
در تعریفی دقیق و آکادمیک، تحلیل رقابتی برای پیشبینی تقاضا عبارت است از فرآیند سیستماتیک جمع آوری، تفسیر و ادغام دادههای مربوط به استراتژی ها، توانمندی ها و اقدامات فعلی و آتی رقبا در مدلهای آماری و کیفی پیشبینی فروش. این فرآیند فراتر از یک نظارت ساده بر قیمت هاست؛ بلکه تلاشی است برای مدل سازی رفتار مشتری در سناریوهایی که رقیب، قواعد بازی را تغییر میدهد. این ابزار استراتژیک توسط طیف وسیعی از تصمیم گیرندگان در سازمان مورد بهره برداری قرار میگیرد:
درک اینکه چه کسانی از این تحلیل بهره میبرند، به ما کمک میکند تا خروجی های آن را متناسب با نیازهای سازمان تنظیم کنیم. ذینفعان اصلی این تحلیل عبارتند از:
مدیران ارشد اجرایی و صاحبان کسب و کار: برای این گروه، تحلیل رقابتی برای پیشبینی تقاضا حکم قطب نما را دارد. آنها از جزئیات تکنیکال عبور میکنند و به دنبال پاسخ به سوالات کلان هستند: “آیا رقیب اصلی ما در حال آماده سازی برای تصاحب سهم بازار ماست؟” یا “آیا باید ظرفیت تولید را بر اساس ضعف احتمالی رقیب افزایش دهیم؟”. برای آنها، این تحلیل ابزاری برای تخصیص کلان منابع، تصمیم گیری درباره ادغام و تملیک و تعیین جهت گیری کلی سازمان است.
مدیران بازاریابی و استراتژی فروش: این گروه مصرفکنندگان اصلی داده های رقابتی هستند. آنها نیاز دارند بدانند که کمپین تخفیفی رقیب در ماه آینده، چه تأثیری بر نرخ تبدیل آنها خواهد گذاشت. تحلیل رقابتی برای پیش بینی تقاضا به آنها کمک میکند تا بودجه های تبلیغاتی را بهینه سازی کنند، زمانبندی عرضه محصولات جدید را تنظیم نمایند و استراتژیهای قیمتگذاری پویا را بر اساس تحرکات لحظه ای بازار تدوین کنند.
مدیران زنجیره تأمین و عملیات: شاید ملموس ترین تأثیر این تحلیل در این بخش دیده شود. اگر تحلیلها نشان دهند که رقیب با کمبود موجودی مواجه خواهد شد، مدیران عملیات باید فوراً سطح موجودی اطمینان را افزایش دهند تا تقاضای سرریز شده به سمت شرکت را پاسخ دهند. برعکس، اگر رقیب قصد اشباع بازار را داشته باشد، کاهش تولید برای جلوگیری از انباشت کالا ضروری است.