رقابت بر سر مخ‌زدن(2)

در قسمت قبل خواندیم که ....

و در ادامه؛

نوازنده‌ها:

کلاً از دهه هفتاد و هشتاد، علی‌الخصوص هشتاد، دخترها علاقه به موزیسین‌ها را از خودشان نشان دادند و الا از نظر تیپیکال کسی عاشق ذوالفنون و لطفی به دلیل جلوه بصری یا ذاتی نمی‌شد و کراشی نبود. اما با شروع دهه هشتاد دختران این دهه دوره نوجوانی و جوانی خود را می‌گذراندند شروع کردند به کراش زدن روی خواننده‌ها و موزیسین‌ها و همین باعث شد تا پسران زیادی به جای یادگیری مثلاً سازهای سنتی به یادگیری گیتار، برقی، الکترونیکی و غیره بپردازند چون مرغ همسایه در دید قشر هدف، دختران، غاز بود و سلیقه موسیقی غربی شده بود. در اینجا هم در کنار«نما» جلوه بصری نیز مهم است ولی دخترها معمولاً، از نظر نوازنده‌ها البته، کسی که برایشان آهنگ بخواند را دوست دارند.

  یک نوازنده خیابانی تزئینی!
یک نوازنده خیابانی تزئینی!

اما خب شرکت در کلاس‌های صحیح موسیقی هزینه‌های بالایی نیاز داشت و قاطبه مخ زنان دانشجو بودند و هستند و مهم‌تر از هزینه مالی شرکت در کلاس‌های صحیح موسیقی سخت بودن پذیرش حرف استاد موسیقی است که به 80% از این نوازنده‌ها و خواننده‌های کنار خیابان و پارتی و آن‌هایی که در جمع سازی به دست می‌گیرند و آوازی از حلق ارائه می‌دهند خواهد گفت:« سر جدت نخون! برای دلت هم نخون! کسی تشویقت کرد هم یادت باشه از روی هیجان درونی یا پایینی گفته!!» و خب به همین دو دلیل مهم قشر نوازنده‌های خودآموز شکل گرفت و زیادتر و زیادتر شدند به‌طوری‌که هر کافه و هر اکیپ و هر خیابان و هر ایستگاه مترو و هر پیج توییتر و اینستاگرام خواننده‌ای و نوازنده‌ای برای خود دارند.

  یک نوازنده کافه بصورت تزئینی!
یک نوازنده کافه بصورت تزئینی!

دختران سرزمین من هم به دلیل صبغه کراش زدن روی «نما»ی خوانندگی و جلوه بصری به‌راحتی، البته از نگاه نویسنده، مخشان می‌خورد.

برنامه‌نویس‌ها:

مقوله« بیا کامپیوترمون رو درست کن» قبلاً هم وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط بود اما بیشتر به ازدواج و از طرفی آشنایی ختم می‌شد و گاهی هم سکس! و البته محدودیت بیشتری هم داشت که بیشتر یا دختر همسایه و یا دختر فامیل دور را مورد زنش مخ قرار می‌داد و همین کامپیوتر بلدها کم‌کم به سن دانشگاه که رسیدند و خاطرات خوش تعمیر کامپیوتر، که عموماً ویندوز عوض کردن بود، زیر دندان آن‌ها بود که به سمت برنامه‌نویسی رفتند و شانس با این‌ها یار بود که «های‌تک» به سمت نیاز به برنامه‌نویسی رفت و کم‌کم همه به« کامپیوتر/گوشی من رو درست کن» افتادند و دیگر بحث نسبت و فاصله هم مطرح نبود چراکه در کافه هم می‌شد لپ‌تاپ یک خانم غریبه را تعمیر کرد و مخ زد و ادامه ماجرا.

  ادوات برنامه نویس تزئینی!
ادوات برنامه نویس تزئینی!

این برنامه نویسان به‌صورت لپ‌تاپ باز در تمام کافه‌ها قابل‌رؤیت شدند و به‌نوعی عین عریضه‌نویس‌های کنار دیوان دادگستری حاضر و ناظر هستند و هرکس که تولیدات کارخانه‌های اپل را دارد برنامه‌نویس تر و یا به‌نوعی کامپیوتر تعمیر‌کن‌تر است و خب دخترها هم از کسی که کامپیوتر تعمیر می‌کند و چیزی می‌آفریند و شانسی هم در استارتاپی شرکت کند و مهم‌تر از همه اینکه علاوه بر «نما» و جلوه بصری یک «جلوه مفهومی» هم دارند و آن‌هم به خاطر انگلیسی فارسی بلغور کردنشان و چرخیدن لای صفحات اینترنت و ویکی‌پدیا و یوتیوب که باعث می‌شود 10 خشت پر کنند برای امتیاز بیشتر علیه حریفان.

چند برنامه نویس تزئینی!
چند برنامه نویس تزئینی!

ورزشکارها:

ورزشکاران عرصه امروز ما، با هزینه جان و مال و مال!خود به‌وسیله تمرین و وزنه‌هایی که می‌زنند سعی می‌کنند تا پیکرتراشیده دختران را تحریک کنند اما خب این جلوه بصری مهم است اما معمولاً ناخودآگاه ورزشکاران ناخودآگاهی «آرس» مدار است که روحیه‌ای پراگماتیستی و جوان گرا و اهل شور و هیجان است و این عامل باعث می‌شود تا ورزشکاران«نما» پیدا کنند و در کنار جلوه بصری قابلیت مخ زنی پیدا کنند.


یک ورزشکار تزئینی!
یک ورزشکار تزئینی!

دختران سرزمین من وقتی مخشان توسط این «آرس کوچولوها» زده می‌شود در ابتدا راضی‌اند ولی بعدتر با ذات وحشی این افراد روبه‌رو می‌شوند و عقب می‌کشند. بعضی دختران هم مخشان زده‌شده و سایر موارد بد طرف را به خاطر جلوه بصری و به‌صورت مشخص‌تر، سکس، پای طرف می‌مانند.




ادامه دارد....