مسیر ساخت تصویر حرفهای از خودتان
در دنیای امروز، داشتن تخصص یا تجربه کافی نیست. شما باید شناخته شوید، آن هم به شکل درست و برای مخاطب درست. مینی برندینگ شخصی راهی سریع، هدفمند و هوشمندانه برای ساختن یک تصویر حرفهای قابل تشخیص و قابل اعتماد در ذهن مخاطبان خاص است.
در یاکادمی یک نقشه راه ۷ مرحلهای و بهینهشده برای برندینگ شخصی ارائه میشود که هم به درون شما نگاه میکند (کشف هویت واقعی) و هم به بیرون (ارتباط اثربخش با مخاطب).

۱. کشف هسته مرکزی: شما کی هستید و چه تفاوتی ایجاد میکنید؟
برندینگ شخصی از درون آغاز میشود؛ از جایی که بدانید واقعاً چه کسی هستید و چه چیزی شما را متمایز میکند؛ وقتی کسی شما را نمیبیند! پس لطفاً چشمانتان را ببندید و تجسم کنید؛ وقتی کسی شما را نمیبیند چه کسی هستید و دوست دارید چه تمایزی ایجاد کنید؟ البته عجله نکنید برای زودتر خواندن این متن.
در همین مرحله، میرسیم به خودارزیابی: لطفاً توانمندیها، ارزشها، علایق، تجربیات منحصربهفرد خودتان را بنویسید و یک طرف بگذارید. ضعفها، نفرتها و شرایط غیر مطلوب خودتان را نیز بنویسید و در طرف دیگر بگذارید.
تمایزسازی: ترکیب این عوامل برای پاسخ به سوال کلیدی: من چه کسی هستم؟ باید انجام شود. یک جمله کوتاه ولی مؤثر. باید توجه کنید که جمله و مفهوم شما باید جذاب هم باشد.
خروجی نهایی: یک جمله هستهای که برند شما را خلاصه میکند.
مثلاً روایتگر کسبوکارهای نوپا، با تخصص در سادهسازی مسائل پیچیده بازاریابی دیجیتال
۲. ترازبندی تصویر درونی و بیرونی: آیا آنچه هستید با آنطوری که دیده میشوید یکی است؟
بررسی اینکه تصویر ذهنی شما با برداشت دیگران همخوان است یا نه، بخش مهمی از این فرآیند است. یادمان باشد که این نوع برندینگ به این خاطر نیست که همه شما را ببینند و دنبال کنند! بلکه مینی برندینگ شخصی به خاطر این است که افراد خاص به سمت شما جذب شوند؛ نیازی هم ندارید که همه شما را دنبال کنند. البته نظرات خودتان را میتوانید با ما به اشتراک بگذارید مثلاً اگر فکر میکنید که همه باید شما را دنبال کنند، اما عقیده بنده این است که قطعاً شما برای کار مشخص و مخاطب معینی ساخته شدهاید.
از چند نفر معتمد بپرسید: "من را چطور میبینی؟"
تفاوتها را تحلیل کرده و فهرستی برای اصلاح بسازید؛ سعی کنید از پیچیده دیدن کمی فاصله بگیرید. متأسفانه عدهای هستند که دنبال پیچیده دیدن هستند؛ هر چه به ایشان مسیر واضح و عملی را هم نشان بدهید شاید بگویند: ولی به نظرم من خیلی پیچیده تر از این حرفهاست!
خروجی نهایی: فهرست اصلاحی برای همراستا کردن هویت واقعی با درک بیرونی.
۳. روایت شخصی اثرگذار: قصهای بساز که شنیده شود.
مردم به قصهها بیشتر از رزومهها اعتماد میکنند. کتابهای خوبی در این زمینه هست که میتونیم براتون معرفی کنیم؛ اما الان اجرا کردن این بخش واقعا کمک بزرگ به شکل گیری برند شما است؛ پس این موضوع را انجام دهید و بعداً میتوانیم درباره مفاهیم و اهمیت عمیق آن باهم صحبت کنیم.
داستان خود را در قالب سه بخش بازگو کنید:
۱. چالش گذشته
۲. نقطه عطف
۳. مأموریت فعلی
از دادههای کمّی استفاده کنید تا تأثیر کارتان را ملموس کنید. البته ممکنه بعضیها فکر کنند که گذشته آنها چالش خاصی نداشته یا هیچ نقطه عطفی هم نداشتند و الان هم مأموریت خاصی ندارند؛ به نظرم همین سناریو به خودی خود میتواند جذاب طرح شود، فرض کنید من همان فرد هستم و مینویسم: من فردی هستم که در گذشته بیشترین بطالت زمانی را در دنیا تجربه کردم و یک روز خیلی اتفاقی یک متنی را خواندم که نوشته بود سعی نکنید پیچیده ببنید، موضوع ساده هست! و نمی دانم چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتم از آن همه کسالت و بی هدفی خارج شوم؛ اکنون هدفم این است که یک موضوعات پیچیده آموزشی را به شکل ساده برای مخاطبانم ارائه کنم تا بهتر یاد بگیرند. این البته یک مثال بود و فکر میکنم که شما مثال های بهتری می توانید در این رابطه بنویسید.
خروجی نهایی: پیام ۳۰ ثانیهای برند شخصی، مناسب برای بیو، معرفی یا شبکهسازی. بله همان طور که احتمالاً متوجه شدید، پیام شما باید خلاصه و تأثیر گذار باشد. تمرینات خوبی برای این مهارت وجود دارد.
۴. طراحی هویت بصری و کلامی: دیده شوید، همانطور که هستید؛ خاطرتان باشد که همان گونه که هستید، عدهای هستند که قطعاً به دنبال شما هستند، و شما بدون توجه به تعداد این مخاطبانتان، میتوانید به موفقیتهای رضایت بخش برسید. خیلی ها ممکن است فکر کنند چون فوتبال مخاطب زیادی دارد پس من باید فوتبالیست شوم تا مخاطبان و هواداران بیشتری به دست بیاورم! غافل از اینکه آن فرد مثلاً یک کشتی گیر یا یک بسکتبالیست خوب است.
ظاهر و لحن شما مکمل پیامتان هستند. با هویتی مشخص و قابل تکرار، ذهن مخاطب را درگیر نگه دارید.
لحن برند: حرفهای، دوستانه، الهامبخش؟ همراه با واژههای کلیدی مشخص.
هویت بصری: رنگ، فونت، سبک عکسبرداری.
خروجی نهایی: یک راهنمای سبک (Style Guide) یکصفحهای برای خودتان. این صفحه را برای خودتان به عنوان یک راهنما میسازید. میتوانید بعداً برای من هم ارسال کنید تا نظر بدهم.
۵. استقرار هدفمند در بسترها: حضور در جای درست
همهجا بودن، لزوماً برند قوی نمیسازد. مهم آن است که در جای درست و با پیام درست دیده شوید.
یک پلتفرم اصلی را انتخاب کنید (مثلاً لینکدین برای حرفهایها).
پروفایلهای دیجیتالتان را هماهنگ، ساده و شفاف طراحی کنید.
خروجی نهایی: پروفایلهای منسجم و مینیمال در تمام شبکههایی که انتخاب میکنید خواهید ساخت.
۶. تولید محتوای ارزشمحور: حرفی برای گفتن داشته باشید
محتوا ابزار اصلی ساخت و تقویت برند شماست.
یک نوع محتوای اصلی انتخاب کنید (پست آموزشی، پادکست کوتاه، ویدیو الهامبخش).
با قانون ۸۰/۲۰ کار کنید: ۸۰٪ آموزش، ۲۰٪ معرفی خودتان/خدماتتان
خروجی نهایی: مخاطبانی علاقهمند و باکیفیت که برند شما را دنبال میکنند؛ چه به صورت حضوری و چه به صورت مجازی. دنبال کنندههای حضوری را دست کم نگیرید که ارزش بالاتری دارند. بعداً در این خصوص صحبت خواهیم کرد.
۷. چرخه بازخورد و تکامل: برند شما زنده است
مینی برندینگ پایان ندارد. شما رشد میکنید، بازار تغییر میکند و برند هم باید تطبیق یابد. آدمها عوض میشوند؛ عیبی ندارد. رشد و بهتر شدن ملاک اصلی ما است.
هر سه ماه یکبار عملکرد خود را بررسی کنید.
بر اساس دادهها، پیام، محتوا یا پلتفرم را بهینه کنید.
خروجی نهایی: یک برند زنده و سازگار با مسیر حرفهای شما ایجاد شده است و لطفاً فکر کنید که چه مزایایی از جانب این برندی که خواهید ساخت (یا ساخته اید) به دست می آورید؟ و سوال دوم: فکر میکنید چند نفر در اطراف شما مینی برند شخصی دارند؟
ایجاد مینی برندینگ شخصی تاکنون به این اندازه مهم و البته تأثیرگذار نبوده است.