چرا این دنیا جای «شادی» نیست؟

به نام خدا.

 از کف رفتنی!
از کف رفتنی!


سلام.

مخلص کلام:

  1. این نوشته هم بر اساس یه حدیثه که بعد از این «مخلص» مینویسمش که اگه دوس داشتید بخوانید.
  2. حالا این دنیا جای شادیه یا غم؟ جای سختیه یا راحتی؟
  3. هدف «اصلی» ما باید چه باشه؟
  4. به نظر شما چطور میشه به جایی رسید که «از امید چیزی شاد نشی» و «از رنج چیزی غمگین نشی» ؟
  5. همه دنیا هر روز جوری دارن به ما میگن شاد باش و الکی بخند (تیکه به خندوانه) و انرژی و راز و جذب و قانون پشت قانون و . . . که انگار تا ابد زنده ای و این دنیا هم جاته.
  6. نه آقا، هر ثانیه که از زندگیت میگذره مرگ داره بهت یه چشمک میزنه و به سمتت میاد. حالا چه موقع من میمیرم یا شما؟ خدا میدانه.
  7. اصلا جذابیتش هم به همینه که نمیدانی کی میمیری. خیلی چیز عجیبیه، نه؟
  8. فکر کن چندین سال زجر میکشی و داری تو اوج ثروت و عشق و حال دست و پا میزنی و . . . یهویی جناب عزرائیل «چشمک آخر» رو بهت میزنه و میگه «اون کارت بانکی و مال و اموال لامصب رو بزار همین جا بمانه، اونور این چیزا بدردت نمیخوره». عجب لحظه ایه اون لحظه.
  9. میدانی اون لحظه چجوره؟ تا حالا تو زندگیت حس پشیمانی داشتی؟ خیلی حس بدیه انصافا.
  10. فرق نمیکنه کی باشی و چه کاره، فقیر باشی یا میلیاردر، عمر خودت رو صرف کارهای ارزشمند کرده باشی یا فقط پول درآوردن . . . هرکی باشی و هر کاری کرده باشی و نکرده باشی، سر یه موقع خاصی نوبت من و شما هم میرسه.

خب اینم از حدیث:

رسول خدا صلي الله عليه و آله:

اى مردم! اين جا سراى غم است، نه سراى شادى، و سراى پيچ در پيچ است، نه سراى سر راست. پس هركه دنيا را شناخت، به اميدى شاد نشد و از رنجى اندوهگين نگشت.

منابع:

  • المصباح المنير: ص ۷۴
  • اعلام الدین: ۳۴۳

یا علی.