پیشبینی خودمحققشونده چی هست و چطور کار میکنه؟
در پیشبینی خودمحققشونده با مفهومی طرفیم که مرز بین «باور» و «واقعیت» رو کمرنگ میکنه. وضعیتی که در یک انتظار جمعی، صرفا به این دلیل که گسترده شده و بر رفتار یک جمع اثر گذاشته خودش به عامل شکلدهنده واقعیت تبدیل میشه. سادهترین تعریفش اینه:
وقتی تعداد زیادی از افراد انتظار وقوع یک اتفاق را دارند، رفتارشان را بر اساس تحقق آن تنظیم میکنند و همین رفتار هماهنگ، احتمال وقوع آن اتفاق را بالا میبرد.
اینجا باور فقط یک برداشت ذهنی نیست. باور تبدیل به یک متغیر تعیینکننده در سیستم شده، وارد زنجیره علت و معلول میشه و نتیجه رو تغییر میده. به عبارتی و در یک تعریف شهودی، تصور آینده، آینده رو بازآرایی میکنه.
یکی از معروفترین نمود های این پدیده، مفهوم «Thomas theorem» هست. بطور خلاصه این مفهوم یک جمله است: اگر انسانها موقعیتی را واقعی تعریف کنند، پیامدهای آن موقعیت واقعی خواهد بود. این فقط یک گزاره فلسفی نیست بلکه بارها در تاریخ مصادیقش رو شاهد بودیم.
برای نمونه، در سال 1938 پخش نمایش رادیویی «جنگ دنیاها» توسط اورسون ولز باعث شد بخشی از شنوندگان تصور کنن حمله موجودات فضایی واقعا در حال وقوع است. هرچند این برداشت اشتباه بود اما واکنشهای واقعی ایجاد کرد: تماس با پلیس، فرار از خانهها، ازدحام و وحشت عمومی. اینجا یک تهدید خیالی، رفتار واقعی تولید کرد و رفتار واقعی، هزینه و آشوبی واقعی ساخت.
مثال دیگه در نظام بانکی انگلیس در سال 2007 دیده شده که شایعاتی درباره مشکلات نقدینگی بانک نورثرن راک منتشر شد. این شایعات باعث هجوم سپردهگذاران برای برداشت پول شد. بانک که در حالت عادی میتونست به فعالیتش ادامه بده به دلیل همین هجوم گسترده فلج شد و در نهایت بخشی از دارایی دولت بریتانیا شد. ترس از ورشکستگی سپردهگذارها، خودش ورشکستگی واقعی رو ساخت.
در سیاست هم این قضیه نقش خودش را ایفا میکند. در صورتی که اکثریت جامعه تصور کنن یک کاندید بطور قطعی برنده انتخابات خواهد بود، بخشی از رأیدهندگان مردد به سمتش متمایل میشن، رسانهها پوشش بیشتری ازون کاندید میدن، منابع مالی بیشتری جذب میکنه، و این برتری ادراکی به برتری واقعی کاندید در انتخابات تبدیل میشه. در اینجا «برداشتی از قدرت کاندید» تبدیل به «تغییر توزیع واقعی قدرت بین کاندید ها» میشود.
در آزمایشی که در دهه 1960 توسط انجام شد، به برخی معلمان گفته شد تعدادی از دانشآموزان دستچین شده دارای استعداد تحصیلی بالایی هستند-در حالی که این انتخاب تصادفی بود- و در پایان همان سال تحصیلی، همان دانشآموزان به طور معناداری عملکرد بهتری داشتند. انتظار معلم، رفتارش در قبال دانشآموز رو تغییر داد و رفتار او، عملکرد دانشآموز رو متحول کرد. این اثر بعدها به «اثر پیگمالیون» معروف شد.
در همه این موارد، ما با یک feedback loop مواجه هستیم. باور رفتار رو تغییر میده و رفتار محیط رو و محیط دوباره باور رو. و وقتی این دور به اندازه کافی بزرگ بشه کل یک سیستم رو جابجا خواهد کرد.
نکته حائز اهمیت اینه که پیشبینی خودمحققشونده لزوما مثبت نیست. میتونه سازنده باشه و یا حتی مخرب. اعتماد جمعی اگر میتونه باعث رشد اقتصادی، موفقیت یک برند یا ثبات سیاسی بشه؛ همزمان میتونه به وسیله ترس جمعی باعث رکود، بحران یا فروپاشی بشه و این روی منفی پیشبینیهای خودمحققشوندهست.
در نهایت، ادراک عمومی فقط بازتاب واقعیت نیست. در بسیاری از سیستمهای اجتماعی، ادراک جمعی در نقش یکی از نیروهای سازنده واقعیت عمل میکنه. آینده صرفا کشف نمیشه، بلکه تا حدی ساخته هم میشه.
مارو در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/rastaegh