
دیروز سهشنبه، وسطِ کلنجار رفتن با کدهای جاوااسکریپت، فقط یک خواستهی ساده داشتم: کاربر با زدن Enter بتواند رویداد جستجو را فراخوانی کند؛ خواستهای به ظاهر کوچک و کاملاً منطقی، اما کد بنده خدا ظاهراً نظر دیگری داشت. در حالت اجرای عادی، چنان خودش را به نفهمی میزد که انگار کلید Enter صرفاً یک وسیلهی تزئینی روی کیبورد است، اما همین که میبردمش توی حالت Debug، ناگهان همهچیز درست میشد، رویداد اجرا میشد و کد مثل یک دانشآموز مؤدب و نمونه رفتار میکرد! همانجا بود که در پرسهزدنهای اینترنتیام — بله، از آن مدل اینترنتگردیهای امروزی ایرانی، یعنی با کمک هوش مصنوعی ملی و بدون اینترنت واقعی آزاد! — با اصطلاح دوستداشتنی و مرموزی به نام هایزنباگ آشنا شدم؛ باگی بازیگوش، خجالتی و تا حدی ماورایی که فقط وقتی حواست نیست در برنامه ظاهر میشود و با خروجیات شوخی میکند، اما به محض اینکه با اخم، breakpoint و ذرهبینِ دیباگر به سراغش میروی، شنل نامرئیاش را میپوشد و غیبش میزند، طوری که آخرش خودت هم شک میکنی اصلاً از اول باگی در کار بوده یا نه. خلاصه هایزنباگ از آن موجودات عجیبیست که به ما یادآوری میکند حتی در منظمترین دنیای ممکن، یعنی دنیای صفر و یکها، باز هم کمی جادوی سیاه، شیطنت و قایمباشکِ روحمانند وجود دارد.
هایزنباگ اصطلاحی است که الهامگرفته از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است؛ اصلی که میگوید نمیتوان مکان و تکانهی یک ذره را بهطور همزمان با دقت دلخواه اندازه گرفت، و هرچه یکی دقیقتر معلوم شود، دیگری نامعینتر خواهد شد