برای روز جهانی نویسنده‌ها

همیشه گفته‌ام و همچنان هم معتقدم که نوشتن برخلاف آن‌چه برخی می‌گویند، دغدغه نیست؛ برای من پرسشی ست اساسی. چه این‌که غیر از این بود هیچ‌وقت هیچ نویسنده‌ای پای به این راه نمی‌گذاشت که نویسنده شود. پیچیده است؟ بله حق با شماست، پیچیده است. واقعن نوشتن کار طاقت‌فرسایی است. این که مدام چیزهایی مقابلت اتفاق بیافتد و تو مدام از خودت بپرسی که چرا این اتفاق این‌طور وقوع پیدا کرد و بعد بروی سراغ این‌که تو دوست داری چگونه واقع شود و تازه بعدش بخواهی این تمایل را بعنوان پیشنهاد- و نه دغدغه یا هرچیز دیگر- روی کاغذ بیاوری... به همین اندازه طاقت‌فرسا و نفس‌گیر است.
اما لذتش هم در همین پرسشی ست که در تو برانگیخته می‌شود. پرسشی که نفس تو را می‌گیرد.
بله، راسخانه معتقدم نوشتن، پرسش است و هیچ چیز دیگر نیست. من اگر مدعی‌ام که می‌نویسم، باید شب‌هایم به حساب و کتاب تعداد پرسش‌های در طول روزم بگذرد.
می‌نویسم، پس می‌پرسم. می‌پرسم، پس زنده‌ام. 😉