کافه نشینی و دورهمی

 کاش برای این دست کارها دور هم جمع میشدیم!
کاش برای این دست کارها دور هم جمع میشدیم!

و اما مسئله بعدی جمع‌هایی است که افراد دورهم تشکیل می‌دهند. اولین قاعده برای بشر در امر اجتماعی این است که «البشر مدنی بالذات» و انسان به سمت اجتماعی شدن میل دارد. اما برای چه؟ حتماً برای تأمین نیازهایی. اما امروزه جمع‌هایی که بر مبنای رفاقت به رفاقت شکل می‌گیرد و بعضاً در مهمانی‌ها و کافه‌ها شروع می‌شود برای چیست؟افراد دورهم جمع می‌شوند فقط برای دورهم جمع شدن؟برای دیدن هم؟ یا برای تبادل چیزهایی که درون خوددارند؟

این جمع‌هایی که من می‌شناسم و بعضاً وارد آن‌ها می‌شوم، به‌واسطه همین شبکه رفاقت، چه چیزی را برای من تأمین می‌کند؟

یک‌زمانی به این فکر می‌کردم که اگر فقط سیگار کشیدن من فراهم شود هرجایی را می‌پذیرم و چه‌بهتر کارهای جنبی دیگری نیز انجام دهم دراین‌بین. و راحت هم باشم و ... . اما برای چه؟فقط برای یک سیگار؟آشنایی با افرادی درجایی به‌واسطه اینکه من جایی برای سیگار کشیدن و راحتی می‌خواستم؟افرادی که چیزی را برای من تأمین نمی‌کنند چه فایده‌ای برای من دارند؟

جواب این است که در 80% مواقع هیچ! البته این هیچ در خوش‌بینانه‌ترین حالت است چون معمولاً افراد مشکلاتشان را هم برای ما میاورند. و این فقط هزینه کرد بیهوده مالی و زمانی و ذهنی است. این نه‌فقط برای من که برای هرکسی می‌تواند باشد و به نظرم بایستی تغییر کند.