شرایط حساس کنونی!

  • مجموع کارهای روزمره‌ای که انجام می‌دهیم، کوله‌بار تجربیات ما را می‌سازند.
    چیزی به شروع اجراهای عمومی آخرین تئاتری که تمرین می‌کنم نمانده است. نزدیک به یک‌ماه درگیر تمرینات و خیلی چیزهای دیگر بوده‌ام. اما براساس آن‌چه که تلاش در تبدیلش به عادت دارم، در میان هر اتفاقی دنبال تجربه‌ای جدید می‌گردم، آن را که پیدا کردم، گوشه‌ی دفتر یادداشتم می‌نویسم تا سرحوصله و پس از خلاصه‌نویسی‌شان، به آن‌ها فکر کنم تا شاید از دل همین تفکر، نتیجه‌ی درست‌ودرمانی، دستگیرم شود. دی‌شب که به یادداشت‌های شروع تا پایان تمرینات نگاهی می‌انداختم، بنظرم رسید آن‌ها را می‌توانم با این جمله خلاصه کنم:
    توان انفرادی ما در مقابل گروه، وابستگی مستقیم به میزان تسلط و شناخت بر «خود»مان دارد.
    روزهایی می‌شد که بعنوان بازیگر از کارگردانم عصبانی می‌شدم. حتمن روزهایی هم بوده که کارگردان از دست من بازیگرش حرص می‌خورده است. حالا این تناسبات را ضرب‌در تعداد اعضای گروه کنید.
    در چنین شرایط دشواری، تنها چیزی که فریادرس نگرانی و عصبانیت ما خواهد بود، یادآوری خودمان به خودمان است. مثلن این که «من بازیگر این تئاتر هستم.» یا «من کارگردان این تئاتر هستم.» این یادآوری موجب می‌شود بار دیگر خودمان را در موقعیت حساس‌مان بازیابیم و مطابق با این حساسیت واکنش داشته باشیم. درست مثل خود تئاتر که در معنای دراماتیک‌اش، بیان واکنش بصورت عملکرد است. این عملکرد باید هم متناسب و هم بیان کننده‌ی این تناسبات باشد