پوتین و روسیه جدید(2)

در قسمت قبل...

در اوایل دهه 2000 میلادی بخت به این کشور رو کرد و شانس هم به کمک «پوتین» آمد.

جهش قیمت نفت در سال 2000 از تصمیم این دو نفر آغاز شد
جهش قیمت نفت در سال 2000 از تصمیم این دو نفر آغاز شد

در این دوره «سید محمد خاتمی» رئیس‌جمهور ایران در ابتدا با همکاری کشورهای خلیج‌فارس قیمت نفت را از هر بشکه 12 دلار با کاهش تولید ابتدایی و افزایش قیمت و با توجه به شرایط سیاسی منطقه به حدود میانگین 77 دلار رساند که تا اندکی بعد از سال 2004 به قیمت 110 دلار در هر بشکه نیز رسید، اما دوران حکومت «سید محمد خاتمی» پایان یافت.

 پوتین سفرهای متعددی به ایران داشت
پوتین سفرهای متعددی به ایران داشت

روسیه نیز در میانه این اقدام اعضای اوپک و بعد از کاهش تولید نفت این کشورها، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس که به ابتکار ایران انجام شد، تولید نفت خود را بیش از دوسوم افزایش داد و با افزایش سی‌درصدی قیمت نفت شاهد انقلاب صنعتی و مصرفی بود. درآمد واقعی 140 درصد افزایش یافت و بیکاری کاهش چشمگیری پیدا کرد. در مورد برابری قدرت خرید، تولید ناخالص ملی از میزان 951 دلار در سال 1999 به میزان 276 دلار در سال 2008 افزایش یافت. خط فقر در روسیه به سال 1999 شامل 30 درصد از مردم بود ولی در سال 2003 به 13 درصد رسید.

اما این افزایش چشمگیر اقتصادی بلایی را که بر سر شاه ایران آمد برای پوتین نیز به ارمغان آورد...

با افزایش سطح زندگی دیوان‌سالاری روسیه بهبود نیافت و دولت هنوز موفق به مدرن سازی خود نشده بود و برعکس هنگامی‌که کشور در حال تجربه موج رفاه سال 2000 بود پوتین دیوان‌سالاری را گسترش داد و تعداد کارمندان را دوسوم برابر کرد و این کارمندان را تشویق به عضویت در حزب روسیه متحد می‌کردند و کارمندان نیز شغل خود را و رفاه را مدیون «کرملین» می‌دیدند. هم‌زمان دولت نهادهایی مانند: دادگاه‌های مستقل و مجلس‌های منطقه‌ای را که توان افزایش دیوان‌سالاری داشتند، در درون خود هضم کرد. از سوی دیگر کرملین در سال 2000 تصمیم گرفت تا رسانه‌های روسی را از طریق مالکیت به‌صورت یکجا اعم از روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی و همچنین از طریق اعمال‌نفوذ بر بقیه رسانه‌ها آن‌ها را کنترل کند؛ درنتیجه تا سال 2008 نود درصد رسانه‌های روسی تحت اختیار مستقیم یا غیرمستقیم دولت بودند.

مانند BBC راشا تودی هم نماد رسانه دولتی است
مانند BBC راشا تودی هم نماد رسانه دولتی است

این تحولات و عوامل برای «پوتین» مسیری رو به سقوط را رسم می‌کرد ولی «کرملین» شروع به اصلاحاتی در چهار دسته‌بندی کرد:

1. اصلاحاتی در بخش قانون‌گذاری، شورای فدراسیون و غیره انجام داد. در این گروه از اصلاحات دولت قصد داشت به‌صورت قانونی به این هدف برسد که بیشتر در بخش سیاسی مدیرت داشت باشد.

2. اصلاحاتی که بعدتر شکست خوردند. حقوق بازنشستگی و سن آن، اصلاحات قضایی و اداری و قوانین پلیس روسیه که شهره به فساد بود.

3. اصلاحاتی که در دوره «پوتین» آغاز شد و در دوره «مدودف» ادامه یافت؛ مسکن، آموزش، بهداشت و درمان و سایر مسائل حوزه اجتماعی

4. اصلاحاتی که بیان شد ولی انجام نگرفت؛ جامعه مدنی، آزادی سیاسی، برابری قانونی و تشکیل دولت ائتلافی

در دوره اول «پوتین»(2008-2000) روسیه موفق به حفظ بقا، کسب خودمختاری، رفاه اقتصادی و احترام به نفس جمعی جامعه و احیای قدرت بین‌المللی شد اما «پوتین» این موارد را با سیاست تمرکز قدرت در دولت اجرا کرد. سیاست مقتدرانه «پوتین» در عرصه اقتصادی و افزایش سرمایه‌گذاری خارجی و بازگرداندن بدهی‌های دهه نود رفاهی نسبی را ایجاد کرد تا مسیر را به سمت حفظ او نیز کج کند.

روسیه در دوره تزاری، شورایی و آزادی هیچ‌گاه به‌صورت کشور دموکراتیک اداره نشده و همواره ارجحیت با حفظ دولتی مقتدر برای رفاه و کسب احترام بوده است تا آزادی.

مردم روسیه نیز فقط با دیدن شرایط اقتصادی بهبودیافته و تأثیر رسانه‌ای درست دولتی و آماده شدن برای تغییرات توانستند ضعف‌های دولت اول «پوتین» را نادیده بگیرند.

حال بپردازیم به ساختار سیاسی در روسیه نوین؛

فدراسیون روسیه چیست؟

بر اساس قانون اساسی روسیه، این کشور یک فدراسیون و جمهوری نیمه ریاستی است که رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس دولت و نخست‌وزیر به‌عنوان رئیس حکومت شناخته می‌شود. فدراسیون روسیه دارای ساختار چندحزبی با دولت فدرال متشکل از سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه است. البته رئیس‌جمهور در روسیه تقریباً بر تمام قوا حاکم است. برای بررسی بهتر باید به معرفی قوای روسیه بپردازیم.

قوه مجریه در روسیه

قوه مجریه در روسیه متشکل است از رئیس‌جمهور نخست‌وزیر و هیئت وزرا

رئیس‌جمهور:

مطابق قانون اساسی سال 1993 رئیس‌جمهور روسیه دارای قدرت فراوانی است. درواقع دامنه اختیارات او به حدی است که می‌تواند دستوراتی بدهد که بدون بررسی توسط قوه مقننه شکل قانون به خود بگیرد. انتخاب نخست‌وزیر با رئیس‌جمهور است با تائید مجلس . در صورت مرگ یا استعفای رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر بر مقام او می‌نشیند. در قانون اساسی 1993 مدت‌زمان ریاست جمهوری چهار سال بود که در سال 2008 و انتخاب «مدودف» به‌عنوان رئیس‌جمهور این قانون اصلاح شد و مدت‌زمان ریاست جمهوری به شش سال افزایش یافت.

یک زوج سیاسی موفق!
یک زوج سیاسی موفق!

نخست‌وزیر:

نخست‌وزیر با معرفی رئیس‌جمهور و اخذ رأی اعتماد از دومای دولتی انتخاب می‌شود. ریاست کابینه بر عهده اوست و عموماً بر مسائل داخلی کشور تمرکز بیشتری دارد. نخست‌وزیر همیشه تابع و تحت تأثیر رئیس‌جمهور بود تا زمانی که با آغاز ریاست جمهوری «مدودف»، «پوتین» به نخست‌وزیری رسید و نقش وی از «مدودف» در مقام رئیس‌جمهور بالاتر بود و با انتخاب مجدد «پوتین» دوباره «مدودف» در جایگاه نخست‌وزیر از وزن و نقش جایگاهش کاسته شد.



ادامه دارد...



توی این یادداشت توضیح دادم که چرا ولی اگه از متن‌ها خوشت اومد میتونی به این شماره حساب کمک کنی: 0830-3808-4610-6393 چون تولید محتوا هزینه داره.