چاره، بعد از تو...

تنها بودن و تنها ماندن سخت است. تحمل می‌خواهد. از روزی که به این نتیجه برسی که «تنهایی بهتر است»، مصائب شروع خواهد شد.
از آن روز باید بپذیری که دیگران کم‌تر تو را دوست خواهند داشت، کم‌تر با تو مراودات روزمره خواهند داشت. تلفن‌همراهت کم‌تر زنگ می‌خورد و فهرست مخاطبانش روزبه‌روز کم‌حجم‌تر می‌شود.
گروه همکارانت، تعداد کم‌تری خواهد داشت- چه‌بسا اصلن چنین گروهی وجود خارجی نداشته باشد- و نگاه‌ها یک جور دیگری خواهد بود. فرادستی‌هایت خیلی تحویل‌ات نمی‌گیرند- چه‌بسا جدی‌ات نمی‌گیرند- و در محافل‌شان- بخوانید جلسات‌شان- تو را فرا نمی‌خوانند.


اما تو، دانسته تنهایی را انتخاب کرده‌ای چون فهمیده‌ای:
|| دیگری نیست که مهر تو در او شاید بست
|| چاره بعد از تو ندانیم بجز تنهایی