4 - 1 - گاو ها و موش ها

داستا در مانیفست مدرن اش - یادداشت های زیرزمینی - در مورد تصورِ دیوار صحبت می کند. در مورد انسان هایی که چشمانِ تشنه شان به زمین دوخته شده در حالي كه دو شاخ خمیده شان را رو به جلو گرفته اند و مانند گاوی وحشی در حال دویدن اند. هرگز ديواري نديده اند و تصور وجود آن معنايي را برايشان تداعي نمي كند. حداكثر آن است كه با بد شانسي به يك ديوار برخورد مي كنند و مجبور اند بدون مقاومت تسليم شوند. این جماعت با وجود دیوار همرنگند و دیوار برای ایشان راحت کننده و آرامش دهنده است. نمونه ترین نسخه های آفرینش.

ولي من كوچكتر از آن هستم كه جسارت حركت را در خود جاي دهم. من هماني هستم كه بي صدا زير سم ها و تاخت و تاز سنگينِ گاو ها همانند موش بينوايي له مي شوم گويي كه هيچ گاه وجودي نداشته باشم. حقيقتاً كه به دنيا آمدن چنين موجودي جز انحرافي غيرمعمول در خلقت نبوده است. موجود نحيف و ترسويي كه به دور خود مي چرخد و تماماً به ديوار ها فكر مي كند. تفكر مجالي براي عمل براي اين مردمان دانشمند باز نگداشته و تصورِ وجود ديوار در انتهاي هر راه موجب آن شده كه هيچ نپيمايند.

دانش زياد و قوي اين موش هاي بدبخت عنصري پر بها به نام شك را براي ايشان به بار مي آورد. به يقين اين به آن معنا است كه هر لحظه بايد منتظر آن بود كه اين موجودات منكرِ اعتقادات و انصاف دروني خود شوند. اين اشكالات هيجان انگيز و جذاب هر آن به سوال ها و مشكلات لاينحل ديگري مربوط مي شوند و اين سوالات پيچ در پيچ مجموعه اي از انبوهات را پديد مي آورند كه بايستي تحمل شوند. اين همه شك دروني و كشمش هاي شبانه باعث نفرت از نفس مي شود و ايشان در اثر تحقير و تمسخري كه به خود نسبت مي دهند - كه بي گمان دردناك تر و فرساينده تر از تحقير و تمسخري است كه توسطِ مردمانِ عمل و مصمم مانند ديكتاتور ها و قاضي هاي عالي مقام بر اين موش هاي بيچاره تحميل مي شود - به كلي ذليل و گريزان مي شوند و در خشمي مداوم و مسموم غرق خواهند شد. حال آن است كه اين موجود مذموم خوراك تازه اي براي اشتهاي سير نشدني تفكرش يافته است. اين موش، اين موش خرد شده، توهين شده و خالي از هر اعتماد، ساليان سال به جزييات و دقايق زندگي خود و توهين هايي كه بر او شده پرداخته، در سرخي خجالت غرق مي شود و هر آينه با قوه ي تخيل باورنكردني خود مشخصات هتك آور تري بر آن مي افزايد و خود را آزار مي دهد تحريك مي كند و بر خود نيش مي زند.

چرا اين شك پر بها است؟ سوالي است كه هيچ گاه به ذهن مردم محدود شده در نظامات اجتماع و مردمان عادي نمي رسد. زيرا كه آن ها با اعصاب قوي به راحتي خود را تسكين مي دهند آن ها كساني هستند كه خود به دنبال ديوار مي گردند و حتي اگر منصفانه بگوييم ديوار را به گونه اي خيال آور مجسم مي كنند و در برابر اين غيرممكن خيالي به راحتي تسليم مي شوند. ديوار معلوم الحال ما همان ديوار قوانين طبيعي و نتايج علمي و محاسبات رياضي است. همان اثباتِ دو ضرب در دو مساوي چهار است كه هيچ گاه كسي نمي پرسد چگونه شد كه آن شد و يا از طبيعت نمي پرسد كه تو از ما چه مي خواهي! اما رنجيدگان غرقه در ترديد از دردِ اين سوال هاي پرمعنا لذت مي برند. رنج مي كشند و لذت مي برند و بر خود نفرين مي فرستند . آن موش هاي رنجور نمي خواهند تقصير ديوار ها را بر عهده گيرند.