چند رفتار مزخرف ما ایرانیان(7)

در قسمت قبل خواندید که....

در ادامه می‌خواهم اندکی با کمک کتاب جامعه‌شناسی خودمانی به بررسی رفتارها و عادات مزخرف ما ایرانیان بپردازم


24.با تاریخ بیگانه‌ایم:

حتی تحصیل‌کرده‌های مملکت ما هم خیلی با تاریخ میانه خوبی ندارند و حتی در دوره دبیرستان نه درس تاریخ و نه معلم تاریخ معمولاً جدی گرفته نمی‌شدند و معمولاً حس نمی‌کنم هر چیزی در یک جایگاه تاریخ نیاز به یک هویت تاریخی دارد و آن هویت تاریخی هم بایستی به‌صورت درست در اطلاعات مردم آن مختصات تاریخی وجود داشته باشد. اصلاً توجهی نداریم که به در حمله اعراب مردم خسته از ساسانی چطور درگیر شعارهای اسلامی شدند و سپس به درگیری موالی جویی اعراب رسیدند و 250 سال طول کشید تا اندکی رهایی بیابیم و برای مثال دیگر دست‌کم گرفتن دشمن ما را 300 سال درگیر قائله مغول کرد و عبرتی نگرفتیم. به صرف حمایت از اسکندر میرزا وارد جنگ‌های طولانی ایران و روس شدیم و داغ گلستان و ترکمانچای بر ما ماند. هرگاه هم مهاجمی می‌آمد و پیروز می‌شد، عده‌ای که نه شهامت کشته شدن داشتند و نه قدرت و شانس فرار می‌شدند دست راست فاتح جابر دقیقاً منظورم همان برمکیان و خواجه نصیرهای طوسی و خواجه نظام ملک و بقیه است. همیشه هم حس می‌کنیم که هر چیزی و هر نوعش فقط و فقط به دست یک نظامی رخ می‌دهد چون برای گرفتن فقط زور لازم است ولی توجه نداریم که خب وقتی اوضاع آرام شد چون جز زور بلد نبوده ، نادرشاه هم باشد، آغامحمدخان هم باشد، چون تمرین سازندگی نداشته، قطعاً در اداره کشور می‌مانند. هرروز هم می‌گذرد و همان‌ها تکرار می‌شود و اگر نخواهیم همه‌چیز را دوباره تجربه کنیم باید تاریخ را جدی‌تر بگیریم.

25.حقیقت گریزی و پنهان‌کاری ما:

دقت کرده‌اید که اکثراً خبر بیماری را به کسی نمی‌دهیم چون از روبرو شدن و روبرو کردن خود و دیگران با حقیقت ترس داریم. در اوج بی‌علاجی با انشالله و به امید خدا و هرچه خداوند مقدر کرده باشد، صورت‌مسئله را پاک می‌کنیم. همیشه درگیر این هستیم که خود را گول بزنیم برای فرار از حقیقت و مصداق بارز آن حکایتیم که می‌گفت«انشالله که گربه بوده».این ایراد به خاطر این است که ما به مشکل باور پیدا نمی‌کنیم تا حلش کنیم. آمار جرم و جنایت و خودکشی را در کشور خود نمی‌بینم ولی آمار جنایت و فلاکت سایر کشورها را میگوییم.آمار پرونده‌های مختومه شده در سال را نسبت به جمعیت ببینید؛ در سال 96 به حدود ۱۶ میلیون و ۲۱۲ هزار و ۸۰ پرونده در دستگاه قضایی رسیدگی شده است و این یعنی به ازای هر ایرانی 0.2 پرونده این در حالی است که حدود بیست سال قبل از این در سال 78 حدود 2 میلیون و 207 هزار پرونده بوده و نسبت آن به جمعیت ایران در آن زمان می‌شود 0.06پرونده به ازای هر ایرانی و این نشان از افزایش بسیار زیاد تخلفات ثبت‌شده در کشور است که دیده نمی‌شود و بیان درستی نمی‌شود و البته بایستی به این توجه کنیم که روزی در این مملکت همدیگر را کمتر از برادر خطاب نمی‌کردند و اوضاع امروز ما این است. این اتفاقات یک‌شبه رخ نداده و ما با کتمان حقیقت اینکه جامعه دچار افزایش بزه‌کاری شده است به رفع علت آن نپرداخته‌ایم و از طرفی همیشه اخبار دیگران برای ما مهم‌تر بوده است. همیشه در آمارهای اعتیاد و مسائل جنسی و این دست موارد در میان دانش آموزان ایرانی وقتی‌که آموزش‌وپرورش تحقیقی می‌کند آمار با افزایش سن و مقاطع تحصیلی کم می‌شود، شاید بگویید این موارد با افزایش سن کم می‌شود ولی شواهد می‌گوید که این‌طور نیست و این کم بودن آمار در مقاطع بالاتر نشان از این دارد که دانش آموزان با افزایش سن بیشتر پنهان‌کاری می‌کنند و محصلین ابتدایی راحت‌تر در معرض شناسایی قرار می‌گیرند. البته که ما همیشه آمارهای تکان‌دهنده را پنهان می‌کنیم، حتی آمار چند هزار شهید برای مبارزه با مواد مخدر را که رشد اعتیاد از رشد جمعیت در سال 76 پیشی گرفت! ظاهراً نتیجه این‌همه شهید دادن هم برعکس شده است.

26.ظاهرسازی ما:

اکثریت ما اهل تظاهریم. تظاهر به ادب، درستی، نزاکت، مکنت، ثروت، قدرت و غیره چیزهایی که اهل آن نیستیم.

برای مثال حتی ظروف و غذای مهمان با خودمان فرق دارد و نمی‌دانیم که این اصلاً مهمان‌نوازی نیست و این را پرستیژ اجتماعی فرض می‌کنیم و خبر نداریم که این پرستیژ راداریم قرض می‌گیریم. برای مثال دولت با تمام کسری بودجه و مشکلات چون سر برآورده از همین ملت است خرج‌هایی برای ظاهر داری می‌کند، یارانه بنزین برای مثال! مسئله را می‌فهمیم ولی پشت سر منفعت، تظاهر می‌کنیم.