یادداشت | دیوار

سلام.

شاید این یک توییت بلنده که هیچ وقت قرار نیست توییت بشه. شاید چون توییت اندازه جیک یه پرنده باید باشه و سرم این قدر از جیک جیک پرنده های آبی پوشالی پره که میتونم با عربده از سوراخ وسط ویرگول بیرون بدمشون.

درد. درد. درد.

کی گفته نمیکشمش. فقط تو میکشی؟ نه منم میکشم. من درد تک تک جماعت مجازی توی مغزم رو میکشم. شاید من درد رو خوشگل تر میکشم. شاید من درد رو از اینجا تا تهران میکشم. شاید من درد رو توی یه رز مرده‌ی خیس توی پس زمینه تاریک میکشم. شاید من درد رو از توی نگاه های سنگینتون میکشم. میندازمش روی جون و تنم.

آره من معلق تر از اینم که درگیر شایدها نشم. نه آسمونیم مثل شما متوهما نه زمینیم مثل اون متوهما. من همین وسط فقط میگم شاید. تا هر وقت دلم بخواد. تا جایی که بمونم این وسط دست به دامن شایدی میشم که اصلا به لطافت یک زن نیست.

آره بگین خرابه. بگین دورمون بو میده. من خفه شده بوهای دورتون و زیر بغل شما و خودمم که وقت نمیذارین حتی از شرارت خودم راحت شم. شکایت کنین. فریاد بزنین. اونقدر داد بزنین که صداتون پرتاب شه تو جهان آشغالی‌ای که توش روی فریادای من علف سبز شده؛ از بس که روشون وایسادم و جوونه نزدن. شدن زِر نه زَر.

باور نکنین. فکر کنین عقب مونده‌م. فکر کنین سرتاپا غمپزم. فکر کنین با تصاویر ذهنی مدالایی که توی کتم قایم کردم رو ساختم. همونایی که ازشون تا الان دم نمیزدم. فکر کنین پوچم. فکر کنین صدقه سری شما میخندم. آره خنده‌هام رو هم صدقه کنین تا کثافت کاریاتون رو با شادی من بپوشونین.

میدونین بی کسی با تنهایی فرق داره؟ بی کسی اونجا میاد که دورت پر عصا میشه ولی تا میخوای پاشی راه بری، عصاها میشکنن، ناراحت میشن، تحمل نمیکنن. آره همون عصاهای دورت که تا الان دستمال میکشیدیشون، دونه دونه میرن. بی عصا میشی. بی کس میشی.

وقتی میشی تکیه گاه، وقتی میشی یه دیوار برای تکیه، سخت میشه تصور کنن شاید یه روز بخوای تکیه بدی. سخت میتونن تصور کنن یه روز شاید فرو بریزی. سخت میشه حتی فکر کنن بعضی وقتا از تکیه دادن اذیت میشی. میذارنت و میرن. بی تکیه گاه میشی. بی کس میشی.

میدونی سختی بی کسی کجاست؟ وقتایی که کلمات برات مهم بشن. بشن یه بکس محکم توی صورتت. گفتن عراجیف هم که نه مالیات داره نه آبونمان؛ میزنن و رد میشن و تو میمونی و آجرای ترک خورده‌ت. دیگه میترسی. دیگه میترسی از جایی رد بشی که دارن درباره موضوعی حرف میزنن که برای تن آسیب دیده‌ت خطرناکه. آهنگ گوش نمیدی، پادکست و ویدیو یوتوب رو جلو میزنی، در کتاب رو میبندی و حرفای اجباری رو از دروازه گوشت خارج میکنی. نمیذاری بچه های رنگ و وارنگی که توی منوی گوشیت ریختن، دیوارتو سنگ بزنن.

یه دیوارم برای خیلیا، که پر از ترکم. نیاز دارم تکیه بدم. نیاز دارم تکیه ندن.

نیاز دارم کمک نکنم.

نیاز دارم دست سمتم دراز بشه دستمو دراز نکنم.

یه دیواره یه دیواره یه دیواره
یه دیواره که پشتش هیچی نداره
تا که دیوارو پوشیدن سیه ابرون
نمیاد دیگه خورشید از توشون بیرون
یه پرندس یه پرندس یه پرندس
یه پرندس که از پرواز خود خستس
بُن بالشو بستن دست دیروزا
نمیاد دیگه حتی بیادش فردا
https://soundcloud.com/mah-gol-5/scr6t3bjroye?si=0b49992bb6b84f20bab630ca1d789232&utm_source=clipboard&utm_medium=text&utm_campaign=social_sharing