بنزین چرا گران میشود؟

مصرف متوسط روزانه بنزین در ایران از 83 میلیون لیتر تا 91 میلیون لیتر گزارش‌شده است که در شرایط کم‌مصرف اگر حساب کنیم، 83 میلیون لیتر به قیمت هر لیتر 1000 تومان، تراکنشی در حدود 83 میلیارد تومانی دارد؛ یعنی مردم روزانه 83 میلیارد تومان به دولت برای خرید بنزین می‌پردازند.

اما چرخه بنزین چیست؟ از استخراج نفت و فرستادن آن به پالایشگاه و ... ارائه به پمپ‌بنزین و سپس خرید مردم این چرخه را به‌صورت کلی بیان می‌کند ولی یک عامل قیمت‌گذاری علاوه بر این موارد در قیمت بنزین به‌صورت منطقه‌ای عامل است. در منطقه خلیج‌فارس، برای بخش تولید و انتقال از مبدأ تا مقصد قیمتی را به نام FOB در نظر می‌گیرند. این قیمت پایین‌ترین قیمت برای فروش یک کالاست که نه‌تنها در خلیج‌فارس که در خلیج مکزیک و.. نیز وجود دارد.

طبق قانون مصوب 1389 دولت موظف است افزایش قیمت بنزین را تا نزدیک 90% قیمت فوب خلیج برساند.

اما خبرگزاری شانا در سال 1394 اعلام کرد که هزینه تولید بنزین برای دولت لیتری 2500 تومان است و این یعنی دولت تا به امروز، بدون در نظر گرفتن افزایش قیمت تولید، 1500 تومان برای هر لیتر یارانه اختصاص داده است و این یعنی به ازای 83 میلیون لیتر مصرف روزانه دولت چیزی در حدود روزانه 124.5 میلیارد از محل فروش بنزین متضرر شده است. امروز قیمت فوق خلیج‌فارس برای هر لیتر چیزی در حدود 56 سنت است که با احتساب دلار 4200 تومانی دولتی، قیمت هر لیتر آن 2352 تومان خواهد بود و با احتساب دلار آزاد 14000 تومانی قیمت هر لیتر بنزین در حدود 7840 تومان خواهد بود؛ اما تعریف فوق مشخص است و هزینه‌های جانبی را در نظر نمی‌گیرد درحالی‌که هزینه‌های جانبی نیز با دولت است که با اختلاف رقم اعلامی دولت (خبرگزاری شانا در سال 94) و با توجه به تفاوت نرخ ارز در 4 سال اخیر قطعاً امروز هزینه دولت برای هر لیتر بنزین بیشتر از لیتری 2500 تومان خواهد بود.

طبق قانون سال 1389 مصوب مجلس شورای اسلامی، نزدیک شدن 90% قیمت بنزین به قیمت فوق خلیج‌فارس یعنی بنزین بایستی به لیتری در حدود 50.4 سنت برسد که با احتساب ارز دولتی قیمت بنزین به نرخ فوق می‌شود حدود 2116.8 تومان و با احتساب هزینه‌های پس از فوق همان حدود 2400-2500 تومان است. پس دولت در خوش‌بینانه‌ترین حالت به‌صورت سربه‌سر در مرحله تولید می‌تواند حدود 1500 تومان ضرر خود را روی هر لیتر جبران کند. این رقم در سال قبل چیزی در حدود 124 هزار میلیارد ضرر مالی بوده است که طبیعی است دولت برای جبران این ضررها اقداماتی مانند اختلاف قیمت ارز و طلا و خودرو و ... را برای جبران این موارد انجام خواهد داد.

مهم‌ترین هزینه جانبی بنزین که از آن سخن به میان آمد هزینه حمل‌ونقل است که هزینه حمل‌ونقل برای هر کالای تولیدی چیزی در حدود 25% است؛ که با یک حساب ساده قیمت هر لیتر بنزین مبتنی بر قانون سال 89 و هزینه دولت برای حمل‌ونقل و بیمه و ...حدود لیتری 2646 تومان خواهد بود و اگر دولت هر لیتر را 2500 تومان بفروشد چیزی در حدود 146 تومان روی هر لیتر یارانه خواهد داد که سالانه می‌شود حدود 4 هزار و 423 میلیارد تومان. پس اگر کمی خوش‌بین باشیم امسال از محل افزایش قیمت بنزین دولت حدود 120 هزار میلیارد تومان کمتر ضرر خواهد کرد.

تا اینجا به بحث قیمت اصلی بنزین و اجرای قانون افزایش آن پرداختیم اما بحث مهم دیگر برای افزایش قیمت بنزین بحث قاچاق سوخت است. در ایران باقیمت لیتری 1000 تومان یا معادل 23.8 سنت، یعنی اختلاف 32 سنت بر روی لیتر نسبت به فوق که در بقیه کشورها رعایت می‌شود، به فروش می‌رسد. این باعث به‌صرفه بودن قاچاق سوخت است، سوخت در ایران عمدتاً به کشورهای همسایه صادر می‌شود و بار ضرر تولید آن و عدم توانایی صادر کردن آن مقدار به دوش دولت می‌ماند و سود آن به جیب کشورهای هدف می‌رسد. این کشورها اگر مصرف‌کننده باشند باقیمت زیر فوق می‌توانند بنزین بخرند و اگر صادرکننده باشند باقیمت زیر فوق می‌توانند بنزین مصرفی خود را از طریق قاچاق تأمین می‌کنند و تولید خود را بیشتر صادر کنند.

سه نکته دیگر نیز علاوه بر موارد بالا قابل‌بیان است؛

نکته‌ای که افزایش قیمت بنزین بر زندگی مردم مؤثر است این است که قانون 25% قیمت هر چیز قیمت حمل‌ونقل است برای کالاهای مصرفی نیز صادق است، هرچند گازوییل حامل انرژی اصلی حمل‌ونقل کالا در ایران است و به‌این‌ترتیب در هر چرخه تولید و قیمت‌گذاری حدود 700 تومان به دلیل افزایش حامل انرژی افزایش قیمت خواهیم داشت.

دولت کم شدن سالی 120 هزار میلیارد به‌صورت حدودی از ضرر خود را می‌تواند به صادرات بیشتر و تخصیص یارانه در بخش‌های ضروری‌تر و مفیدتر اختصاص دهد و این‌گونه کمتر از جیب مردم در بخش‌های دیگر برای جبران ضررهای خود تلاش کند.

نکته دیگری که مطرح است این است که دولت صادرکننده (تولیدکننده) و دولت مصرف‌کننده باهم تفاوتی دارند. هر دو دولت مصرف داخلی دارند ولی دولت صادرکننده افزایش قیمت را هدف افزایش سود خود نمی‌داند تا بتواند خرید بیشتر داشته باشد ولی دولت مصرف‌کننده از افزایش قیمت‌ها هدفی چون تأمین مالی بیشتر برای خرید بیشتر دارد. دولت فرانسه اگر قیمت حامل‌های انرژی را افزایش می‌دهد چون واردکننده ماده اولیه است، به دلیل اوضاع نامتوازن جهانی قصد سود بیشتر برای خرید بیشتر دارد ولی دولت تولیدکننده یا صادرکننده ایران برای کاهش هزینه‌های خود تن به افزایش قیمت می‌دهد. پس نگاهی که به افزایش قیمت در دو کشور و سازوکار مختلف و نیت آن‌هاست، اشتباه است.