وقتی فکر نمی‌کنیم، چه‌کار می‌کنیم؟

عصر جمعه است و به هزار و یک دلیل، به‌جای اینکه از خانه بیرون بزنم و راهی به سلول‌های بدنم باز کنم تا هوایی تازه کنند، روی کاناپه لم داده‌‌ام به حدی که شکل اعضای بدنم شبیه انحنا‌های کاناپه شده است؛ بجز انگشت شست دست راستم که هنوز کار می‌کند و مدام روی صفحه‌ی گوشی، پیج‌پیمایی در اینستاگرام را پیشه کرده و البته بی‌انصافی نکنم، گاهی سَرَکی به تلگرام هم می‌زنم. چشم‌هایم که خسته می‌شوند، آن‌ها را از روی صفحه‌ی گوشی بر می‌دارم و می‌دوزمشان به صفحه‌ی تلویزیون که در این عصر تعطیل دارد طی یک میزگرد با حضور دو‌نفر، موضوع تطبیق فلسفه‌ی شیخ اشراق با فیزیک کوانتوم را مورد مداقه قرار می‌دهد! باز هم به گوشی بر‌می‌گردم و این‌بار برای تنوع هم که شده، به صفحه‌ی search اینستاگرام می‌روم تا کمی رنگ و لعاب بالا-پایین کردن صفحه‌ی اصلی، تغییر کند... و تا غروب همین روال، شاید با اندکی جابجایی زاویه‌ی کمر نسبت به کفی کاناپه، می‌شود گذران عصر روز تعطیل و خیلی روزهای دیگر.
این می‌تواند توصیف مشترک خیلی از ما، از روزها یا اوقات بی‌کاری‌مان باشد و گاهی تبدیل به تفریح ما می‌شود. اما چرا این کار را می‌کنیم؟
ساده است:
یک اصل ثابت شده برای دانشمندان علوم ذهنی این است که مغز همان‌طور که مهم‌ترین و پرتلاش‌ترین عضو بدن در مکانیزم ذهنی و عینی ما است، به همان اندازه هم تنبل است. البته این کاهلی هم از هوش مغز می‌آید. چرا؟ چون مغز تمام سعی‌اش را می‌کند تا انرژی کم‌تری صرف کند تا در مواقع اضطرار، بتواند بیش‌تر به کمک بیاید. این که کی این شرایط برای ما خطرناک می‌شود، درست موقعی است که ما عادت کنیم به این مصرف کم انرژی.
مغز دارد به وظیفه‌اش در قبال خود و شما عمل می‌کند و تا هنگامی که شما بخواهید، به استراحت ادامه می‌دهد. یعنی وقتی شما کاری را از روی عادت تکرار می‌کنید، هم‌چنان چالشی برای مغز وجود ندارد و صرفن براساس یک فرمول تکراری، عمل می‌کند، انرژی کم‌تری صرف کرده و در طولانی مدت به شکل عادت‌هایی می‌شود که ما برای او ایجاد کرده‌ایم و اگر بفهمد این راحتی، پاداشی هم دارد که هیچ.
ساده‌ترین راه برای این‌که این راحت‌طلبی را از زندگی روزانه‌ی مغزمان حذف کنیم، فکر کردن است. این فرآیند ذهنی در عین این‌که چالش بیولوژیکی مغز را جذاب‌تر می‌کند، به رشد بخش‌های مختلف آن-بسته به موضوع مورد تفکر- هم کمک می‌کند. این رفت و برگشت‌های ذهنی، از عادت کردن به یک رویه‌ی خاص جلوگیری می‌کند و نمی‌گذارد ذهن به بهانه‌ی جلوگیری از مصرف انرژی‌اش، هیچ کار دیگری هم نکند.
البته که عادت‌های خوب و بد در این بستر، قابل بررسی جداگانه هستند که این‌جا محلی ندارد. اندیشیدن کلید جلو رفتن ذهن است. حالا باید به عادت‌هایی فکر کرد که می‌تواند مغز را گول بزند! بگذارید مغزتان فکر کند از روی عادت درحال انجام عملی ست. اما شما که می‌دانید چه‌کار می‌کنید