
مشاهدهگری برای یک نویسنده، امری ضروری و عادتی مهم است.
بهمرور دریافتهام سه اصل در کاوش بهتر در اطرافم وجود دارد که مشاهدهی من را، دقیقتر میکند؛ شاید بهدرد شما هم خورد.

🔺هیچچیز معمولی و کسلکننده نیست. همیشه چیزی عجیب یا خاص دربارهی همهی پدیدهها و همهی آدمها وجود دارد. تمام تلاش من، پیداکردن آن بُعد خارقالعاده است.
🔺 همیشه یک راز پیش روی من است. تلویزیونی که روشن نمیشود. پرندهای که پرواز نمیکند. دوچرخهای که دود میکند و کلی چیزهای دیگر. چرایی این پدیدهها، در انتظار کشفشدن هستند.

🔺 توجه به جزییات مهم است. برگها نهتنها سبز هستند، بلکه رگههایی بلند و نازک روی خود دارند. ساقههایی محکم و سخت دارند. شکل آنها، شبیه یک قایق است... دیدگاههای رایج و همیشگی را باید تغییر داد تا چیزهای جدید، از پس پدیدههای قدیمی، سر بیرون آورند.