ویرگول
ورودثبت نام
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچشعر میگویم برای دلم و از دل میگویم برای شعرم ... همین شده تمام زندگی برای من سالهاست که اینگونه به انسانها فکر میکنم و جهانی بی جنگ ...
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ
خواندن ۱ دقیقه·۶ ماه پیش

اثر چرا نمی ایید از بهمن سامنی

اینهمه عاشق منتظرند برایتان چرا نمی آیید

اینهمه نامه به سوز و اشک و آه

نوشتیم به جمکران، به چاه

چرا نمی‌آیید..!؟

اینهمه شاعر و شعر و قلم

در غریبی شما آواره و حیرانند

اینهمه واژه‌ها پشت بغضِ شاعر

اسیر راه‌بندانند

چرا نمی‌آیید..!؟

این همه بست حُر، راه‌ها به حسینِ سر جدا

یک‌بار توبه کرد، دستش گرفت

برد تا عرش خدا

من حُر نیَم، قبول..!

ولی با بار گناه

بسته‌ام راه شما...

بهرِ قبولِ توبه‌ام

یک جمعه میان ندبه‌ها

چرا نمی‌آیی..!؟

اینهمه جمعه غروب گفتیم

شاید این جمعه نشد، جمعه دیگر...

جانا!

برید این نفس..!

این جمعه بیا حتماً بی شاید و اما و اگر..

بی شاید و اما...

۰
۰
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ
شعر میگویم برای دلم و از دل میگویم برای شعرم ... همین شده تمام زندگی برای من سالهاست که اینگونه به انسانها فکر میکنم و جهانی بی جنگ ...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید