
بسیاری از شرکتها با وجود داشتن محصولات عالی، در مرحله ورود به بازار (Go-to-Market) شکست میخورند. دلیل اصلی، عدم همسویی (Misalignment) میان تیمهای بازاریابی و فروش است. بازاریابی محتوا تولید میکند، اما فروش از آن استفاده نمیکند؛ فروشنده بازخورد بازار را میگیرد، اما به تیم محصول منتقل نمیکند. سیستم سناریوهای هوشمند فروش به عنوان یک زبان مشترک عمل میکند که مزایای زیر را به همراه دارد:
زمانی که فروشندگان مجهز به سناریوهای هوشمند فروش باشند، دیگر نیازی ندارند برای هر مشتری چرخ را دوباره اختراع کنند. آنها دقیقاً میدانند که برای متقاعد کردن یک مدیر مالی (CFO) باید روی «کاهش هزینه و ریسک» تمرکز کنند و برای یک مدیر فنی (CTO) باید از «امنیت و مقیاسپذیری» بگویند. این سطح از آمادگی، اعتماد خریدار را به سرعت جلب کرده و فرآیند تصمیمگیری را کوتاه میکند.
یکی از بزرگترین هزینههای پنهان سازمانها، زمان طولانی آموزش نیروهای جدید است. در روش سنتی، یک فروشنده جدید باید ماهها وقت صرف کند تا فوتوفن کار را یاد بگیرد. اما با استقرار سیستم سناریوهای هوشمند فروش، دانش سازمانی مستند شده است. نیروی جدید با مطالعه و تمرین سناریوهای مشخص (مثلاً «سناریوی فروش محصول X به صنعت دارویی»)، میتواند در عرض چند هفته به بهرهوری کامل برسد.
خطرناکترین اتفاق برای اعتبار یک شرکت این است که سه فروشنده مختلف، سه داستان متفاوت درباره ارزشهای شرکت تعریف کنند. سیستم سناریوهای هوشمند فروش تضمین میکند که پیام برند، ارزش پیشنهادی و نحوه برخورد با چالشها، در سراسر سازمان یکپارچه است. مشتریان به شرکتهایی که ساختار فکری منظم دارند، راحتتر اعتماد میکنند.