چند رفتار مزخرف ما ایرانیان(12)



37.همه‌چیزدانی ما:

تابه‌حال دقت کرده‌اید که نمی‌دانم دردهان ما سخت پیدا می‌شود و اصلاً پیدا نمی‌شود؟ یا دقت کرده‌اید که سؤالی را برای پوشش نادانی خویش با سؤالی پاسخ می‌دهیم؟ حس می‌کنیم در همه علوم متخصص هستیم و با توسل به چهار صفحه نیمه علمی و چهار حرف از چهار نفر معلوم‌الحال و غیره از خودمان اقیانوس‌هایی به عمق یک صفحه کاغذ ساخته‌ایم.اگر کسی هم به این ایراد ما دست بگذارد مسلم را تنها به بالای مناره روان می‌کنیم و همیشه بجای پیشتاز پروری به پس تاز پروری دست می‌زنیم.اگر هم حقیقت را بدانیم آن را انکار می‌کنیم چون صداقت ما بر همه‌کس آشکار است که چقدر افشای حقیقت را با منافعمان در نظر می‌گیریم. برشت می‌گوید آن‌کس که حقیقت را نمی‌داند ابله است ولی آن‌کس که می‌داند و آن را پنهان می‌کند جنایتکار است.



38.ریاکاری و فرصت‌طلبی ما:

معمولاً در آمار دادن دروغ‌گوییم و حقیقت و آمار را هم به‌نوعی ارائه می‌کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب. اگر تهاجمی رخ دهد کمی مقاومت می‌کنیم، اگر حریف نشدیم، تسلیم می‌شویم و بعد همرنگ، اعتماد دشمن را به دست می‌آوریم و او را هم به خود استحاله می‌کنیم.چه شد که وزیران ایرانی خلیفه بغداد منتظر ماندند تا خلیفه را نمدمال کنند؟چرا پشت بابک خرم‌دین درنیامدند که هیچ، یک ایرانی که همان افشین باشد، برای خوش‌خدمتی به خلیفه بابک را با خدعه اسیر کرد؟ خیانت می‌کنیم و حواسمان نیست این کارها بعداً سرخودمان هم می‌آید. به اسامی افراد کمی دقت کنیم؛ اسامی اسلامی بیست و سی‌ساله‌اند، اسامی مثل ثریا و فرح و ... 50 و 60 ساله و داریوش و کوروش هم همان حوالی. اسم مغازه انتخاب کردن‌های ما هم همین است، بسته به شرایط زمانی و در جهت وقایع متن جامعه! درگیر تب تند می‌شویم و بازیگران خوبی هم هستیم و مهم‌ترین بازی ما تعارف است که حتی خودمان هم فریبش را می‌خوریم. تا رئیسی از اداره‌ای نرود نمی‌فهمد چقدر محبوبیت یا منفوریت داشته است. میرزاعلی اصغر خان اتابک صدراعظم سه شاه بود و با ترفند جنازه ناصرالدین‌شاه را وانمود کرد که زنده است و برای مظفرالدین میرزای ولیعهد این شعر را فرستاد:

« چرا خون نگریم؟چرا خوش نخندم؟ که دریا فرورفت و گوهر برآمد»

شعر هم تبریک دارد هم تسلیت دارد هم خبر دارد هم تثبیت شغل دارد هم تملق دارد و ما ایرانیان کلاً در این مدل کارها در جای مخصوص به خودمان استادیم. یا قا آنی که برای زکام حاج میرزا آغاسی شعر می‌گفت بلافاصله بعد از روی کار آمدن امیرکبیر سرود:

«به‌جای ظالمی شقی نشسته عالمی تقی»

استاد چرخش‌های اصلاحی به نفع خود هستیم؛ شعر و تاریخ به کنار، مدارس غیرانتفاعی چیست؟بانکداری غیر ربوی چیست؟ این کلمات و مفاهیم است که در ذهنمان رنگ‌باخته و بی‌احترام شده است و از واژه‌های مقدس برای نیل به اهدافمان استفاده سوء کرده‌ایم.


39.نمونه‌های دیگر از خلقیات ما:

صراحت لهجه ما بسیار کم است و رک بودن را عیب میدانیم. بشدت اهل غیبت کردن هستیم و تا بتوانیم بزکش می‌کنیم. نه گفتن را بلد نیستیم تا کمتر خود و دیگران را به دردسر و توقع بی اندازیم. همه‌چیزمان متری است و متر هم خودمانیم.مشورت دادن بدون نفع شخصی را کمتر بلدیم. بشدت کلی‌نگر هستیم. حد وسط نداریم و معقول نیستیم. استدلال ناپذیریم و احتجاج نمی‌فهمیم. قضاوت کننده ترین افراد هستیم به‌نوعی که یک‌چیز را در تمام شئون زندگی طرف مقابل تسری می‌دهیم. در قضاوت اعتدال نداریم. لاف‌زنی و شوعاف بیهوده زیاد داریم. چشممان به دهان دیگرانی است که خودمان به ایشان شناسنامه دادیم برای عرض‌اندام. کاستی‌های امروز را نمی‌بینیم و به گذشته فخر می‌کنیم. بار معنایی لغات را نمی‌دانیم و فقط حرف می‌زنیم و جمله می‌بندیم. حرف زدنمان بیشتر از حد بامنظورمان متفاوت است. عاشق کنایه و دوپهلو گویی هستیم. هرکس که قدش از ما بلندتر است را یا فراری می‌دهیم یا قدش را کوتاه می‌کنیم.بشدت خودمحور هستیم.