من متفاوتم؟!!

می‌خواهیم متفاوت باشیم ولی نمی‌دانیم چگونه!

یک روز به این فکر می‌افتیم که لباس‌های رنگارنگ را با ربط و بی‌ربط با هم بپوشیم. روز دیگر می‌رویم کی کلاه پشمی کرم‌رنگ می‌خریم و در میانه تابستانی گرم به سر می‌گذاریم. یک روز هم جوری رفتار می‌کنیم که انگار کلاغی هستیم ساعی در آموختن راه رفتن کبک. در این لحظات شاید ندانیم یا نخواهیم اما دقیقاً داریم تمام تلاشمان را می‌کنیم که از خود چهره‌ای غیرقابل اعتماد برای دیگران بسازیم.

ثبات شخصیت یکی از مهم‌ترین، بلکه اصلی‌ترین گزینه برای جلب اعتماد عمومی است. (این عام می‌تواند محدود به افراد یک خانواده و حتی جمعی کوچک از دوستان و همکاران باشد.) کاندیداهای ریاست جمهوری در کشورهای مختلف مثال‌های بسیار خوبی برای این مسأله هستند. در زمان تبلیغات انتخاباتی چه شعارها که سر نمی‌دهند. ولی پای عمل که می‌رسد، جبر زمانه نمی‌گذارد حتی یکی از آن‌ها محقق شود! واین آغاز سراشیبی تند عدم اطمینان و اعتماد مردم به دولت‌هایشان است. همین را بگذارید در مقیاس یک فرد که در جمعی از اجتماع درحال زندگی است. شما اگر دوستی داشته باشید که برای انجام کار مهمی بخشی از مسوولیت آن را به عهده دارد ولی هیچ وقت سر بزنگاه‌ها حضور ندارد.یا تأخیر می‌کند یا در رفتارش جوری بی‌انگیزگی موج می‌زند. مسلم است که وی دیگر اعتماد شما را جلب نخواهد کرد. پس این رنگ به رنگ شدن‌ها نه تنها ما را متفاوت نمی‌کند، بلکه ما را منزوی، تنها و گوشه‌گیر خواهد کرد.

تفاوت در انسان‌ها گاهی غیرارادی است. مثل تفاوت در زبان، رنگ چشم و رنگ پوست و از این دست که ارتباط مستقیم با قوه و قدرت آفرینش خدا دارد. اما آنچه بعنوان تفاوت شخصی ارادی از آن خرف می‌زنیم شامل تمام آن کارهایی است که کاملاً بصورت ارادی انجام می‌دهیم. اگر مدام از الفاظ زشت در میان سخنان روزمره استفاده کنیم تفاوت ما در بی ادبی است. ولی چنانچه در مراودات خود تلاشمان را در بکارگیری واژگان بجا و زیبا انجام دهیم، دیگران از ما بعنوان فردی با دایره واژگان گسترده خواهند شناخت.

مهم‌ترین روش در متفاوت بودن، بی‌تفاوتی به متفاوت بودن است. هربار که شما برای متفاوت بودن تلاش کنید، در واقع دارید به تفاوت فکر می‌کنید و این که تفاوت دانسته بوجود بیاید. این یعنی ظاهرسازی. برای اینکه در دام ظاهرسازی نیافتیم باید با باطن خود ارتباط برقرارکنیم. چگونگی این ارتباط به عهده اهل علم، اما آنچه بدیهی است این که چون ظاهر متأثر از زمان است پس نمی‌تواند پایدار باشد. تفاوت حاصل از یک مدل مو با ریش به مرور زمان خصوصیات اولیه خود را از دست می‌دهد: مو می‌ریزد و ریش سفید می‌شود.ولی تفاوتی که محصول عمق‌بخشی به باطن باشد- درست برعکس ظاهر- نه تنها با گذر زمان نمی‌میرد بلکه بالنده، پخته و با تجربه‌تر خواهد شد.