درخواست ضمانت بازگشت پول ebay» وجود دارد که خریدار می‌تواند در شرایطی که: ۱)محموله‌ی خود را دریافت نکرده باشد یا ۲)آیتم دریافت شده دقیقا منطبق با مشخصات مندرج در سایت نبوده باشد یا ۳)آیتم دریافت شده دارای عیب و ایراد باشد، از این مزیت و شرایط ebay استفاده کند. البته راه‌اندازی چنین شرایطی لازمه‌ی ورود گسترده‌ی ebay در معاملات و وجود سیستم ارسال ebay است.

حال فرض کنید چنین شرایطی در دیوار هم وجود داشت. آن‌گاه نه تا این حد کلاه‌برداری و مشتری شاکی وجود داشت. نه پلیس فتا مملو از صفوف زیاد و صدای بلند اعتراض شاکیان بود. نه تا این حد بی‌اعتمادی به این دست سایت‌های C to C بود. و در نهایت شرکت دیوار با انجام اندکی زحمتی بیشتر، سود کلانی را عاید می‌شد.

حال بیاید دوباره به عقب برگردیم. مشکل از جایی شروع شد که دیوار نخواست مسئولیتی در قبال معاملات بپذیرد و سایه‌ی سنگین عواقب کلاه‌برداری‌ها احتمالی را بر گردن پلیس فتا و عدم آگاهی مردم انداخت.

در نهایت تنها امیدوارم بعد از گذشت ۵ سال از ایجاد سایت دیوار، تغییرات بزرگ و مثبتی در این بستر صورت گیرد تا اعتماد مردم کم‌تر از این نشود.