آشپزی؛ یک گزاره‌ی فرهنگی

انتقال فرهنگ با هدف برقراری ارتباط با دنیای پیرامون، همیشه مورد علاقه‌ی انسان‌ها بوده است.

اشاره دادن به انسان در این گفته هدفمند است. این انسان گاهی در قالب دولت‌ها و گاهی در قالب‌های کوچک‌تر و حتا شخصی، تمایل به نمایش قدرت فرهنگی خود به سایرین را داشته‌اند. از این رو روش‌های آکادمیک، سنتی و چه‌بسا خلاقانه‌ای برای آن طراحی کرده و درنتیجه بسته به میزان قدرت برنامه‌هایشان توانسته‌اند رایزنی قوی یا ضعیفی را انجام دهند.

گزینه‌های مختلفی برای تبلیغ فرهنگی وجود دارد که علامه بر آشنایی با آداب و رسوم، می‌توانند هویت یک کشور را احیاء کنند. مولفه‌هایی که به هر دلیلی تا به امروز مغفول مانده‌اند. اتفاقن این گزینه‌ها چندان هم پیچیده نبوده و اجرایی کردنشان نیاز به تنظیم سندهای راهبردی چندین و چند صفحه‌ای و برگزاری کارگروه‌های دهان پرکن ندارد!

آشپزی یا بهتر و درست‌تر بگوییم "غذا"ی ایرانی از همین دست گزینه‌ها ست که براحتی و با تنوع و فراوانی بسیار می‌تواند در انتقال فرهنگ و هویت‌بخشی جهانی به ما کمک کند. این هنر-صنعت بی ادعا تنها به یک همسان‌سازی ابزاری نیاز دارد تا ارتباط مستقیم با مخاطبان غیرایرانی خود برقرار کند. منظور از این همسان‌سازی ابزاری، بوجود آوردن امکان استفاده‌ی مخاطبی است که شاید روش‌هایش و آدابش در خوردن با ما ایرانی‌ها متفاوت باشد. روش‌های خوراکی ما اکثرن به استفاده بیش‌تر از قاشق و کم‌تر از کارد و چنگال متکی است و یا در بسیاری از غذاهایمان نقش نان برای لقمه گرفتن، پررنگ است. گاهی غذاهای ما ترکیب و هم‌نشینی عجیبی از مواد اولیه در گروه‌های غذایی متفاوت است که امکان عدم پذیرش و شاید واپس زدن آن توسط مخاطب غیرایرانی را افزایش می‌دهد. پس باید طرفی اندیشید تا مقصود و منظور این هم‌نشینی قابل درک باشد.

برای نیل به این مقاصد به سادگی می‌شود برنامه‌ریزی کرد. مادران و بانوان ایران نقش تعیین‌کننده‌ای در این بین دارند و با توجه به این‌که در استفاده از فضای مجازی بسیار فعال‌تر و همشمندانه‌تر از مردان هستند، می‌توانند با ارتقای سطح سواد رسانه‌ای خود و ایجاد صفحات شخصی در اپلیکیشن‌های اشتراک‌گذاری محتوا، به این گزینه‌ی انتقال فرهنگی بپردازند. قبل از همه‌ی این‌ها، یک چیز واجب است و آن هم اعتقاد به این‌که: فرهنگ مثل یک پازل با قطعات ریز و فراوان است و هر قطعه- هرچقدر هم کوچک- در دست تک‌تک ما. نشستن و انتظار کشیدن برای این‌که کسی از بیرون یا شخصی دولتی، این پازل را برای ماتکمیل کند، سخت اشتباه است. بیرونی‌ها اگر هم قدمی بردارند، حتمن به منافع خود می‌اندیشند- که طبیعی هم هست- و دولتی‌ها هم که این‌قدر مشغله‌ی کلان و زیربنایی دارند!!! که شاید بیش از این ازشان توقع نیست. به یاد آن جمله‌ی کلیشه‌ای روی تابلوهای شهری افتادم که نوشته بود: "فرهنگ اتفاقی نیست؛ ساختنی است."

www.ahmadrezasoleymani.blogfa.com

@ahmadreza_sol